barghhh

آندره ماری آمپر
آندره ماری آمپر فيزيکدان فرانسوی در ۲۲ ژانويه ۱۷۷۵ در حومه ليون فرانسه متولد شد. پدرش که تاجرکنف بود او را در کودکی با ادبيات يونان و لاتين آشنا کرد. اما عشق به رياضيات سراسر وجود آمپر را گرفته بود به طوری که در يازده سالگی کتاب های رياضی را که به زبان لاتين نوشته بودند، خوانده بود و در حساب جامعه و فاضله صاحب نظر شده بود. دوران نوجوانی را در سايه تشويق پدر به علم آموختن
می گذرانيد که سايه غم بر سرش بال گسترد. آمپر هجده ساله بود که او را به صحنه اعدام پدرش بردند.دچار افسردگی شديد شد به طوری که برای مدت يک سال دست به کاری نزد.
از سال ۱۷۹۶ تدريس رياضی، شيمی و زبان را شروع کرد و با دختری به نام جوليا کارون ازدواج کرد.اين ازدواج با عشقی شورانگيز شروع شد و تولد فرزندش نيز کانون خانوادگی را گرمتر کرد. ژان ژاک پسری که در سال ۱۸۰۰ به دنيا آمد يکی از بزرگترين نويسندگان و مورخان فرانسه شد و به عضويت اکادمی علوم فرانسه در آمد. آمپر به سال ۱۸۰۱ به استادی رياضيات دانشگاه پاريس نائل گرديد . وی با يافتن رابطه ميان الکتريسيته و مغناطيس اين علم را پيشرفت فراوان بخشيد و از اين راه شهرتی بسزا يافت. اما سرگذشت آمپر پس از مرگ همسرش ( سال ۱۸۰۴ ) دوباره با غم همراه شد.
از آثار علمی او می توان به تأليف مقاله ای درباره سرگرمی های رياضی که اولين کار چاپ شده او بود اشاره کرد. انتشار همين مقاله رياضيدانان فرانسوی از جمله “دالامبر” و “ليلاند” را متوجه نبوغ آمپرکرد تا آنکه به سال ۱۸۰۹ به سمت استادی رياضيات و مکانيک در کالج پلی تکنيک پاريس مشغول شد. تأليف کتاب های علمی در زمينه های رياضی، شيمی، فيزيک و جانور شناسی سبب شد که او را به عنوان استاد دانشکده علوم و هنرها برگزينند. آمپر اثر متقابل دو هادی موازی حامل جريان الکتريکی را برای اولين بار کشف کرد. او نشان داد که وقتی از دو هادی جريان الکتريکی هم جهت عبور کند آن دو هادی يکديگر را جذب می کنند و اگر جهت جريان الکتريکی در دو هادی متفاوت باشد، دو هادی يکديگر را دفع می کنند. علاوه بر اين، آمپر تئوری خاصيت آهنربايی را بيان کرد. مطابق اين تئوری،
خاصيت آهنربايی مربوط به بار الکتريکی جسم مغناطيسی است. آخرين فعاليت علمی آمپر تأليف کتابی درباره تئوری نمودهای الکتروديناميک است. آمپر در پانزدهم ژوئن ۱۸۳۶ طی تفتيش عقايد در مدرسه شبانه روزی مارس زندگی را بدرود گفت و ۴۵ سال پس از درگذشت اين دانشمند يعنی در سال ۱۸۸۱ کنگره بين المللی فيزيکدانها واحد شدت جريان رابه افتخار او آمپر ناميد تا نام او جاودان بماند.

ادوين هاوارد آرمسترانگ
ادوين آرمسترانگ در ۱۸ دسامبر ۱۸۹۰ در شهر نيويورک به دنيا آمد و مدرک ليسانس خود را در رشته مهندسی برق از دانشگاه کلمبيا دريافت کرد. نبوغ او در زمينه دانش الکترونيک که با آينده بينی خاصی تلفيق شده بود، ديدگاهی بسيار فراتر از زمانه اش به او داده بود. راديوی FM را ادوين هاوارد آرمسترانگ اختراع کرد اما سال ها طول کشيد تا اين باند راديويی به صورت گسترده مورد استفاده قرارگيرد و رديفی از اعداد نشان گر موج را در گيرنده های کوچک خانگی به خود اختصاص دهد.
آرمسترانگ زندگی حرفه ای پر فراز و نشيبی را گذراند و برای به کرسی نشاندن حرف خود زحمات بسيار کشيد و صدمات فراوان ديد. ماجرای او و راديوی FMT، شباهت عجيبی به داستان نيکولا تسلا و اختراع خود راديو دارد.آرمسترانگ جز راديوی FM اختراعات ديگری نيز داشت، به گونه ای امروزه او را “پدربزرگ رادار” و “نيای ارتباطات ماهواره ای” می دانند. زمانی که او دانشجوی سال سوم کلمبيا بود “(Regenerative Circuit) “مدار بازساز را اختراع کرد و درسال ۱۹۱۴ به ثبت رساند.
(super heterodyne) در سال های ۱۹۱۸ و ۱۹۲۲ به ترتيب گيرنده سوپر هتروداين (super hetrodyne) و مدار ابربازساز (super regenerative circuit)را به ثبت رساند. اما بسياری از اختراعات او بعدها مورد ادعای ديگرانی قرار گرفت که در دادگاه ها رأی را به نفع خود تغيير دادند و امتياز اختراعات او را به نام خود به ثبت رساندند. آرمسترانگ اختراع مهم خود، راديوی FM را در سال ۱۹۳۳ ثبت نمود.
که حکمران آن روزها بودند، صدايی بسيار صاف AM بر خلاف گيرنده های FM گيرنده های راديويی FM بر خلاف AM که حکمران آن روزها بود ، صدايی بسيار صاف و عاری از پارازيت داشتند.
،FM برای اثبات کارايی و کيفيت راديوی
آرمسترانگ اتحاد موفقيت ) FCC آميزی با کميته ارتباطات فدرال)، مسوول تخصيص باندهای راديويی در آمريکا داشت و آن را FM واداشت تا يک باند راديويی بين رديف های ۴۲ تا ۴۹ مگاهرتز، به آن اختصاص دهد. در اوايل دهه ۱۹۴۰ کوتاه زمانی پيش از جنگ جهانی دوم و در ميانه آن، آرمسترانگ چند ايستگاه پرتوان را در ايالت های نيوانگلند مستقر کرد که به “شبکه يانکی” موسوم شد. اما چندين دهه از مرگ آرمسترانگ گذشت تا راديوی FM توانست از لحاظ گستره پخش به پای راديوي AM برسد و برای ايستگاه های پخش به صرفه و سودآور شود.
آرمسترانگ در سال۱۹۱۷ به عنوان اولين برنده مدال افتخار IRE(“انجمن مهندسان راديو”) که امروزه ” انجمن مهندسان برق و الکترونيک IEEE” خوانده می شود برگزيده شد.
در سال ۱۹۴۲ مدال اديسون AIEEانجمن مهندسان برق آمريکا را دريافت کرد و در سال ۱۹۸۰ نيز نام او به “تالار افتخار مخترعان” اضافه شد. به عنوان اولين برنده مدال افتخار انجمن مهندسان راديو) که امروزه “انجمن مهندسان ) IRE انجمن ) AIEE خوانده می شود برگزيده شد. در سال ۱۹۴۲ مدال اديسونِ “IEEE برق و الکترونيک
مهندسان برق آمريکا) را دريافت کرد و در سال ۱۹۸۰ نيز نام او به “تالار افتخار مخترعان” اضافه شد.

توماس آلوا اديسون
توماس اديسون در شهر ميلان ايالت اوهايو متولد شد و سال های کودکی را در پورت هرون ميشيگان بهسر برد. وی بيش از يک سال نتوانست به مدرسه برود و دوران نوجوانی را با کارهايی چون فروختنساندويچ و آب نبات در کنار ريل قطار و يا سبزی فروشی گذراند. او که برای فروش اجناس خود مرتباً باترن ميان پورت هرون و ديترويت در رفت و آمد بود، توانست از شرکت راه آهن نمايندگی توزيع يک روزنامهٔ ديترويتی را به دست آورد. با پس انداز پول حاصل از فروش روزنامه، آل توانست يک ماشين چاپ دست دوم خريداری کند. او دستگاهش را در يک واگن بارکشی نصب کرد و در سن پانزده سالگياولين شماره ی روزنامهٔ خود را با نام “ويکلی هرالد” منتشر ساخت. در سال ۱۸۶۲ وی اتفاقی با تلگرافکه در آن زمان وسيلهٔ نوظهوری بود آشنا شد و با وجود کم شنوايی چندی بعد توانست در ادارهٔ راه آهن به عنوان تلگرافچی شغلی برای خود بيابد و با تمرين زياد يکی از چابک ترين مأموران تلگراف در آمريکا شود. اديسون هنگامی که فقط بيست و يک سال داشت، اولين اختراع خود را که يک دستگاه الکتريکی شمارش آراء بود عرضه کرد. آن دستگاه فروش نرفت و او تصميم گرفت که ديگر تا احتياج و تقاضای عامه ايجاب نکند به فکر اختراع ديگری نيفتد. در سال ۱۸۶۹ ، اديسون نخستين اختراع موفقش را که نوعی تلگراف چاپی بود ثبت نمود. تلگراف اديسون برخلاف انواع رايج که علائم مورس را به صورت صداهای کوتاه و کشيده به گوش اپراتور می رسانيدند، آنها را به شکل خط و نقطه بر روی نوار کاغذی چاپ می کرد. او حق امتياز اختراعش را در مقابل چهل هزار دلار واگذار کرد و با پول آن يک کارگاه تحقيقاتی برپا کرد. در اين محل، با تکميل لوازم جانبی تلگراف، توانست يک سامانهٔ پيشرفتهٔ نمايشگر اطلاعات بورس را نيز طراحی نمايد. در سال ۱۸۷۶ يک لابراتوار پژوهشی مجهز بنياد نهاد. عمده اختراعات او در اين مؤسسه به ثمر رسيدند. در سال ۱۸۷۷ وی موفق به ساخت ضبط صوتی که “فونوگراف (آوانگار)” نام گرفت شود. اين دستگاه استوانه ای فلزی با يک دستهٔ گرداننده بود که در انتهای آن سوزنی همراه با يک بوق تعبيه شده بود. در سال ۱۸۷۸ واليس نوعی چراغ را ساخت و نمونه ای از آن به دست اديسون رسيد. اين چراغ بازده
پايينی داشت و اديسون تصميم گرفت آن را اصلاح کند و به جای ذغال مادهٔ مناسب تری بيابد. پس از يک سال تلاش بی وقفه و آزمايش صدها مادهٔ گوناگون، سرانجام اديسون و همکارانش توانستند با خالی کردن هوای داخل حباب و استفاده از نخ معمولی ذغالی شده لامپی بسازند که تا چهل ساعت نور بدهد.
جرج سيمون اهم
جرج سيمون اهم در سال ۱۷۸۷ ميلادی در باواريای آلمان متولد شد. پدرش قفل ساز و تفنگ ساز بود، ليکن بعداً به تجارت علاقه مند شد و مادرش، فاريا، دختر يک خياط بود. با اين که پدر و مادر جرج تحصيلات خود را به پايان نرسانده بودند اما پدر جرج تحت تعليمات و مطالعات شخصی خود توانست پسرش را به عالی ترين نحو با تعليمات خود آموزش دهد. وی در سن هجده سالگی معلم رياضيات شد ودر سال ۱۸۰۵ وارد دانشگاه Er Langen شد و درجه دکتری دريافت کرد. او کتاب هايی در زمينه هندسه نوشت و در همان زمان به تعليم رياضيات در چندين مدرسه مشغول شد. بعد از آنکه او به کشف الکترومغناطيس که در سال ۱۸۲۰ اتفاق افتاد علاقه مند شد، در لابراتوار فيزيک مدرسه ای شروع به کارو آزمايش کرد. در دو مقاله مهم در سال ۱۸۲۶ ، اهم تصويری رياضی از هدايت گرما در مدارهای مدلسازی شده فوريه ارائه داد. اين مقاله ها، استنباط اهم از نتايج پديده ها و آزمايش های تجربی را افزايش داد و بخصوص در مقاله دوم، او قادر بود قوانينی را که برای شرح و توضيح نتايج کارهای انجام شده ديگران بر روی “پيل” بود مطرح کند.
اجزای ابتدايی يک سلول الکتروشيميايی:
۱٫ الکترودهای X و Y که هر دو از مواد برنده الکتريکی ساخته شده بودند: فلز، کربن
۲٫ اکترودهای مرجع A و B و Cکه در برخورد با جسم تحليل رونده، فاسد می شوند.
۳٫ سلول يا محفظه ای که از مواد بدون حرکت و بی اثر تشکيل شده باشد. مانند شيشه
۴٫ الکتروليته ای که حاوی يون است.
با آزمايش های فراوانی که جرج سيمون اهم انجام داده بود، توانست روابطی اساسی بين ولتاژ، جريان و شناخته مي مقاومت به دست آورد. چيزی که امروز به عنوان قانون اهم “معادله I=V/R” شناخته ميشود. او کتابی را در مورد نظريه الکتريسته اش در سال ۱۸۲۷ منتشر کرد. يک اهم (واحد مقاومت الکتريکی) مقاومت، با اعمال يک اختلاف پتانسيل الکتريکی يک ولتی به دو سر رسانايی که شدت جريان الکتريکی يک آمپری از آن می گذرد، ايجاد می شود. اين روابط بنيادی آغازی بر تحليل مدارهايالکتريکی است.
اهم در سال ۱۸۴۱ ميلادی شايسته دريافت بزرگترين نشان علمی از انجمن سلطنتی انگليس شد و پس از ۶۷ سال زندگی در سال ۱۸۳۴ ميلادی از دنيا رفت.
شيروانی مقدم ۱۳۹۳/۶/۲۲