دانشگاه در آینه رسانه

مجموعه پیش‌رو با عنوان «دانشگاه در آینه رسانه» دربرگیرنده اخبار، مصاحبه‌ها و گزارش‌هایی است که با محوریت “دانشگاه شهید رجایی” در خبرگزاری ها، پایگاه های خبری و روزنامه ها منتشر شده است.
بدیهی است، گردآوری مجموعه فوق، صرفا با هدف اطلاع‌رسانی صورت گرفته و به هیچ عنوان به منزله تایید و یا تکذیب این مطالب، از سوی دانشگاه شهید رجایی نیست.

چهره ها/ یلدای باحال «محمودرضا قدیریان» در کنار «حسن ریوندی»
(لینک اصلی خبر)

آخرین خبر

آخرین خبر/ محمودرضا قدیریان با انتشار این عکس در صفحه اش نوشت:
حسن و جمال دلبرو هیچ کس نداره
یلدای همگی مبارک و همگی در پناه خداوند شاد،سالم و موفق باشید
[محمودرضا قدیریان] [حسن ریوندی]
[یلدای١٣٩٦]
[سالن دانشگاه شهید رجایی]
و با حضورکلی جوونای باحال و پر انرژی
با کانال تلگرامی «آخرین خبر» همراه شوید

عبدالحسین خسروپناه:
منظور از وحدت حوزه و دانشگاه تعامل علم و دین است
(لینک اصلی خبر)

خبرگزاری آنا

حجت الاسلام خسروپناه گفت: تعبیر تعامل حوزه و دانشگاه را شایسته تر می دانم زیرا بنا نبوده حوزه و دانشگاه یکی شود بلکه منظور از وحدت این دو، تعامل بین حوزه و دانشگاه است.
به گزارش سرویس رسانههای دیگر، حجت الاسلام والمسلمین دکتر عبدالحسین خسروپناه، رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، به مناسبت وحدت حوزه و دانشگاه در دانشگاه شهید رجایی به سخنرانی پیرامون تعامل علم و دین پرداخت که در ادامه می آید:
خسروپناه ضمن تبریک ایام مبارک وحدت حوزه و دانشگاه و گرامی داشت یاد شهدای حوزه و دانشگاه مخصوصاً شهید مفتح گفت: در اینجا با توجه به محورهای همایش به بحث وحدت علم و دین بسترساز وحدت حوزه و دانشگاه می پردازم.
رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران گفت: تعبیر تعامل را در این حوزه شایسته تر می دانم زیرا بنا نبوده حوزه و دانشگاه یکی بشود بلکه منظور از وحدت این دو، تعامل بین حوزه و دانشگاه است بدین معنی که این مهم وحدت علم و دین نیست بلکه به نظر بنده تعامل علم و دین است و لذا عنوان این بحث را تعامل علم و دین بسترساز تعامل حوزه و دانشگاه می نامم.
وی اذعان کرد: آیه ۵۴ سوره حج می فرماید هدایت در صراط مستقیم مرهون این است که اولاً افراد صاحبان علم شود، ثانیاً بدانیم که این علوم از جانب خداست و ثالثاً به خدای متعال ایمان داشته باشیم و رابعاً از این آیه استنباط می شود که اگر انسان ها ایمان داشته باشند دل هایشان به آرامش می رسد.
خسروپناه در ادامه سخنانش گفت: مقصود بنده از علم در اینجا، ۳ دسته از علوم را در برمی گیرد که شامل علوم طبیعی، علوم مهندسی و علوم انسانی می شود و کاری به علوم حوزوی ندارم زیرا علومی مثل فقه، کلام و اخلاق علوم اسلامی هستند به این دلیل که از دین اسلام گرفته می شود و طرف دیگر بحثمان را تشکیل می دهند.
رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران عنوان کرد: در اینجا وقتی از علم صحبت می کنیم مقصود علوم متعارف دانشگاهی است بدین معنا علومی که زاییده تجربه، عقل و عرف است.
وی گفت: این عنوان بحثم به سه سؤال منتهی می شود:
نقش اسلام در علوم طبیعی و این تعاملی که بین علوم طبیعی و اسلام که پیدا می شود به چه شکل می تواند تعامل ساز وحدت حوزه و دانشگاه شود؟
نقش اسلام در علوم مهندسی است و این تعامل اسلام با علوم مهندسی چگونه بسترساز تعامل وحدت حوزه و دانشگاه می شود؟
نقش اسلام در علوم انسانی و تأثیری که این تعامل در تعامل حوزه و دانشگاه دارد؟
خسروپناه اشاره کرد: ابتدا از نقش اسلام در علوم طبیعی سخن می گویم که آیا اسلام که مهم ترین منبعش قرآن و سنت است می تواند دیسیپلینی به عنوان علوم طبیعی ایجاد کند و یا از قرآن و سنت می توانیم به کشف علوم طبیعی برسیم؟
و در پاسخ گفت: ازآنجایی که می دانیم که می دانیم در قرآن آیات طبیعت شناختی متعدد و فراوان است به طوری که بعضی از محققین درزمینه طبیعت شناختی قرآن، کتاب های متعدد نگاشته اند و بعضی از اساتید هم معتقد هستند که می توان از بعضی از آیات اجتهادی نظریه های علوم طبیعی را استخراج کرد همانند کاری که فقها و حوزویان انجام دادند.
وی مطرح کرد: سؤال مهم این است که آیا می توان علوم طبیعی اسلامی داشته باشیم؟
وی تبیین کرد: دیدگاه بنده در این خصوص منفی است و قائل به علوم طبیعی اسلامی نیستم بلکه معتقد به علوم طبیعی الهی هستم؛ یعنی در علوم طبیعی مسئله اسلامی سازی این علوم نیست و در حقیقت مسئله الهی بودن علوم طبیعی است.
رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران عنوان کرد: بعضی از گزاره هایی که در علوم طبیعی وجود دارد یک نگرش الهی است مثلاً نظریه جهان های موازی که در فیزیک مطرح می شود و یا نظریه انفجار بزرگ که بعضی افراد از این نظریه ها تفسیر الحادی می کنند.
خسروپناه مطرح کرد: گزاره ها در علوم طبیعی از قرآن و سنت به دست نمی آیند هرچند که در قرآن گزاره های طبیعت شناختی داریم.
وی گفت: گزاره های طبیعت شناختی درست در قرآن موجود است اما این ها گزاره های علوم طبیعی نیستند یعنی وجود طبیعیات در قرآن با وجود علوم طبیعی در قرآن ملازمه ندارد. اگر کسی تلقی دقیقی از علوم طبیعی داشته باشد می بیند ریزترین مسئله علوم طبیعی، گزاره باید حل کند ولی در قرآن عمدتاً گزاره ها کلی هستند.
این استاد حوزه و دانشگاه تشریح کرد: یعنی تمام مسئله را با جزئیاتش بحث نمی کند به عنوان مثال سیر تطوری جنین انسان را وقتی موردبحث قرار می دهد به نطفه، علقه و… اشاره می کند که گزاره ای طبیعت شناسی هست اما نمی توان گفت که گزاره دانش جنین شناسی است زیرا در جنین شناسی باید تمام ابعاد موردبحث قرار بگیرد.
خسروپناه اذعان کرد: در قرآن که کتاب هدایت است؛ گزاره ای طبیعت شناختی بدون زبان نمادین و استعاره ذکر می کند اما دقیق تمام ابعاد را بیان نمی کند چون همان مقداری که در هدایت لازم است را مورداستفاده قرار داده است و عمدتاً دلیل ذکر این گزاره ها، آموزش مطالعه طبیعت به صورت الهی است.
وی اشاره کرد: به نظر من آیات طبیعت شناختی قرآن برای این است که به ما یاد بدهد که علوم طبیعی الهی هستند و منشا این نوع نگاه به طبیعت، جهان بینی است. بدین معنی که جهان بینی الهی نگرش عالم را به طبیعت الهی می کند درنتیجه علوم طبیعی آن الهی می شود یا جهان بینی عالم الحادی است و نگاه آن عالم به طبیعت الحادی می شود و درنتیجه آن علوم، علومی الحادی می شوند.
این محقق و نویسنده کشورمان در ادامه اشاره کرد: پس اگر این تلقی بنده را در نظر بگیرید؛ نسبت اسلام با علوم طبیعی نسبت رویکردی است؛ معنی این اسلامیت وصف رویکرد است نه وصف دانش و گزاره های آن.
رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران تشریح کرد: گزاره اسلامی و غیر اسلامی ندارند بلکه رویکرد می تواند از اسلام استفاده کند تا اسلامی شود و به صورت دائم الهی شود؛ اگر به این مهم قائل شویم تعامل حوزه و دانشگاه در بخش علوم طبیعی به این گونه خواهد بود که باید حوزه ها جهان بینی توحیدی و الهی به دانشگاه عرضه کنند که بتواند عالم علوم طبیعی، علوم طبیعی الهی پیدا کند و در اینجاست که تعامل حوزه و دانشگاه در تدوین جهان بینی الهی معنا پیدا می کند و این مهم همان خدمتی که حوزه می تواند در تولید جهان بینی الهی به علوم طبیعی بدهد.
خسروپناه مطرح کرد: در اینجا این سؤال مطرح می شود که نقش این علوم طبیعی الهی و کمکی که می تواند به حوزه نماید کجاست؟
وی گفت: به نظر بنده این مهم در تفسیر برخی آیات می تواند کمک کند مثلاً فرض کنید که درآیات ۶ و ۷ سوره طارق آمده است که خُلِقَ مِنْ مَاءٍ دَافِقٍ یخرج من صلب الرجل وترائب الرجل و اگر ضمیر یخرج را به ماء دافق بزنیم معنا غلط خواهد شد و علوم طبیعی می تواند به ما کمک کند که این ضمیر به انسان برمی گردد و در این صورت معنای این آیه درست می شود ولی بعضی از عالمان قبل از آشنایی شان به علوم طبیعی در تفسیر این آیه و نظیر آن دچار اشکال شده اند ولی این علوم طبیعی تفسیر آیات را تقویت می کند زیرا بعضی از افراد تلاش می کنند با علوم طبیعی آیات را تفسیر جدیدی کنند؛ که به هیچ وجه بدین قائل نیستم.
وی در ادامه افزود: جهان بینی علم کلام و معارف کمک می کند بدین معنی که بخش معارف قرآن و علم کلام تا حدودی حکمت می تواند در اینجا نقش داشته باشد.
خسروپناه اشاره کرد: نقش اسلام در علوم مهندسی که به نظر بنده این نقش را از ۲ بعد می توان دید: می دانید که یک علوم مهندسی داریم و یک علم صنعت داریم علوم مهندسی، نرم افزار است و صنعت، سخت افزار است.
وی تأکید کرد: علوم مهندسی، کاربست علوم پایه است به صورت نرم افزاری در صنعت که خروجی آن صنعت می شود که امری سخت افزاری است. ما از ۲ جهت می توانیم تأثیر اسلام بر علوم مهندسی را ببینیم:
بعد جهت گیری
بعد کارآمدی
این جهت گیری علوم در علوم مهندسی بیشتر آشکار است و کاربرد علوم مهندسی در صنعت روشن است.
رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران تبیین کرد: در علوم مهندسی دو دیدگاه وجود دارد که در دیدگاه اول علوم مهندسی جهت گیری توحیدی و خدمت به خلق باشد و کاربردش، ناظر به صنعتی باشد که برای انسان مفید باشد
وی گفت: دیدگاه دوم علوم مهندسی جهت گیری سرمایه داری داشته باشد و کاربردش سود بیشتر برای سرمایه داران و نفع بیشتراست که به تفکر اومانیستی منتهی می شود.
خسروپناه مطرح کرد: نقش اسلام این است که می تواند به ما کمک کند جهت گیری علوم مهندسی را توحیدی کند و کاربردش را نیز خدمت به نوع بدل سازد.
وی افزود: علوم مهندسی اسلامی که گزاره های آن را از قرآن و سنت استخراج شده و مثل علوم طبیعی است را نداریم و به اعتقاد بنده کسانی که در این راستا فعالیت می کنند، زحمتی بی فایده را متحمل می شوند و به هیچ نتیجه ای نخواهند رسید.
وی تبیین کرد: در این حوزه می توان از مباحث معارفی قرآن و علم کلام کمک گرفت تا جهت گیری علوم مهندسی، جهت گیری توحیدی شود و از اسلام می توانند در حوزه کاربرد علوم مهندسی کمک بگیرند که کاربرد علوم مهندسی کاربردی بشری و خدمت به بشر باشد.
رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران اذعان کرد: در بعد کاربرد اسلامی علوم مهندسی فقه می تواند بسیار کارساز و راهگشا باشد و لازمه این مهم داشتن فقه صنعت و مهندسی است.
وی یادآور شد: درواقع ازاین جهت می توانیم علوم مهندسی اسلامی و کارآمد داشته باشیم که خدمتی است که حوزه با کمک علم کلام، معارف قرآن و فقه می تواند به علم مهندسی داشته باشد و آن را توحیدی و کارآمد در مسیر مقاصد بشری بکند. علوم مهندسی که رویکرد الهی، توحیدی، کارآمدی و هدایت گرانه شکل گرفت چه تأثیری می تواند بر حوزه داشته باشد؟
خسروپناه در جواب این سؤال گفت: علوم مهندسی با رویکرد و جهت گیری اسلامی می تواند نگاه فقها را به موضوعات دقیق کند به گونه ای که اگر حکمی صادر کند بر اساس شناخت دقیق از موضوعات باشد.
وی مطرح کرد: اکنون بعضی از فقها در مورد رسانه اظهارنظر می کنند که تصویر دقیقی از رسانه ندارند و به کرات گفته اند به طور مثال که رسانه همانند چاقو است و می توان هم استفاده درست و هم استفاده غلط از آن نمود.
وی اشاره کرد: در حقیقت در رسانه آن قدر مبانی الحادی نفوذ کرده است که کارایی اش کار آیی غیر هدایت گرایانه است.
وی در ادامه یادآور شد: ما حتماً نیاز به تلقی جدید از فضای مجازی با مبانی و کارکرد خاص که بتوانیم حکم بدهیم، داریم لذا اگر ما با کمک اسلام در بخش معارف قرآنی، کلام و فقه بتوانیم علوم مهندسی را توحیدی کنیم، علوم مهندسی توحیدی نیز می تواند تأثیرگذاری بر موضوع شناسی فقها داشته باشد و تعاملی کاربردی بین حوزه و دانشگاه ایجاد کند.
رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران افزود: اگر این ۳ تعامل شکل بگیرد درواقع می توان در بخش علم حوزه و دانشگاه باهم به تمدن سازی بپردازند زیرا مهم ترین مؤلفه تمدن علم است.
وی ادامه داد: مأموریت علوم انسانی، کشف جامعه، شناخت آن و تدبیر جامعه است و نمی توانیم این ادعا را داشته باشیم که جامعه اسلامی با حکومت اسلامی در کنار علوم انسانی سکولار باشد.
وی یادآوری کرد: علوم انسانی در کشور ما به ۲ بخش تلقی می شود: علوم انسانی به معنای عام است که از آلمان به ایران رسیده است، علوم بنیادی نیز بخشی از علوم انسانی است مثل فلسفه، اخلاق و … و علوم جامعه شناسی
وی تبیین کرد: این در عرض هم بودن علوم انسانی و علوم اجتماعی تلقی آمریکایی هاست و آلمانی ها برای علوم انسانی معنی عام قائل هستند ولی در کشور ما هردو تلقی وجود دارد که به لحاظ رشته علوم اجتماعی را جزء علوم انسانی می دانیم و به لحاظ تقسیم ساختاری و دانشکده ای، دانشکده های علوم انسانی و اجتماعی از هم مجزا هستند.
خسروپناه مطرح کرد: علوم بنیادی مثل فلسفه، عرفان و غیره ارتباطشان با اسلام روشن است. درواقع نقش اسلام در فلسفه، عرفان و اخلاق نقش حداکثری است.
وی افزود: عالمان ما از بسیاری از مسائلی که در فلسفه و عرفان است، استفاده کرده اند و بااینکه روش فلسفه عقلی است، هدایت گری اسلام در مباحث فلسفی و مخصوصاً در مباحث عرفانی خیلی اساسی بوده و با برهان مسائل فلسفی را تبیین می کردند.
وی در ادامه مثالی زد: اگر در آثار ابن عربی نظر کنیم می بینیم که قدم به قدم از نصوص دینی در حوزه عرفان استفاده کرده است که نتیجه می گیریم که تأثیر علوم انسانی بر این علوم بسیار فراوان است.
رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران تشریح کرد: تأثیری که اسلام بر علوم اجتماعی دارد که مبانی آن را فلسفه و عرفان و غیره تشکیل می دهد و در همه جهان نیز شاهد این اتفاق هستیم. به طور مثال، نظریات مازلو متأثر از فلسفه اگزیستانسیالیسم و همچنین نظریات پیاژه متأثر از فلسفه کانت است.
خسروپناه افزود: اصولاً زیرساخت و زیربنای همه نظریات علوم اجتماعی، اقتصاد و تربیت و غیره، علوم فلسفی است. اما علوم اجتماعی ۳ کار مهم را داراست: توصیف انسان مطلوب، توصیف انسان محقق و تغییر انسان محقق به انسان مطلوب.
وی تبیین کرد: این تقسیم بندی را در تحقیق کتابخانه ای ـ میدانی با کمک جمعی از اساتید علوم اجتماعی به دست آوردم که تمام گزاره های علوم اجتماعی مربوط به انسان مطلوب که عنوان کلی است، انسان محقق مثل نظریه دورکیم در باب خودکشی و بعضی از گزاره ها در علوم اجتماعی ناظر به تغییر انسان محقق به انسان مطلوب است.
وی گفت: ابتدا باید دید اسلام در این سه حوزه علوم اجتماعی چه تأثیری دارد. نقش اسلام در تبیین انسان مطلوب و گزاره های اسلام حداکثری است و مثل علوم طبیعی نیست که اسلام رویکرد توحیدی در شناخت طبیعت به ما می دهد.
رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران افزود: در این حوزه نباید اخباری مسلک باشیم که در این صورت به نتیجه ای نخواهیم رسید و باید از روش اجتهاد بهره برده و از طریق آیات و روایات انسان مطلوب را به دست آورد.
وی عنوان کرد: در توصیف انسان محقق، می خواهیم جامعه ای را بشناسیم و به عنوان مثال وضع معنویت امسال نسبت به سال گذشته در ایران را موردبررسی قرار دهیم و این مهم نیاز به تحقیق میدانی و مطالعه دارد.
وی اشاره کرد: این نوع مطالعه انسان محقق را نمی توان با استفاده از مطالعه قرآن و سنت بررسی نمود زیرا که قرآن و سنت که دو منبع مهم اسلام هستند صرفاً درس هدایتی هستند و ما در توصیف انسان محقق می خواهیم انسان تحقق یافته را بشناسیم و تا این شناخت را حاصل نکنیم نمی توانیم درباره آن تصمیم بگیریم که یکی از مشکلات اساسی در کشور ما در حوزه علوم اجتماعی که بودونبودش یکسان است در این مهم است.
خسروپناه تبیین کرد: زلزله ای در این اواخر در کرمانشاه که اتفاق افتاد ازآنجایی که آماری از جمعیت روستاهای آن در دسترس نیست منجر شد که آماری که از کشته های آن اعلام می شود، آمارمتقنی نباشد زیرا تحقیق میدانی در این زمینه نشده و از انسان محقق شناختی ندارند این کاری است که باید با روش های تجربی و آماری به دست آورد.
رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران یادآور شد: در تغییر انسان محقق به انسان مطلوب بایدونبایدهایی دارد که در اینجا نقش اسلام نقشی پررنگ است زیرا فقه، عرفان و اخلاق، بایدونبایدهایی دارد که با کمک تحقیقات تجربی و میدانی می تواند مؤثر باشد.
وی گفت: در حقیقت تعامل اسلام و علوم انسانی خیلی پررنگ تر از اسلام در تعامل با علوم طبیعی و مهندسی است بنابراین بخش وسیعی از بسترسازی تعامل حوزه و دانشگاه در حوزه علوم انسانی به صورت جدی تر دیده می شود زیرا حوزه هرچقدر بتواند فقه های خاصی را تقویت کند همانند: فقه الاجتماع، فقه التربیه، فقه الاداره و فقه الاقتصاد و غیره و حوزه همچنین اخلاق های خاص را تقویت نماید و درواقع در تغییر انسان محقق و انسان مطلوب، حوزه نقش کلیدی دارد.
خسروپناه اشاره کرد: نقش حوزویان در تعامل با دانشگاهیان در عرصه علوم انسانی بیشتر در ساحت اول و سوم است یعنی توصیف انسان مطلوب و تغییر انسان محقق به مطلوب است.
وی در ادامه گفت: نقشی که دانشگاهیان بیش از حوزویان به عهده دارند عمدتاً در ساحت دوم، توصیف انسان محقق است چراکه هرچه انسان محقق را با تحقیقات آماری دقیق تر توصیف کنند؛ هم جامعه را بهتر می شناسیم و هم کمک می کند به فقه های مضاف و خاص که بایدونبایدش را استنباط می کند.
وی یادآور شد: قرآن و سنت دو منبع مهم هستند و نقش عقلی که فقها بدان قائل هستند عقل اجتهاد گر است. همه فقها در طول تاریخ اسلام، عقلی را که منبع دین دانستند؛ دارای تعریف خاصی از عقل است و اگر این چنین نبود همه علوم که با تجربه به دست بیاید علم دینی به شمار می رفت.
رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران در انتها افزود: در عرصه علوم انسانی اسلامی به دلیل گزاره های درونش قادر به استفاده از قرآن و سنت هستیم.
منبع: مهر

قویترین زلزله ثبت شده تاریخ
(لینک اصلی خبر)

گیتا

به نقل از پژوهشکده فناوری های نوین دانشگاه شهید رجایی، قویترین زلزله ثبت شده تاریخ در ماه می سال 1960 در والدیویا شیلی اتفاق افتاده است که بزرگی 9.6 ریشتری داشت. این زمین لرزه حدود 10 دقیقه طول کشید و سونامی حاصل از آن در سواحل شیلی امواجی به ارتفاع 25 متر به وجود آوردند و حتی به 10 هزار کیلومتر دورتر یعنی به سواحل ژاپن، نیوزلند، فیلیپین و استرالیا هم رسیدند. با این که زمین لرزه در عمق 30 کیلومتری بود و در منطقه ای با جمعیت کم و در بعد از ظهر ساعت 15 اتفاق افتاد اما حدود 6000 نفر کشته شدند و خسارتی بالغ بر 3 میلیارد دلار امروزی وارد کرد.
ارتباطات با کشور شیلی تا چند روز قطع بود. 50 سال (در سال 2010) بعد از این زلزله 9.6 ریشتری دوباره زلزله ای به شدت 8.8 ریشتر درنزدیکی همان محل و در عمق 35 کیلومتری به وقوع پیوست که برخی این را پس لرزه زلزله سال 1960 می دانند. زلزله دوم در ساعت 3 صبح بود و تعداد کشته هایش به مراتب کمتر و حدود 550 نفر گزارش شد که این به خاطر مقاوم سازی بوده که در ساختمان های مسکونی طی 50 سال در شیلی صورت گرفته است.
منبع: خبرگزاری گیتا

کسب مدال طلای بین المللی رشته تیر اندازی توسط دانشجوی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی
(لینک اصلی خبر)

پایگاه اطلاع رسانی وزارت آموزش و پرورش

.
به گزارش فدراسیون تیر اندازی جمهوری اسلامی ایران، آقای مهدی تندری دانشجوی دانشکده علوم ورزشی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی در رقابت های تیر اندازی جام بلگراد موفق به کسب مدال طلا شد. این دوره از رقابت ها به طور رسمی از 17 تا 19 آذر ماه در کشور صربستان با عنوان جام بلگراد آغاز شد که در رشته تپانچه بادی مردان رده سنی جوانان تیرانداز ارزنده کشورمان مهدی تندری با راه یابی به فینال توانست مدال طلا را به نام خود ثبت نماید.
فهرست زمین لرزه های سده بیستم
(لینک اصلی خبر)

نیزو

قویترین زلزله ثبت شده تاریخ در ماه می سال ۱۹۶۰ در والدیویا شیلی اتفاق افتاده است که بزرگی ۹.۶ ریشتری داشت.
به گزارش نیزوا به نقل از پژوهشکده فناوری های نوین دانشگاه شهید رجایی، قویترین زلزله ثبت شده تاریخ در ماه می سال 1960 در والدیویا شیلی اتفاق افتاده است که بزرگی 9.6 ریشتری داشت. این زمین لرزه حدود 10 دقیقه طول کشید و سونامی حاصل از آن در سواحل شیلی امواجی به ارتفاع 25 متر به وجود آوردند و حتی به 10 هزار کیلومتر دورتر یعنی به سواحل ژاپن، نیوزلند، فیلیپین و استرالیا هم رسیدند. با این که زمین لرزه در عمق 30 کیلومتری بود و در منطقه ای با جمعیت کم و در بعد از ظهر ساعت 15 اتفاق افتاد اما حدود 6000 نفر کشته شدند و خسارتی بالغ بر 3 میلیارد دلار امروزی وارد کرد. ارتباطات با کشور شیلی تا چند روز قطع بود. 50 سال (در سال 2010) بعد از این زلزله 9.6 ریشتری دوباره زلزله ای به شدت 8.8 ریشتر درنزدیکی همان محل و در عمق 35 کیلومتری به وقوع پیوست که برخی این را پس لرزه زلزله سال 1960 می دانند. زلزله دوم در ساعت 3 صبح بود و تعداد کشته هایش به مراتب کمتر و حدود 550 نفر گزارش شد که این به خاطر مقاوم سازی بوده که در ساختمان های مسکونی طی 50 سال در شیلی صورت گرفته است.
برای مشاهده لیست زلزله هایی بزرگتر از 6 ریشتر که در قرن 20 اتفاق افتاده اینجا مراجعه کنید.
انتهای پیام/
گزارشی از آخرین دیدگاه عبدالحسین خسروپناه در اسلامی سازی علوم
وحدت حوزه و دانشگاه یا تعامل علم و دین؟
(لینک اصلی خبر)

خبرگزاری دانشجو

خسروپناه در ادامه با اشاره به ماموریت علوم انسانی در کشف، شناخت و تدبیر جامعه گفت: «نمی توانیم این ادعا را داشته باشیم که جامعه اسلامی با حکومت اسلامی در کنار علوم انسانی سکولار باشد.»

به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری دانشجو ، حجت الاسلام خسروپناه در همایش وحدت حوزه و دانشگاه در دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی درخصوص تعامل علم و دین به عنوان بستر تحقق وحدت حوزه و دانشگاه به سخنرانی پرداخت. او در این سخنرانی با رد یکی شدن حوزه و دانشگاه تعبیر تعامل را عنوان شایسته تری دانست و بر همین اساس به بحثی پیرامون نحوه تعامل دین اسلام با علوم در سه حوزه طبیعی، مهندسی و انسانی پرداخت و دیدگاه خود را در این باره مطرح کرد.
او با تقسیم بندی علم به سه دسته علوم طبیعی و مهندسی و انسانی به بحث در رابطه با تعامل اسلام با این سه دسته و چگونگی بستر سازی وحدت حوزه و دانشگاه پرداخت.
اسلام و علوم طبیعی
خسروپناه با طرح این سوال که آیا اسلام که مهم ترین منبعش قرآن و سنت است، می تواند دیسیپلینی به عنوان علوم طبیعی ایجاد کند یا از قرآن و سنت می توانیم به کشف علوم طبیعی اسلامی برسیم؟ پاسخ داد: «دیدگاه بنده در این باره منفی است و قائل به علوم طبیعی اسلامی نیستم بلکه معتقد به علوم طبیعی الهی هستم؛ یعنی در علوم طبیعی مساله اسلامی سازی این علوم نیست و درحقیقت مساله الهی بودن علوم طبیعی است.»
این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اینکه هرچند در قرآن گزاره های طبیعت شناختی داریم اما گزاره های علوم طبیعی از قرآن و سنت به دست نمی آیند، اضافه کرد: «گزاره های طبیعت شناختی درست در قرآن موجود است اما اینها گزاره های علوم طبیعی نیستند یعنی وجود طبیعیات در قرآن با وجود علوم طبیعی در قرآن ملازمه ندارد. اگر کسی تلقی دقیقی از علوم طبیعی داشته باشد می بیند ریزترین مساله علوم طبیعی، گزاره باید حل کند ولی در قرآن عمدتا گزاره ها کلی هستند.»
خسروپناه با بیان اینکه نسبت اسلام با علوم طبیعی رویکردی است نه وصف دانش و گزاره های آن، اضافه کرد: «گزاره اسلامی و غیراسلامی ندارد بلکه رویکرد می تواند از اسلام استفاده کند تا اسلامی و به صورت دائم الهی شود؛ اگر به این مهم قائل شویم تعامل حوزه و دانشگاه در بخش علوم طبیعی به این گونه خواهد بود که باید حوزه ها جهان بینی توحیدی و الهی به دانشگاه عرضه کنند که بتواند عالم علوم طبیعی، علوم طبیعی الهی پیدا کند و در اینجاست که تعامل حوزه و دانشگاه در تدوین جهان بینی الهی معنا پیدا می کند و این مهم همان خدمتی است که حوزه می تواند در تولید جهان بینی الهی به علوم طبیعی بکند.»
اسلام و علوم مهندسی
رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه در ادامه به بررسی نقش اسلام در علوم مهندسی پرداخت و با رد اخذ گزاره های علوم مهندسی از قرآن و سنت، نقش اسلام را در دو جنبه تغییر «جهت گیری» این علوم به سمت دیدگاه توحیدی و «کاربردی» کردن آن برای خدمت به نوع بررسی کرد.
او در ادامه در تبیین تعامل دین و علم در این عرصه گفت: «اگر ما با کمک اسلام در بخش معارف قرآنی، کلام و فقه بتوانیم علوم مهندسی را توحیدی کنیم، علوم مهندسی توحیدی نیز می تواند تاثیرگذاری بر موضوع شناسی فقها داشته باشد و تعاملی کاربردی بین حوزه و دانشگاه ایجاد کند.»
اسلام و علوم انسانی
خسروپناه در ادامه با اشاره به ماموریت علوم انسانی در کشف، شناخت و تدبیر جامعه گفت: «نمی توانیم این ادعا را داشته باشیم که جامعه اسلامی با حکومت اسلامی در کنار علوم انسانی سکولار باشد.»
او با بیان اینکه نقش اسلام در علوم بنیادی همچون فلسفه و عرفان حداکثری است، به تاثیر این علوم بنیادین بر علوم اجتماعی پرداخت و از مبانی اگزیستانسیالیستی نظریات مازلو و مبانی کانتی نظریات پیاژه نام برد و زیربنا و زیرساخت همه نظریات علوم اجتماعی، اقتصاد و تربیت را علوم فلسفی عنوان کرد.
خسروپناه کارکرد های مهم علوم اجتماعی را در سه حوزه توصیف انسان مطلوب، توصیف انسان محقق و تغییر انسان محقق به انسان مطلوب عنوان کرد و نقش اسلام را در «تبیین انسان مطلوب» حداکثری دانست. او با بیان اینکه «توصیف انسان محقق» نیازمند تحقیق میدانی و مطالعه است، اضافه کرد: «این نوع مطالعه انسان محقق را نمی توان با استفاده از مطالعه قرآن و سنت بررسی کرد، زیرا که قرآن و سنت که دو منبع مهم اسلام هستند، صرفا درس هدایتی هستند و ما در توصیف انسان محقق می خواهیم انسان تحقق یافته را بشناسیم و تا این شناخت را حاصل نکنیم نمی توانیم درباره آن تصمیم بگیریم.»
رئیس موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران در مورد «تغییر انسان محقق به انسان مطلوب» نیز نقش اسلام را پررنگ دانست؛ چراکه فقه، عرفان و اخلاق باید ها و نباید هایی دارد که با کمک تحقیقات تجربی و میدانی می تواند موثر باشد.
خسروپناه اضافه کرد: «درحقیقت تعامل اسلام و علوم انسانی خیلی پررنگ تر از اسلام در تعامل با علوم طبیعی و مهندسی است، بنابراین بخش وسیعی از بسترسازی تعامل حوزه و دانشگاه در حوزه علوم انسانی به صورت جدی تر دیده می شود، زیرا حوزه هرچقدر بتواند فقه های خاصی همانند: فقه الاجتماع، فقه التربیه، فقه الاداره و فقه الاقتصاد را تقویت کند درواقع در تغییر انسان محقق به انسان مطلوب، نقش کلیدی ایفا کرده است.»
این استاد حوزه و دانشگاه در پایان با بیان اینکه نقش حوزویان در تعامل با دانشگاهیان در عرصه علوم انسانی بیشتر در ساحت اول و سوم یعنی توصیف انسان مطلوب و تغییر انسان محقق به مطلوب است، ادامه داد: «نقشی که دانشگاهیان بیش از حوزویان به عهده دارند عمدتا در ساحت دوم، توصیف انسان محقق است؛ چراکه هرچه انسان محقق را با تحقیقات آماری دقیق تر توصیف کنند؛ هم جامعه را بهتر می شناسیم و هم کمک می کند به فقه های مضاف و خاص که باید و نبایدش را استنباط می کند.»
منبع: فرهیختگان

با توجه به فرا رسیدن موعد بررسی لایحه بودجه در مجلس به بررسی مدارک تحصیلی و سوابق اجرایی نمایندگان عضو کمیسیون های اقتصادی و برنامه و بودجه پارلمان پرداختیم
اقتصاد دانان اقتصاد نخوانده!
(لینک اصلی خبر)

روزنامه آفتاب یزد

طبق بررسی های ما ، از میان 46 نماینده اقتصادی مجلس تنها 10 نفرشان مدرک تحصیلی مرتبط با اقتصاد دارند و 4 نفرشان نیز در حوزه اجرایی مرتبط فعالیت داشته ا ند. غالب این نمایندگان مدرک تحصیلی شان در حوزه مدیریت عنوان شده است
آفتاب اقتصادی- الهام علائی: مجلس شورای اسلامی از کمیسیون های مختلفی تشکیل شده که هر کدام دایره اختیارات و وظایف خاص خود را دارند. از میان این کمیسیون ها، کمیسیون اقتصادی وکمیسیون برنامه و بودجه به مسائل مربوط به حوزه مالی و اقتصادی کشور می پردازند. کمیسیون اقتصادی برای انجام وظایف محوله در محدوده اقتصاد و دارایی، بازرگانی داخلی و بازرگانی خارجی تشکیل می شود. کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات نیز برای انجام وظایف محوله در محدوده برنامه، بودجه، نظارت برنامه و بودجه و دیوان محاسبات و امور مالی مجلس و آمار و خدمات عمومی فنی و همچنین نظارت و مراقبت بر اجرای مقررات بودجه و امور مالی مجلس و نحوه هزینه کردن آن، رسیدگی به عملکرد بودجه سالیانه مجلس و ارائه گزارش آن حداکثر تا پایان شهریور ماه سال بعد جهت چاپ و تفریغ بین نمایندگان و بازرسی و رسیدگی دقیق و نظارت در مورد تمامی اموال و اشیا منقول و غیرمنقول مجلس شورای اسلامی و ارائه گزارش سالیانه جهت چاپ و توزیع بین نمایندگان تشکیل می گردد. همچنین هر یک از این کمیسیون ها دارای یک رئیس، دو نائب رئیس، دو دبیر و یک سخنگو است. این همه در حالی است که انتخاب اعضای این کمیسیون ها از میان نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی همواره محل بحث بسیاری از کارشناسان و مسئولان بوده و هست. مشخصا در مورد کمیسیون اقتصادی و کمیسیون برنامه و بودجه، آنچه به ذهن می رسد این است که اعضا باید دارای تخصص و تحصیلات در حوزه های مرتبط با اقتصاد باشند. اما متاسفانه با بررسی تحصیلات و سوابق شغلی بسیاری از این نمایندگان در می یابیم که آنها در حوزه تخصص و دانش خود به کار گرفته نشده اند و تعداد زیادی از نمایندگان دو کمیسیون اقتصادی و برنامه و بودجه در رشته های مدیریتی تحصیل کرده اند. در اینکه آنها احتمالا می توانند مدیران ممتازی باشند بحثی نیست، اما اینکه در حوزه ای مشغول به فعالیت هستند که اطلاعات و دانش مربوط به آن را ندارند، بسیار تعجب برانگیز است. از همه مهم تر اینکه این نمایندگان در مسند و جایگاهی مشغول به کار هستند که نقش بسیار تعیین کننده ای در اقتصاد کشور دارد. آنچه آنها به عنوان مثال، در قوانین بودجه 97 تصویب می کنند، تاثیر مستقیمی در زندگی روزمره مردم می گذارد. امیرحسین قاضی زاده، عضو هیئت رئیسه مجلس در خصوص نحوه تعیین عضویت در کمیسیون ها می گوید: «در این زمینه طبق آئین نامه داخلی مجلس یک شورا تصمیم گیری می کند». این همه در حالی است که همواره اعتراض های بسیاری به نحوه انتخاب و تعیین این اعضا وجود داشته است. هر یک از دو کمیسیون مذکور، دارای 23 عضو است که مجموع اعضای آنها 46 نفر می شود. نکته قابل تامل اینکه از 46 نفر اعضای کمیسیون اقتصادی و کمیسیون برنامه و بودجه، تنها 10 نفر دارای تحصیلات مرتبط با اقتصاد هستند و از این 10 عضو، فقط 6 نفر دارای سوابق اجرایی در ارتباط با امور مالی می باشند! از سوی دیگر از میان این افراد صرفنظر از مدرک تحصیلی شان 4 نفر سابقه اجرایی مرتبط با حوزه اقتصاد دارند. در این گزارش با نگاهی اجمالی به بررسی پیشینه، تحصیلات و تخصص اعضای آنها می پردازیم.
غلامرضا تاجگردون
غلامرضا تاجگردون متولد شهریور ۱۳۴۵ شهرستان دوگنبدان است. وی اقتصاددان، مدرس دانشگاه و مدیر ارشد اجرایی ایرانی است که هم اکنون به عنوان نمایندهٔ مردم گچساران در دوره دهم مجلس شورای اسلامی و رئیس کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس فعالیت می کند. وی دانش آموخته کارشناسی علوم اقتصادی و کارشناسی ارشد برنامه ریزی سیستم های اقتصادی از دانشگاه شهید بهشتی و دکترای مدیریت اقتصاد از دانشگاه گلوبال بیزنس بلژیک می باشد. تاجگردون پیشتر معاون رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی در دولت هشتم و نمایندهٔ دورهٔ نهم مجلس از حوزهٔ انتخابیهٔ گچساران و باشت در استان کهگیلویه و بویراحمد بود.
جهانبخش محبی نیا
جهانبخش محبی نیا، زادهٔ ۱۳۴۱ در شاهین دژ، نماینده حوزه انتخابیه میاندوآب، شاهین دژ و تکاب در مجلس شورای اسلامی و نایب رئیس اول کمیسیون برنامه و بودجه مجلس دهم و عضو هیئت علمی دانشکده علوم سیاسی دانشگاه آزاد تهران مرکزی است. پیشتر محبی نیا ریاست موسسه مطالعات غرب کشور در اوایل دهه ۷۰را نیز عهده دار بوده همچنین از سال ۹۲ الی ۹۵ جانشین معاونت نظارت مجلس و از سال ۹۰ الی ۹۲ رئیس دانشگاه فرهنگیان ایران و نمایندهٔ حوزهٔ انتخابیهٔ میاندوآب، شاهین دژ و تکاب در دوره های دورهٔ پنجم، ششم، هفتم، هشتم و دهم مجلس بوده است. محبی نیا کارشناسی ارشد روابط بین الملل و دکترای علوم سیاسی است.
هادی قوامیهادی قوامی متولد سال ۱۳۴۶ در اسفراین است. وی نمایندهٔ حوزهٔ انتخابیهٔ اسفراین و بام و صفی آباد در دورهٔ هشتم، نهم و دهم مجلس شورای اسلامی بوده است. قوامی مدرک کارشناسی خود را در رشته اقتصاد از دانشگاه علامه طباطبایی دریافت و سپس دوره کارشناسی ارشد رشته اقتصاد (گرایش برنامه ریزی شهری و منطقه ای) را در دانشگاه تربیت مدرس گذراند و نهایتا مدرک دکترای رشته اقتصاد (گرایش برنامه ریزی شهری و منطقه ای و گرایش فرعی اقتصاد منابع) را از دانشگاه تربیت مدرس اخذ نمود. وی به عنوان استاد دانشگاه های مختلف از جمله دانشگاه فردوسی مشهد مشغول به تدریس می باشد و در حال حاضر به عنوان نائب رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مشغول به فعالیت است.
محمد فیضی زنگیر
محمد فیضی زنگیر متولد ۶ اردیبهشت ۱۳۶۰ در اردبیل، نماینده مردم اردبیل، نمین و نیر، در دهمین دوره مجلس شورای اسلامی است. وی در سال ۱۳۷۸ در رشته مدیریت دولتی وارد دانشگاه پیام نور خلخال شد و در سال ۱۳۸۲ در مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت دولتی گرایش منابع انسانی در دانشگاه آزاد واحد تهران پذیرفته شده شد. فیضی در سال ۱۳۸۶ در دانشگاه علوم و تحقیقات تهران پذیرفته شده و در سال ۱۳۹۱ از رساله دکترای خود دفاع نمود. وی در حال حاضر عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی است.
محسن بیگلری
محسن بیگلری متولد سال ۱۳۵۳ در ایرانخواه سقز، نمایندهٔ دورهٔ دهم از حوزهٔ انتخابیهٔ سقز و بانه در استان کردستان است. وی تحصیلات خود را در رشته منابع طبیعی در دانشگاه شهید رجایی تهران تا مقطع کارشناسی ادامه داد و موفق به دریافت مدرک کارشناسی ارشد این رشته از دانشگاه آزاد کرج شد. بیگلری در انتخابات دوره نهم مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده مردم سقز و بانه به مجلس نهم راه یافت و با عضویت در کمیسیون صنایع و معادن و سایر فراکسیون ها در امر قانونگذاری فعالیت نمود. پس از پایان دوره نهم، بیگلری در انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی شرکت کرد و مجددا به نمایندگی از مردم سقز و بانه راهی خانه ملت شد.
محمدمهدی مفتح
محمدمهدی مفتح زاده ۸ دی ۱۳۳۵در قم، نماینده مردم تویسرکان در دوره دهم مجلس شورای اسلامی و سخنگوی کمیسیون های تلفیق و برنامه و بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی است. وی علاوه بر دوره دهم سابقه نمایندگی مجلس در دوره نهم از حوزه انتخابیه تویسرکان و دوره های چهارم، پنجم، هفتم و هشتم از حوزه انتخابیه رزن را دارد. سوابق تحصیلی مفتح عبارتند از: دکترای اقتصاد از دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، فوق لیسانس اقتصاد از دانشگاه علامه طباطبایی، فوق لیسانس مهندسی صنایع از دانشگاه امیرکبیر (پلی تکنیک) و لیسانس مهندسی صنایع از دانشگاه صنعتی شریف.
سید مهدی فرشادان
سید مهدی فرشادان، زاده اول مهر ۱۳۵۳ در محله بردشت سنندج، نمایندهٔ دورهٔ دهم از حوزهٔ انتخابیهٔ سنندج و دیواندره و کامیاران در استان کردستان است. وی به عنوان نفر اول حوزه انتخابیه سنندج، دیواندره و کامیاران در استان کردستان به مجلس شورای اسلامی راه پیدا کرد. وی دکترای پزشکی خود را از دانشگاه علوم پزشکی تبریز اخذ کرد. برخی از سوابق اجرایی فرشادان زاده عبارتند از: رئیس سازمان نظام پزشکی مریوان، مدیر کل بهزیستی استان کردستان، رئیس دانشگاه علمی کاربردی بهزیستی استان کردستان، رئیس هیئت ورزش های جانبازان و معلولین استان کردستان و مشاور و مدیرکل حوزه استانداری کردستان.
منصور مرادی
منصور مرادی در اردیبهشت سال 1360 در شهر کرندغرب مرکز شهرستان دالاهو و از توابع استان کرمانشاه به دنیا آمد. وی در سال 1379 در رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه پیام نور کرمانشاه پذیرفته شد. پس از آن در سال 1389 تحصیلات دانشگاهی خود را تا مقطع کارشناسی ارشد در رشته علوم سیاسی دانشگاه قزوین ارتقا داد. اردیبهشت سال 1395، مرادی در مرحله دوم انتخابات مجلس دهم شورای اسلامی به عنوان نماینده مردم شهرستان های مریوان و سروآباد از توابع استان کردستان برای نخستین بار راهی خانه ملت شد و اکنون عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی است.
محمدرضا تابش
محمدرضا تابش زاده ۵ مهر ۱۳۳۷ در اردکان، نماینده مردم اردکان در ادوار ششم، هفتم، هشتم، نهم و دهم مجلس شورای اسلامی است. او سابقه ریاست فراکسیون اقلیت مجلس هفتم را نیز در کارنامه خود دارد. همچنین وی در ۱۷ اسفند ۱۳۹۲ ازسوی حسن روحانی، رئیس جمهور، عضو شورای عالی محیط زیست شد. محمدرضا تابش در رشته منابع طبیعی دانشگاه تهران تحصیل و موفق به اخذ دکترای مهندسی منابع طبیعی شد. برخی از مسئولیت های اجرایی وی عبارتند از: قائم مقام رئیس دفتر رئیس جمهور، عضویت در کمیسیون تلفیق (کمیسیون اصلی رسیدگی به بودجه)، مسئولیت کمیته اقتصادی، فنی و عمرانی کمیسیون اصل ۹۰.
مهرداد بائوج لاهوتی
مهرداد بائوج لاهوتی زادهٔ ۱۳۴۰ در لنگرود، نمایندهٔ حوزهٔ انتخابیهٔ لنگرود در دورهٔ هشتم، نهم و دهم مجلس شورای اسلامی است. مدرک تحصیلی وی کارشناسی مدیریت می باشد. برخی از سوابق کاری بائوج لاهوتی عبارتند از: مدیریت شهرداری ها در استان های کردستان، سمنان، گیلان و مازندران؛ عضویت در فراکسیون تعاون و گردشگری مجلس شورای اسلامی؛ عضویت در هیئت رئیسه فراکسیون مدیریت شهری؛ عضویت
در کمیسیون آیین نامه داخلی؛ عضویت در هیئت رئیسه کمیسیون عمران در مجلس شورای اسلامی؛ و رئیس فراکسیون مدیریت شهری و روستایی مجلس..
علی کاظمی باباحیدری
علی کاظمی باباحیدری در سال ۱۳۴۶ در شهر باباحیدر (چهارمحال و بختیاری) متولد شد. وی در سال ۱۳۶۶ در مقطع کارشناسی در رشته شیمی محض در دانشگاه بوعلی سینا همدان مشغول به تحصیل و در سال ۱۳۷۰ موفق به اخذ مدرک کارشناسی شد. در سال ۱۳۷۳ مدرک کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه آزاد اراک اخذ کرد. وی در سال ۱۳۷۶ به عنوان عضو هیئت علمی تمام وقت دانشگاه آزاد اسلامی شهرکرد مشغول به تدریس شد. کاظمی در سال ۱۳۸۳ جهت ادامه تحصیل در مقطع دکترای تخصصی به دانشگاه علوم و تحقیقات تهران رفته و در سال ۱۳۸۷ موفق به اخذ مدرک دکترای خود در رشته شیمی فیزیک گردید.
عزت الله یوسفیان ملا
عزت الله یوسفیان ملا، زادهٔ ۱۳۳۰ در آمل، نمایندهٔ حوزهٔ انتخابیهٔ آمل و لاریجان در ادوار هفتم، هشتم، نهم و دهم مجلس شورای اسلامی است. وی دارای لیسانس حقوق دانشگاه شهید بهشتی، فوق لیسانس جزا و جرم شناسی دانشگاه تهران و دکترای مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی تهران است. یوسفیان دادستان عمومی و انقلاب، رئیس سابق دادگستری آمل، مدیر کل قوه قضائیه و معاونت آموزش و تحقیقات قوه قضائیه بود و سابقه عضویت در کمیسیون قضائی را دارد. یوسفیان در حال حاضر رئیس کمیسیون تدوین آیین نامه داخلی مجلس، عضو دائم کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس و عضو دائم ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی است.
شهباز حسن پور بیگلری
شهباز حسن پور بیگلری متولد سال ۱۳۴۰ در سیرجان، نمایندهٔ حوزهٔ انتخابیهٔ سیرجان و بردسیر در دورهٔ هشتم و دهم مجلس شورای اسلامی است. وی پس از اتمام دوره متوسطه دانش خود را تا لیسانس مدیریت دولتی ارتقا داد و سپس بر زبان های عربی و انگلیسی تسلط یافت. بیگلری در سال 1386 در مجلس هشتم و در سال 1390 در مجلس نهم به نمایندگی از مردم بردسیر و سیرجان از توابع استان کرمان حضور یافت. وی در مجلس نهم، سخنگو کمیسیون تدوین آیین نامه داخلی مجلس و عضو کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات بود.
حمیدرضا حاجی بابایی
حمیدرضا حاجی بابایی، زاده ۱۳۳۸ در مریانج همدان، نمایندهٔ دوره پنجم، ششم، هفتم، هشتم و دهم مجلس شورای اسلامی است. او وزیر آموزش و پرورش در دولت دهم و کابینهٔ محمود احمدی نژاد بود. او در دوران نمایندگی اش عضو هیئت رئیسه و رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس بوده و نیز در کمیسیون های محاسبه و بودجه، تلفیق، اصل نود و امنیت ملی و سیاست خارجی عضویت داشته است. حاجی بابایی لیسانس دبیری الهیئت و معارف اسلامی (سال ۱۳۶۷ از دانشگاه تهران) و فوق لیسانس الهیئت و معارف اسلامی (سال ۱۳۷۲ از دانشگاه آزاد اسلامی کرج) و دکتری الهیئت و معارف (سال ۱۳۷۷ دانشگاه آزاد اسلامی تهران) را اخذ کرد.
غلامعلی جعفر زاده
غلامعلی جعفر زاده ایمن آبادی، متولد سال ۱۳۴۵ در روستای ایمن آباد از توابع رشت می باشد. وی دوره تحصیلات کارشناسی خود در رشته مهندسی عمران- عمران را در سال ۷۶ در دانشکده فنی مهندسی دانشگاه گیلان به پایان برد و در سال ۱۳۹۰ موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد خود در رشته عمران گرایش مکانیک خاک و پی از واحد پردیس انزلی دانشگاه گیلان شد. جعفرزاده ایمن آبادی دانشجوی مقطع دکترا در رشته مهندسی عمران و سیاستمدار ایرانی و یکی از سه نماینده حوزه انتخابیه رشت در نهمین و دهمین دوره مجلس شورای اسلامی است.
نبی هزارجریبی
نبی هزارجریبی نماینده مردم گرگان و آق قلا، در دهمین دوره مجلس شورای اسلامی است. هزارجریبی در 4 فروردین سال 1354 در روستای تخشی محله شهرستان گرگان واقع در استان گلستان به دنیا آمد. وی در مقطع کارشناسی مهندسی کشاورزی زراعت و اصلاح نباتات به دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرگان رفت و پس از پایان این دوره، تحصیلات دانشگاهی خود را در دوره کارشناسی ارشد و در دو رشته مدیریت اجرایی (MBA) دانشگاه مدیریت صنعتی گرگان و رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر ارتقا داد. وی اکنون دانشجوی دکترای مدیریت است.
محمد حسینی
محمد حسینی، زاده ۱۳۴۰ در شهر رفسنجان، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی سابق ایران در دولت دهم و نماینده اسبق دوره پنجم مجلس شورای اسلامی است. حسینی در دولت نهم قائم مقام وزیر علوم و رئیس دانشگاه پیام نور بود و سوابق فعالیت های مدیریتی در صداوسیما را نیز در کارنامه خود دارد. وی همچنین از اعضای هیئت امنای دانشگاه شهید اشرفی اصفهانی می باشد. وی در سال ۱۳۶۸ در مقطع کارشناسی ارشد در رشته معارف اسلامی و تبSلیغ اSز این دانشگاه فارغ التحصیل شد. حسینی سپس به دانشگاه تهران رفت و دکترای خود را در رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی اخذ کرد.
غلامرضا حیدری
غلامرضا حیدری متولد سال ۱۳۳۴ در چالوس، نماینده مردم حوزه تهران، شمیرانات، ری و اسلامشهر در دهمین دوره مجلس شورای اسلامی است. او در دورهٔ دوم و سوم مجلس شورای اسلامی نیز نماینده تفرش و آشتیان بود. حیدری در رشته مهندسی برق دانشگاه امیرکبیر تحصیل کرد و در سال های بعد، تحصیلات را تا مقطع دکترا در رشته «مدیریت سیاست گذاری» دنبال کرد. وی به عنوان نمایندهٔ دورهٔ دوم از حوزه انتخابیه تفرش، فراهان و آشتیان و در دورهٔ سوم از حوزه آشتیان / تفرش وارد مجلس شورای اسلامی شد. در مجلس دوم عضو هیئت رئیسه مجلس و در مجلس سوم رئیس کمیسیون نیرو، مخابرات و انرژی اتمی بود.
علی قربانی
علی قربانی، نماینده مردم بجنورد و مانه و سملقان و جاجرم، عضو کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس در دهمین دوره مجلس شورای اسلامی است. وی متولد ۱۳۵۱ در روستای شهرآباد کرد از شهرستان مانه و سملقان می باشد. قربانی در رشته جغرافیا و برنامه ریزی روستایی تا مقطع دکترا در دانشگاه فردوسی تحصیل کرد. بخشی از سوابق اجرایی و مدیریتی قربانی عبارت است از: کارشناس دفتر امور شهری و روستایی استانداری خراسان شمالی؛ مدیرکل دفتر امور روستایی و شوراهای استانداری خراسان شمالی و دبیر کمسیون ماده ۹۹ قانون شهرداری ها.
عبدالرضا مصری
عبدالرضا مصری، زاده ۱۳۳۵ در کرمانشاه، نماینده کرمانشاه در مجلس هفتم، مجلس نهم، مجلس دهم و وزیر رفاه و تامین اجتماعی دولت محمود احمدی نژاد است. وی دارای مدرک دکترای زمین شناسی از دانشگاه تربیت معلم تهران می باشد. مصری زاده همچنین عضو شورای هفت نفره اصولگرایان برای مجلس دهم بود. معاونت کمیته امداد امام خمینی کشور، مدیر کل کمیته امداد امام خمینی استان کرمانشاه، جانشین دادستان انقلاب اسلامی کردستان، دادیار دادسرای انقلاب اسلامی کرمانشاه، عضویت در شوراهای اشتغال، برنامه ریزی اجتماعی و ورزش از جمله سوابق وی است.
محمد خدابخشی
محمد خدابخشی نمایندهٔ دورهٔ دهم از حوزهٔ انتخابیهٔ الیگودرز در استان لرستان است. وی در سال ۱۳۵۰ در روستای دستگرد ذلقی از توابع الیگودرز به دنیا آمد. در سال ۱۳۷۴ مدرک کارشناسی را در رشته ریاضی کاربرد در کامپیوتر از دانشگاه اصفهان اخذ نمود و در سال ۱۳۷۷ مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته ریاضی کاربردی (تحقیق در عملیات) از دانشگاه تربیت معلم تهران دریافت کرد. دوره دکترا را در دانشگاه تربیت معلم شروع کرد و دوره پژوهشی را در مقطع دکترای تخصصی ریاضی کاربردی، تحقیق در عملیات در دانشگاه مک گیل کانادا در شهر مونترال تکمیل نمود.
حسینعلی حاجی دلیگانی
حسینعلی حاجی دلیگانی، متولد سال 1341 در اصفهان، نمایندهٔ دورهٔ
نهم و دهم مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی از حوزهٔ انتخابیهٔ شاهین شهر، میمه و برخوار در استان اصفهان است. وی برای دومین مرتبه با حضور در لیست اصولگرایی در انتخابات دوره دهم مجلس موفق به کسب مطلق آرا گردید. حاجی دلیگانی فرماندار سابق کاشان و از نمایندگان فعال سیاسی در مجلس می باشد. تحصیلات وی کارشناسی ارشد مدیریت دولتی است.
صفرعلی اسماعیلی
صفرعلی اسماعیلی نمایندهٔ دورهٔ دهم از حوزهٔ انتخابیهٔ نور و محمودآباد در استان مازندران، متولد 1340 در روستای ییلاقی دینکوه، ساکن روستای ورازده علیا از بخش چمستان است. وی کارمند بازنشسته دولت و دارای مدرک کارشناسی در رشته اقتصاد و کارشناسی ارشد رشته مدیریت دولتی می باشد. اسماعیلی در حال حاضر دانشجوی دکترا در رشته مدیریت استراتژیک(دفاع) و استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی قائمشهر است.
حسن حسینی شاهرودی
سید حسن حسینی شاهرودی نمایندهٔ دورهٔ دهم از حوزهٔ انتخابیهٔ شاهرود و میامی در استان سمنان است. وی متولد سال 1339 در شاهرود است. ایشان مشغول ادامه تحصیلات عالیه در مقطع دکترای و در رشته مهندسی سیستم های فرهنگی در دانشگاه جامع امام حسین(ع) بوده و در 6-7 سال اخیر نیز به عنوان مدرس دانشگاه در رشته مدیریت در دانشگاه های تهران مشغول به خدمت علمی می باشد. همزمان نیز به عنوان رئیس هیئت مدیره برخی موسسات فرهنگی و اقتصادی مشغول به فعالیت می باشند.
فرید موسوی
سید فرید موسوی، متولد سال 1359 در مراغه، عضو حزب اتحاد ملت ایران اسلامی و نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس، در دهمین دوره مجلس شورای اسلامی است. او دارای مدرک دکترای مدیریت است. برخی از سوابق اجرایی موسوی عبارتند از: عضو هیئت علمی دانشگاه؛ عضو انجمن علوم مدیریت؛ عضو انجمن مدیریت صنعتی ایران؛ مشاور عالی جامعه مدیران کنترل کیفیت صنایع کشور و عضویت در شورای سردبیری نشریات دانشجویی.
سید ناصر موسوی لارگانی
سید ناصر موسوی لارگانی، زاده ۵ شهریور ۱۳۴۲، نمایندهٔ حوزهٔ انتخابیهٔ فلاورجان در دوره هشتم، نهم و دهم مجلس شورای اسلامی، دارای تحصیلات حوزوی و کارشناسی الهیئت و کارشناسی ارشد در رشته تاریخ اسلام است. برخی سمت های وی در مجلس عبارتند از: عضو هیئت رئیسه کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی دوره هشتم؛ نایب رئیس مجمع نمایندگان استان اصفهان در مجلس هشتم؛ ناظر مجلس هشتم بر گمرک؛ عضو هیئت عالی تحقیق و تفحص از بانک ها در مجلس هشتم؛ عضو هیئت امنای صندوق توسعه ارزی در مجلس نهم؛ و نایب رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس نهم.
محمدرضا پورابراهیمی
محمدرضا پورابراهیمی داورانی نمایندهٔ دورهٔ نهم ودهم مجلس شورای اسلامی و رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی از حوزهٔ انتخابیهٔ کرمان و راور در استان کرمان است. وی در سال 1349 در رفسنجان به دنیا آمد. در سال 1369 در مقطع کارشناسی رشته مدیریت بازرگانی در دانشگاه اصفهان مشغول به تحصیل گردید و پس از آن در سال 1374 در دانشگاه شهید بهشتی در مقطع کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی گرایش مالی ادامه تحصیل داد و پس از اتمام این مقطع در دانشگاه های استان اصفهان و کرمان تدریس و پس از آن در مقطع دکترای مدیریت مالی وارد دانشگاه تهران شد.
کاظم دلخوش اباتری
سید کاظم دلخوش اباتری، زادهٔ ۱۳۴۰ در صومعه سرا، نمایندهٔ حوزهٔ انتخابیهٔ صومعه سرا در دوره دهم مجلس شورای اسلامی و سخنگوی کمیسیون اقتصادی مجلس است. او پیشتر در دوره های هفتم و هشتم نمایندهٔ این حوزه بوده است. دلخوش در دوران نمایندگی عضو هیئت رئیسه فراکسیون اصولگرایان و نائب رئیس کمسیون اقتصاد نیز بوده است. وی در حال حاضر دانشجوی دوره دکترای اقتصاد و مشاور در امور مجلس و مجامع این معاونت است. برخی از سوابق اجرایی دلخوش اباتری عبارتند از: هیئت عامل و معاون نظارتی بیمه های کل کشور در بیمه مرکزی؛ عضو ناظر در شورای پول و اعتبار و نائب رئیس هیئت مدیره اتاق تعاون کشور.
محمدحسین حسین زاده
محمدحسین حسین زاده بحرینی در سال ۱۳۴۱ در شهر مشهد متولد شد. وی دروس حوزوی را در مدرسه علمیه استاد موسوی نژاد و در ادامه در مدرسهٔ خوئی و دانشگاه علوم اسلامی رضوی گذراند و پس از آن مقاطع ارشد و دکترای اقتصاد را در دانشگاه علامهٔ طباطبائی تهران سپری کرد. گرایش تحقیقاتی او در مقطع کارشناسی ارشد، «بانکداری اسلامی» و گرایش های اصلی و فرعی وی در مقطع دکترای «اقتصاد ایران» و «اقتصاد بین الملل» بود. او از سال ۱۳۸۲ به عنوان عضو هیئت علمی دانشکدهٔ اقتصاد دانشگاه فردوسی به تدریس مشغول شد.
شهاب نادری
شهاب نادری نمایندهٔ دورهٔ دهم از حوزهٔ انتخابیهٔ پاوه و جوانرود و ثلاث باباجانی و روانسر در استان کرمانشاه است. وی در سال ۱۳۵۴ در شهرستان ثلاث باباجانی متولد شد و در سال ۱۳۷۵ در رشته اقتصاد وارد دانشگاه تهران شد و به صورت بورسیه همزمان با تحصیل در وزارت اقتصاد و دارایی مشغول به خدمت شد و سال ۱۳۷۹ فارغ التحصیل شد و کارشناسی ارشد مدیریت را از دانشگاه اراک دریافت نمود و هم اکنون نیز دانشجوی دکترای مدیریت صنعتی می باشد. نادری کارشناس ارشد مالی و مالیاتی و کارشناس ارشد مدیریت صنعتی نیز بوده است.
عین الله شریف پور
عین الله شریف پور، نماینده مردم حوزه انتخابیه ماکو و چالدران و پلدشت و شوط، در دهمین دوره مجلس شورای اسلامی و متولد سال 1335 در چالدران است. مدرک تحصیلی شریف پور، کارشناسی ارشد تخصصی مدیریت و برخی سوابق کاری وی عبارتند از: کارگزار حراست وزارت کشور- آذربایجان غربی- بخشدار بخش انزل- بخشدار پلدشت و نلزلو- مسئول دفتر سیاسی وزارت کشور- آذربایجان غربی.
عامر کعبی
عامر کعبی نمایندهٔ حوزهٔ انتخابیهٔ آبادان در دورهٔ دهم مجلس شورای اسلامی، استاد دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر و استادیار دانشکده مهندسی دریا (گروه ریاضی) است. کعبی در مرداد ماه سال 1350 در روستای فیاضیه شهرستان آبادان به دنیا آمد. وی در سال 1369 در دانشگاه شهید باهنر کرمان در رشته ریاضی کاربردی با گرایش تحقیق در عملیات پذیرفته شد. او کارشناسی ارشد خود را در رشته ریاضی کاربردی با گرایش آنالیز عددی از دانشگاه تربیت مدرس اخذ کرد. کعبی دارای مدرک دکترای تخصصی از دانشکده علوم ریاضی و کامپیوتر دانشگاه فردوسی مشهد است.
تقی کبیری
سید تقی کبیری نمایندهٔ دورهٔ دهم از حوزهٔ انتخابیهٔ خوی و چایپاره در استان آذربایجان غربی و متولد سال 1344 در خوی است. وی
فارغ التحصیل کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث از دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوی و فارغ التحصیل دکترای تخصصی علوم قرآن و حدیث از دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران می باشد. برخی از سوابق اجرایی کبیری عبارتند از: معاون پزوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوی؛ مدیر آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوی و مدیر گروه معارف دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوی.
حمدالله کریمی
حمدالله کریمی متولد ۱۳۵۹، نمایندهٔ دورهٔ دهم از حوزهٔ انتخابیهٔ بیجار در استان کردستان است. کریمی متولد بیجار و عضو حزب اعتدال و توسعه بوده، اولین دوره نمایندگی خود در مجلس را تجربه می کند و در مجلس دهم عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شده است. وی دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق می باشد. سوابق حمدالله کریمی عبارتند از: معاونت فرهنگی و امور جوانان اداره کل ورزش و جوانان کردستان؛ فرماندار شهرستان بیجار و معاون فرماندار شهرستان دهگلان.
الیاس حضرتی
الیاس حضرتی، زاده ۱۳۴۰ در روستای ایده لوی خلیفه از توابع هشترود آذربایجان شرقی، فعال سیاسی و مطبوعاتی و نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس، در دهمین دوره مجلس شورای اسلامی و صاحب امتیاز و مدیرمسئول روزنامه اعتماد است. حضرتی برای سه دورهٔ پیاپی نماینده مردم رشت بود (سوم تا پنجم). وی همچنین توانست به عنوان یکی از سی نماینده تهران وارد مجلس ششم شود. مدرک تحصیلی حضرتی، کارشناسی ارشد مدیریت دولتی است.
رحیم زارع
رحیم زارع نمایندهٔ دورهٔ نهم و دهم مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی از حوزهٔ انتخابیهٔ آباده و بوانات در استان فارس و همچنین استاد دانشگاه علامه طباطبایی است. زارع متولد سال 1354 در بوانات و دارای مدرک دکترای مدیریت بازرگانی استراتژیک است. عضویت هیئت علمی دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی و نیز سربازرسی حوزه تجارت خارجی سازمان بازرسی کل کشور از جمله سوابق و فعالیت های وی هستند.
محمود بهمنی
محمود بهمنی، زاده ۱۳۲۶ در فشند، رئیس کل بانک مرکزی ایران از سال ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲ و نماینده ایران در صندوق بین المللی پول، هم اکنون نمایندهٔ دورهٔ دهم مجلس شورای اسلامی از حوزهٔ انتخابیهٔ ساوجبلاغ و طالقان و نظرآباد می باشد. او پیش از تصدی دبیر کلی بانک مرکزی، دارای سمت هایی چون معاونت و ریاست اعتبارات کل بانک ملی ایران، ریاست ادارات سرمایه گذاری، سازمان و روش های بانک، مدیریت امور معاملات و تسهیلات و بررسی طرح ها بوده است. بهمنی دارای لیسانس اقتصاد گرایش بانکداری، فوق لیسانس مدیریت بانکداری و دکترای مدیریت بازرگانی است.
احمد انارکی محمدی
احمد انارکی محمدی، متولد سال 1348 در شهرستان انار و کارشناس رسمی دادگستری، نمایندهٔ دورهٔ دهم از حوزهٔ انتخابیهٔ رفسنجان و انار در استان کرمان است. تحصیلات وی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی (بازاریابی بین المللی) و کارشناسی مهندسی کشاورزی است. مدیرعامل مجتمع کشت و صنعت کوثر به مدت پنج سال، عضو سازمان نظام مهندسی تهران، کارآفرین برتر کشاورزی، عضو کانون کارآفرینان، نماینده حاضر در سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور، مشاور امور کشاورزی و باغداری بنیاد تعاون و حرفه آموزی کل کشور از سوابق وی است.
قرجه طِیار
قرجه طِیار، متولد سال 1355 در گنبد کاووس، نماینده گنبد کاووس در مجلس شورای اسلامی است. وی در انتخابات سال ۱۳۹۴ مجلس به نمایندگی انتخاب شد. او پیش از این رئیس بانک تجارت شعبه کلاله بوده است. تحصیلات طیار کارشناسی ارشد علوم سیاسی، مدیریت و حقوق خصوصی است.
معصومه آقاپور علیشاهی
معصومه آقاپور علیشاهی، متولد سال 1348 در تهران، نماینده شبستر در دهمین دوره مجلس شورای اسلامی است. تحصیلات وی دکترای اقتصاد گرایش مدیریت کار از دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر قدس است. برخی از سوابق اجرایی وی عبارتند از: مدرس دانشگاه علامه طباطبایی؛ مدرس دانشگاه آزاد اسلامی؛ مدرس دانشگاه علمی کاربردی؛ مشاور برنامه ریزی اقتصادی و طرح های مدیریت سرمایه گذاری بانک ها؛ مشاور و مجری طرح های انرژی های نو و عضو کمیته بررسی جایگزینی انرژی های نو در پروژه های کشور.
محمود شکری
محمود شکری نمایندهٔ دورهٔ نهم و دهم مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی از حوزهٔ انتخابیهٔ تالش، رضوانشهر و ماسال در استان گیلان است. شکری در سال 1338 در تالش از توابع استان گیلان به دنیا آمد. وی دارای تحصیلات کارشناسی ارشد در رشته مدیریت دولتی و مشاور وزیر امور اقتصاد و دارایی است. 15 اردیبهشت 1391، شکری در مرحله دوم انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی به نمایندگی از مردم تالش، رضوانشهر و ماسال به مجلس راه یافت. پس از پایان دوره نهم، وی در انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی شرکت کرد و مجددا به نمایندگی از مردم طوالش، رضوانشهر و ماسال راهی خانه ملت شد.
علی اکبر کریمی
علی اکبر کریمی، زاده ۲۸ شهریور ۱۳۴۷ در اراک، نماینده منتخب مردم اراک در مرحله اول انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی است. عضویت در کمیسیون اقتصادی مجلس و ریاست فراکسیون توسعه صادرات ایران و نائب رئیس فراکسیون ایرانیان مقیم خارج از کشور در مجلس دهم از مسئولیت های کریمی است. مدارک تحصیلی وی شامل مدرک افتخاری دکترا از دانشگاه دفاع ملی، مدرک فوق لیسانس
در رشته علوم اقتصادی از دانشگاه آزاد اسلامی اراک، مدرک لیسانس در رشته اقتصاد (گرایش بازرگانی) از دانشگاه تهران است.
محمد حسن نژاد
محمد حسن نژاد نمایندهٔ دورهٔ نهم و دهم مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی از حوزهٔ انتخابیهٔ مرند و جلفا در استان آذربایجان شرقی است. وی متولد ۱۵ شهریور سال ۱۳۶۰ روستای ایری سفلی از توابع بخش سیه رود شهرستان جلفا بوده و دارای مدرک کارشناسی مدیریت بازرگانی از دانشگاه مازندران، کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی گرایش مدیریت مالی از دانشگاه مازندران و دکترای مدیریت مالی از دانشگاه شهید بهشتی است. حسن نژاد در نهادهایی مانند نساجی مازندران، گمرک، بانک کشاورزی، معاونت پژوهشی وزارت علوم فعالیت نموده است.
زهرا سعیدی مبارکه
زهرا سعیدی مبارکه نمایندهٔ مستقل دورهٔ دهم مجلس شورای اسلامی از حوزهٔ انتخابیهٔ مبارکه در استان اصفهان است. وی در سال 1362 در شهرستان مبارکه واقع در استان اصفهان به دنیا آمد. زهرا سعیدی مبارکه دارای مدرک کارشناسی در رشته بیوشیمی و مدرک کارشناسی ارشد در رشته مهندسی صنایع با گرایش مدیریت سیستم و بهره وری است و دانشجوی دوره دکترای صنایع می باشد. از جمله سوابق وی می توان به مسئولیت امور جوانان و داوطلبان جمعیت هلال احمر شهرستان مبارکه، مسئولیت اجرای طرح ملی عاری از دخانیات در استان اصفهان و مدیرعامل شرکت شیفتگان خدمات شمیم در شهرک صنعتی مبارکه اشاره کرد.
سیده فاطمه حسینی
سیده فاطمه حسینی، زاده ۱۳۶۴، نمایندهٔ تهران، ری، اسلامشهر و شمیرانات، در دهمین دوره مجلس شورای اسلامی است. او فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک و دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی است. برخی از سوابق سیده فاطمه حسینی عبارتند از: مشاور مالی نمایندگی بیمه ملت؛ مشاور مالی شرکت پترو دژ پارس؛ مشاور مالی شرکت صنایع سیمان؛ عضو انجمن دوستی ایران اسپانیا و عضو سازمان نظام مهندسی ساختمان.
همایش ملی مستندنگاری میراث طبیعی و فرهنگی، برگزار می شود
(لینک اصلی خبر)

کمیسیون ملی یونسکو – ایران

نخستین «همایش ملی مستندنگاری میراث طبیعی و فرهنگی» با هدف شناساندن مرزهای دانش و فناوری، تبادل نظر علمی و انتقال تجربیات بین متخصصان، ۱۷ اسفند سال جاری، برگزار می شود.
مستندنگاری، حفظ، نگهداری و بازسازی میراث فرهنگی و محیط زیست و حریم آن ها جزء وظایف مهم مردم و دولت شمرده می شود و رعایت موازین آن، برای مجریان و مدیران طرح های عمرانی الزامی است. از همین رو، تهیه نقشه های دقیق، امری بسیار مهم است.
راهکار اصولی برای پایش و تضمین حفظ میراث طبیعی و فرهنگی و حریم آن، انجام اصول مستندنگاری است. انجام هر گونه عملیات در خصوص تغییر کاربری، بازسازی، مرمت، باز زنده سازی، پژوهش و تحلیل میراث طبیعی و فرهنگی تنها در صورت اندازه گیری و مستندنگاری کامل امکان پذیر است و هر گونه تصرف در آثار طبیعی و تاریخی پیش از مستندنگاری علمی و شناخت کامل اثر ممنوع است. همچنین باید به این نکته توجه داشت که نگهداری هوشمندانه و مدیریت دانش بنیان میراث طبیعی و فرهنگی تنها با داشتن اطلاعات مکانی درست ممکن می شود. امروزه با گسترش فناوری های نوین در دورکاوی، امکان پایش کارآمدتر میراث طبیعی و فرهنگی افزایش یافته است و بر این پایه می توان از آسیب های جبران ناپذیر به کشور پیشگیری کرد.
از همین رو، در تاریخ ۱۷ اسفند سال جاری، در دانشگاه شهید رجایی، نخستین «همایش ملی مستندنگاری میراث طبیعی و فرهنگی» با هدف شناساندن مرزهای دانش و فناوری، تبادل نظر علمی و انتقال تجربیات بین متخصصان برگزار می شود. این همایش شامل سخنرانی های کلیدی، ارائه مقاله در نشست های علمی، برگزاری کارگاه های آموزشی و نمایشگاه تخصصی است.
دکتر مستکین، مدیر بخش فرهنگ کمیسیون ملی یونسکو، با اشاره به اهمیت روزافزون امر حفاظت از مواریث فرهنگی و طبیعی، برگزاری این همایش را به همت دانشگاه شهید رجایی، بستری مناسب جهت ترویج رویکرد علمی در مقوله حفاظت و پاسداری از میراث فرهنگی کشور اعلام کرد.
شایان ذکر است اطلاعات کامل در لوح و وب گاه همایش قابل مشاهده است.تدوین: گروه فرهنگ کمیسیون ملی یونسکو- ایران

برترین های مسابقات انتخابی تیم ملی تیراندازی دانشجویان معرفی شدند
(لینک اصلی خبر)

فدراسیون تیراندازی

با برگزاری مسابقات انتخابی تیم ملی تیراندازی دانشجویان، برترین های رشته تفنگ و تپانچه بادی معرفی و یک رکورد جدید به ثبت رسید.

به گزارش روابط عمومی فدراسیون تیراندازی، رقابت های انتخابی تیم ملی تیراندازی دانشجویان در دو بخش آقایان و بانوان با حضور 60 ورزشکار دانشجو در محل سالن ۸۰ خط مجموعه ورزشی آزادی برگزار شد که در نهایت با معرفی نفرات برتر به پایان رسید.
در رشته تپانچه بادی آقایان، علیرضا میرزایی با امتیاز 570 از دانشگاه امیر کبیر تهران، محمد رسول عفتی با امتیاز 568 از دانشگاه آزاد کرمانشاه و مرتضی علی محمدی با امتیاز 566 از دانشگاه علوم پزشکی قزوین به ترتیب در مکان های اول تا سوم قرار گرفتند.
سجاد پورحسینی با امتیاز 566 از دانشگاه گیلان، محمد رضا محمودی با امتیاز 564 دانشگاه شهید بهشتی ، مهدی تندری با امتیاز 562 از دانشگاه شهید رجایی، علی دریا تبار با امتیاز 561 از دانشگاه پیام نور و پژمان زمزم زاده با امتیاز 558 از دانشگاه کرمان مکان های چهارم تا هشتم را به نام خود ثبت کردند.
در رشته تپانچه بادی بانوان، هانیه رستمیان با امتیاز 582 از دانشگاه الزهرا ، فاطمه قدرت آبادی با امتیاز 570 از دانشگاه دامغان و آمیتیس جعفری با امتیاز 569 از دانشگاه الزهرا به مقام های اول تا سوم دست یافتند.
مینا قربانی با امتیاز 567 از دانشگاه صنعت همدان، درسا عرب شاهی با امتیاز 564 از دانشگاه الزهرا ،نوگل نادری با امتیاز 559 از دانشگاه تهران، نوشین پی خسته با امتیاز 557 از دانشگاه پیام نور و لعیا محمدی با امتیاز 554 از دانشگاه شهید بهشتی به ترتیب به عناوین چهارم تا هشتم بسنده کردند.
همچنین در رشته تفنگ بادی آقایان ، محمد حسین کریمی با امتیاز 621.9 از دانشگاه علوم پزشکی ،هادی غره باقی با امتیاز 621.3 از دانشگاه قم و مجتبی قاسم آبادی با امتیاز 620.4 از دانشگاه اراک به ترتیب عناوین اول تا سوم را به خود اختصاص دادند.
امیر اسدی با امتیاز 617.4 از دانشگاه زنجان، امیرحسین گل پسند با امتیاز 616.6 از دانشگاه زنجان ، حجت الله پودینه با امتیاز 612.4 از دانشگاه زاهدان، محمد رضا فلیوش با امتیاز 610.4 از دانشگاه خوزستان و مهیار سهرابی با امتیاز 603.3 از دانشگاه تهران به ترتیب در جایگاه های چهارم تا هشتم قرار گرفتند.
در رشته تفنگ بادی بانوان، مریم شفیعی پور با امتیاز 622.7 از دانشگاه آزاد تهران، حدیث یاوری با امتیاز 621.4 از دانشگاه علمی کاربردی تهران و رویا صبح خیز با امتیاز 621.4 از دانشگاه قم به ترتیب به مکان های اول تا سوم بسنده کردند.
مهدیه عباسی فر با امتیاز 621.3 از دانشگاه قزوین، مریم سلیمی با امتیاز 618.4 از دانشگاه کرمانشاه ، نجمه خدمتی با امتیاز 618.4 از دانشگاه بیرجند، فاطمه صالحی با امتیاز 617.9 از دانشگاه اصفهان و فاطمه کرم زاده با امتیاز 616.2 از دانشگاه تهران عناوین چهارم تا هشتم را به خود اختصاص دادند.
در این مسابقات هانیه رستمیان در رشته تپانچه بادی رده سنی جوانان توانست با ثبت امتیاز 582 برای اولین بار در ایران رکورد بالایی را به نام خود به ثبت برساند.
قضاوت این دوره از رقابت ها را مسعود معینی بر عهده داشت، ضمن اینکه برگزاری این دوره از مسابقات با قوانین جدید ISSF و یکسان سازی در شلیک آقایان و بانوان (60 تیر) همراه بود.
گفتنی است رقابت های دانشجویان جهان در سال 2018 به میزبانی کشور مالزی برگزار می شود.

با ثبت یک رکورد جدید
برترین های مسابقات انتخابی تیم ملی تیراندازی دانشجویان معرفی شدند
(لینک اصلی خبر)

وزارت ورزش و جوانان

با برگزاری مسابقات انتخابی تیم ملی تیراندازی دانشجویان، برترین های رشته تفنگ و تپانچه بادی معرفی و 1 رکورد جدید به ثبت رسید.

به گزارش روابط عمومی فدراسیون تیراندازی ، رقابت های انتخابی تیم ملی تیراندازی دانشجویان در دو بخش آقایان و بانوان با حضور 60 ورزشکار دانشجو در محل سالن ۸۰ خط مجموعه ورزشی آزادی برگزار شد که در نهایت با معرفی نفرات برتر به پایان رسید .
در رشته تپانچه بادی آقایان، علیرضا میرزایی با امتیاز 570 از دانشگاه امیر کبیر تهران ، محمد رسول عفتی با امتیاز 568 از دانشگاه آزاد کرمانشاه و مرتضی علی محمدی با امتیاز 566 از دانشگاه علوم پزشکی قزوین به ترتیب در مکان های اول تا سوم قرار گرفتند .
سجاد پورحسینی با امتیاز 566 از دانشگاه گیلان، محمد رضا محمودی با امتیاز 564 دانشگاه شهید بهشتی و مهدی تندری با امتیاز 562 از دانشگاه شهید رجایی مکان های چهارم تا ششم را به نام خود ثبت کردند.
در رشته تپانچه بادی بانوان ، هانیه رستمیان با امتیاز 582 از دانشگاه الزهرا ، فاطمه قدرت آبادی با امتیاز 570 از دانشگاه دامغان و آمیتیس جعفری با امتیاز 569 از دانشگاه الزهرا به مقام های اول تا سوم دست یافتند .
مینا قربانی با امتیاز 567 از دانشگاه صنعت همدان، درسا عرب شاهی با امتیاز 564 از دانشگاه الزهرا و نوگل نادری با امتیاز 559 از دانشگاه تهران به ترتیب به عناوین چهارم تا ششم بسنده کردند.
همچنین در رشته تفنگ بادی آقایان ، محمد حسین کریمی با امتیاز 621.9 از دانشگاه علوم پزشکی ،هادی غره باقی با امتیاز 621.3 از دانشگاه قم و مجتبی قاسم آبادی با امتیاز 620.4 از دانشگاه اراک به ترتیب عناوین اول تا سوم را به خود اختصاص دادند .
امیر اسدی با امتیاز 617.4 از دانشگاه زنجان، امیرحسین گل پسند با امتیاز 616.6 از دانشگاه زنجان و حجت الله پودینه با امتیاز 612.4 از دانشگاه زاهدان به ترتیب در جایگاه های چهارم تا ششم قرار گرفتند.
در رشته تفنگ بادی بانوان ، مریم شفیعی پور با امتیاز 622.7 از دانشگاه آزاد تهران ، حدیث یاوری با امتیاز 621.4 از دانشگاه علمی کاربردی تهران و رویا صبح خیز با امتیاز 621.4 از دانشگاه قم به ترتیب به مکان های اول تا سوم بسنده کردند.
مهدیه عباسی فر با امتیاز 621.3 از دانشگاه قزوین، مریم سلیمی با امتیاز 618.4 از دانشگاه کرمانشاه و نجمه خدمتی با امتیاز 618.4 از دانشگاه بیرجند عناوین چهارم تا ششم را به خود اختصاص دادند.
در این مسابقات هانیه رستمیان در رشته تپانچه بادی رده سنی جوانان توانست با ثبت امتیاز 582 برای اولین بار در ایران رکورد بالایی را به نام خود به ثبت برساند.
قضاوت این دوره از رقابت ها را مسعود معینی بر عهده داشت، ضمن اینکه برگزاری این دوره از مسابقات با قوانین جدید ISSF و یکسان سازی در شلیک آقایان و بانوان (60 تیر) همراه بود.
گفتنی است رقابت های دانشجویان جهان در سال 2018 به میزبانی کشور مالزی برگزار می شود.

سعید قاسمی درباره وضعیت مردم زلزله زده:
برخی مردم کرمانشاه فکر نمی کردند بسیجی ها تا این حد پای کار باشند/ اتوبوس های مستعمل را به کانکس تبدیل کنیم
(لینک اصلی خبر)

فارس نیوز

فرمانده دوران دفاع مقدس گفت: برخی مردم کرمانشاه تاکنون جمهوری اسلامی را در کوچه های خود ندیده بودند و باور نمی کردند بسیجی ها از ابتدای این حادثه به این شهر بیایند و به جمع آوری زباله و آواربرداری و کمک به ساخت خانه بپردازند.

به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس به نقل از رجانیوز، یک فعال فرهنگی ضمن هشدار نسبت به بروز بحران های امنیتی و اجتماعی در منطقه زلزله زده دشت ذهاب در صورت عدم توجه مسئولان به این منطقه اظهار داشت: وقتی امنیت کامل برقرار بود، داعش در این منطقه جذب نیرو کرد و آن را برای عملیات تروریستی به سمت مجلس و حرم امام بردند، الان که وضعیت فرق می کند.
به گزارش رجانیوز سعید قاسمی، فرمانده دوران دفاع مقدس و استاد معماری دانشگاه شهید رجایی با بیان اینکه قریب به 50 روز از فاجعه زلزله دشت ذهاب می گذرد که نزدیک به 140 روستا تا 95 درصد تخریب شده اند گفت: مثل هر زلزله و فاجعه دیگری در دو هفته اول بحث آواربرداری مطرح است و بیرون آوردن انسان ها و دام هایی که زیر آوار مدفون شده بودند. الان هم آرامش به حال و روز طبیعی خود برگشته است.
این مقدار کمک هنوز کفایت این فاجعه را نمی کند
وی با بیان اینکه مردم زلزله زده در چادرها و کانکس هایی که مردم سراسر ایران زحمت خریداری آن را کشیده اند اسکان موقت داده شده اند افزود: طبیعی است که این مقدار کمک ها هنوز کفایت این فاجعه را نمی کند.
این فرمانده دوران دفاع مقدس ضمن بیان این مطلب که مردم خوب دشت ذهاب یک بار در واقعه جنگ تحمیلی مجبور به کوچ اجباری به سمت الرمادی شدند اضافه کرد: همین مردم سه سال بعد از اتمام جنگ به خانه های خود برگشتند که البته چیزی از زندگی آنها باقی نمانده بود و الان هم بعد از 27 سال از آن قضیه در زلزله اخیر یک بار دیگر تمام زندگی خود را از دست دادند.
قاسمی با یادآوری نحوه کمک رسانی ها در زلزله های بم، ورزقان و رودبار اذعان کرد: زلزله اخیر، چهارمین زلزله بزرگ در نوع خودش است که مثل باقی زلزله ها اول ماجرا با تبلیغات گرم پای کار می آییم و به زلزله زده ها کمک می کنیم، ولی چهار روز که بگذرد آنها را به دست فراموشی می سپاریم.
مسئولان بی مهری می کنند/ بعد از 50 روز تازه ساخت کمپ را شروع کردند
وی با انتقاد از عملکرد مسئولان در رسیدگی به وضعیت زلزله زده ها با بیان اینکه اینجا هم دولتمردان ما با بی مهری مردم را تنها گذاشتند ادامه داد: بعد از 50 روز تازه می خواهند برای مردم حداقل کار ممکن یعنی ساخت کمپ را شروع کنند و با این بهانه که مردم خودشان دوست ندارند در کمپ اسکان پیدا کنند کار را زمین گذاشته بودند.
مسئولان مراقب بروز بحران های اجتماعی و امنیتی باشند
این فعال فرهنگی ضمن هشدار نسبت به بروز بحران های امنیتی و اجتماعی در دشت ذهاب در صورت عدم توجه مسئولان به این منطقه اظهار داشت: وقتی امنیت کامل برقرار بود، داعش در این منطقه جذب نیرو کرد و آن را برای عملیات تروریستی به سمت مجلس و حرم امام بردند.
قاسمی ضمن دروغ عنوان کردن ادعای بعضی مسئولان مبنی بر توزیع کانکس به همه زلزله زده ها به ایده تبدیل اتوبوس های مستعمل به کانکس اشاره کرد و در این باره افزود: یک دشت بزرگ اتوبوس در تهران، مشهد، شیراز و اصفهان داریم که می توان با صرف یک تا دو میلیون تومان برای تغییر کاربری، آنها را به بهترین کانکس تبدیل کنیم. موضوعی که با عنوان motor home در اروپا مطرح و به صورت موفقیت آمیزی انجام شده است.
وی در همین راستا ادامه داد: با مکاتباتی که با شهرداری تهران انجام دادیم، توانستیم 20 دستگاه اتوبوس مستعمل بگیریم، ولی رقم بسیار پایینی است.
باید به سمت تغییر کاربری اتوبوس های مستعمل به کانکس برویم
این استاد دانشگاه راهکار عملیاتی این ایده را در جلوگیری از ذوب کردن اتوبوس های مستعمل دانست و با بیان اینکه این کار نه تنها ضرر ندارد بلکه منفعت های بسیار زیادی دارد بیان کرد: بعد از اینکه اسکان زلزله زده ها در آن به پایان رسید می توان برای حوادث احتمالی دیگر از آن استفاده کرد.
قاسمی در پاسخ به این سئوال که «آیا تخفیف وام برای زلزله زده ها انجام شده است یا خیر» با ابراز تأسف از اینکه مسئولان نمی توانند در باره حوادث غیرمترقبه تصمیم درستی بگیرند اظهار داشت: همین الان اگر از نماینده بنیاد مسکن در اینجا در باره این قضیه بپرسید، نمی داند و به درستی پاسخ نمی دهد.
وی با اشاره به اظهارات سخنگوی دولت که گفته بود «به کسی که کانکس تحویل گرفته وام تعلق نمی گیرد» این رفتارها را ناشی از عدم رنج کشیدن در زندگی دانست و گفت: چیزی که در منطقه می گذرد بلاتکلیفی مردم است که از بلاتکلیفی مسئولان نشئت می گیرد.
این استاد دانشگاه در باره کارهای انجام شده توسط مجموعه متبوع وی با گرامیداشت یاد شهیدان متوسلیان، بروجردی و همت تصریح کرد: مجموعه ما دست پروده شهیدان متوسلیان، بروجردی و همت است که به ما یاد دادند بخصوص در منطقه کردستان چگونه به مردم خدمت کنیم و به آنها فخر نفروشیم و نگاه استکباری نداشته باشیم.
وی تصریح کرد: در ابتدای امر یک قرارگاه سازندگی بنام احمد متوسلیان در اینجا دایر شده که با کمک نیروهای بسیج، کارهای روی زمین مانده را از آواربرداری گرفته تا لوله کشی و آجرچینی و ساخت منزل برای مردم زلزله زده انجام می دهیم و از 27 روز پیش هم وارد فاز ساخت مناطق مسکونی دائمی برای مردم شده ایم.
استاد معماری دانشگاه شهید رجائی با بیان اینکه «معماری منازلی که برای مردم ساخته می شود مانند خانه هایی نیست که به وسیله پیمانکاران بنیاد مسکن ساخته شده است» ادامه داد: متأسفانه بعضی از پیمانکاران در ساخت منازل مردم کم گذاشتند و خیانت کردند و مثلاً از شن و خاک به جای بتن و از آجر 7 کیلویی به جای آجر استاندارد استفاده کردند.
از پیمانکاران خائن بنیاد مسکن شکایت خواهیم کرد
وی در همین باره اذعان کرد: 70 درصد کشته ها به خاطر تیغه هایی بود که روی ستون ها گیر نداشتند و مانند گیوتین عمل کردند و روی سر مردم افتاد. الان هم مثل کفتار در منطقه ریختند تا جیب زلزله زده ها را بزنند.
قاسمی تأکید کرد: اگر سالم از این ماجرا بیرون آمدیم بحث شکایت از این پیمانکاران خائن و سیستمی پرورش دهنده آنها را در دستور کار خود قرار می دهیم.
ساخت یک واحد 140 متری مطابق با استانداردهای روز اروپا تنها در 27 روز
این فرمانده دوران دفاع مقدس در باره عملکرد مجموعه متبوع وی با بیان اینکه شروع به ساخت خانه های ویلایی ساز دو خوابه و تک خوابه 140 متری و 100 متری کردیم اظهار داشت: واحد های 140 متری با قیمت باورنکردنی 55 میلیون تومان به صورت 27 روزه بنام روز بعثت پیامبر اعظم و لشکر محمد رسول الله(ص) تحویل داده می شود.
وی خاطرنشان ساخت: امروز 26 روز گذشته است و فردا جشن تحویل اولین منزل را که مطابق با استاندارهای روز اروپا ساخته شده است خواهیم گرفت. البته در بخش کارگاهی ضعف داریم، وگرنه می شد با این مدل کار جهادی کار ساخت منازل مسکونی را به 20 روز هم تقلیل داد.
قاسمی در بخش پایانی صحبت های خود ضمن به علاقه مردم منطقه دشت ذهاب نسبت به جمهوری اسلامی اشاره و تصریح کرد: مردم اینجا تا الان جمهوری اسلامی را در کوچه های خود ندیده بودند. این مردم زلزله زده تازه دارند طعم حضور جمهوری اسلامی را درک می کنند. آنها باور نمی کردند بسیجی ها از ابتدای این حادثه به اینجا بیایند و به جمع آوری زباله و آواربرداری و کمک به ساخت منازل مسکونی بپردازند.
ماجرای حضور یک داعشی سابق در میان استقبال کنندگان زلزله زده از رهبر معظم انقلاب
وی در پایان با بیان این مطلب که مردم منطقه امروز در حمایت از انقلاب اسلامی به صورت خودجوش راهپیمایی کردند، به ارادت این مردم به رهبر معظم انقلاب اشاره کرد و گفت: وقتی رهبر انقلاب به میان مردم روستاهای کوئیکی آمدند، یک داعشی سابق هم بین استقبال کنندگان حضور داشت که وقتی به آقا می گویند این فرد قبلاً در داعش فعالیت می کرده فرمودند قبلاً بوده و الان نیست و بعد دست نوازش روی سر او می کشند.
مطلب فوق مربوط به سایر رسانه ها می باشد و خبرگزاری فارس صرفا آن را بازنشر کرده است.
بازگشت به صفحه نخست گروه فضای مجازی
انتهای پیام/

مرادی سکاندار ورزش و جوانان اراک شد
(لینک اصلی خبر)

اراک امروز

محمد مرادی از مدیران ورزشی استان به عنوان سرپرست اداره ورزش و جوانان اراک معرفی شد.

اراک امروز ؛ طی حکمی از سوی عابد حقدادی مدیرکل ورزش و جوانان استان مرکزی، محمد مرادی از مدیران ورزشی استان به عنوان سرپرست اداره ورزش و جوانان اراک معرفی شد.
در حکم نامبرده آمده است:
جناب اقای محمد مرادی
با توجه به تجارب و توانمندی جنابعالی به موجب این ابلاغ بعنوان سرپرست اداره ورزش و جوانان شهرستان اراک منصوب می شوید امید است با استعانت از خداوند منان و بهره گیری از تلاش سایر همکاران و هماهنگی با مسئولین مربوطه در پیشبرد اهداف سازمانی موفق و مؤید باشید.

مرادی از جمله مدیران موفق ورزش استان در سالهای اخیر بوده است و در مسوولیت هایی که داشته موجب کسب افتخارات فراوان برای ورزش استان و کشور در رویدادهای معتبر بین المللی شده است.
وی پیش از این به مدت چهارسال ریاست ورزش قهرمانی و حرفه ای اداره ورزش و جوانان استان را عهده دار بود.
شایان ذکر است محمد مرادی دارای کارشناسی تربیت بدنی و علوم ورزشی از دانشگاه شهید رجایی تهران و کارشناسی ارشد مدیریت و برنامه ریزی در ورزش از دانشگاه تهران مرکز و دانشجوی دکترای تخصصی مدیریت استراتژیک در ورزش می باشد
انتهای پیام/

مهر گزارش می دهد؛
مدارس ماندگار را بشناسیم/ از مدرسه قائم مقام فراهانی تا نجفی
(لینک اصلی خبر)

مهر نیوز

از میان ۱۵۰ مدرسه معرفی و بازدید شده از ۲۷ استان کشور به کمیسیون معین شورای عالی، تاکنون مجوز عنوان «مدرسه ماندگار» برای ۴۷ مدرسه صادر شده است.

خبرگزاری مهر ؛ گروه جامعه؛ احمد عابدینی: مدرسه، به عنوان نهاد رسمی و یکی از مهم ترین ارکان تعلیم و تربیت دانش آموزان ، نقش و تاثیر بی بدیل و غیرقابل انکاری دارد. مسلماً هرچه این نهاد از ویژگی ها و امتیازات بیشتری در ابعاد مختلف برخوردار باشد، تأثیرگذاری آن فزون تر و عمیق تر خواهد بود.
از این رو در عصر حاضر تلاش های فراوانی برای ارتقای سطح کیفی مدارس انجام می شود تا ظرفیت تحقق اهداف قصد شده آموزش و پرورش را پیدا کرده و نقش خود را در تربیت شهروندان مسئول ایفا کند.
در گزارش قبلی به دلایل انتخاب مدارس ماندگار و فلسفه تاسیس این مدارس در گذشته پرداختیم.
در این گزارش به منظور آشنایی با این مدارس، به شکل اجمالی به برخی از مهم ترین مدارس اشاره می شود.
۱. مدرسه دارالفنون
دارالفنون نقطه عطفی در تاریخ مدرسه های ماندگار ایران است. پیش از تأسیس دانشگاه تهران، دارالفنون اولین گام اساسی ایرانیان برای ورود به عرصه های علوم جدید به شمار می رفت که علاوه بر داشتن سهم قابل توجهی در تحولات اجتماعی، از لحاظ علمی نیز ایران را در جایگاهی بالاتر از کشورهای منطقه قرار داد که باعث ورود جمعی از نخبگان به جامعه ایران شد.
در حقیقت زیربنای این مدرسه زمانی گذاشته شد که میرزاتقی خان فراهانی(امیرکبیر) ۲۲ ساله به همراه هیئتی، به ریاست خسرو میرزا، پسر عباس میرزا، برای عذرخواهی از قتل گریبایدوف، نخستین سفیر روسیه پس از جنگ ایران و روسیه، به دربار تزار فرستاده شد. وی با دقت و دوراندیشی خاصّی به پیشرفت هایی که در آن کشور به وجود آمده بود، نگریست و افسوس خورد که چرا در وطنش چنین پیشرفت هایی که مایه آبادانی است، با توجه به علوم نوین، صورت نگرفته است و این انگیزه باعث شد تا او در عصر صدارت خویش، برنامه های آموزشی جدیدی را در صدر برنامه های خود قرار دهد.
مدرسه دارالفنون با همت امیرکبیر بنیاد نهاده شد و با ریاست «رضاقلی خان هدایت»، در دی ماه ۱۲۳۰ (روز یکشنبه، برابر با پنجم ربیع الاول ۱۲۶۸ قمری، سیزده روز پیش از قتل امیرکبیر) و با حضور ناصرالدین شاه، آقاخان نوری، صدراعظم جدید و گروهی از دانشمندان و معلمان ایرانی و اروپایی با ۳۰ شاگرد رسماً گشایش یافت. ناصرالدین شاه به شرطی به تأسیس این مؤسسه رضایت داد که فقط تعلیمات نظامی و علوم وابسته به آن در مدرسه تدریس شود، زیرا بیم آن را داشت بود مبادا جوانان با افکار آزادی خواهانه اروپائیان آشنا شوند و علیه او و دستگاهش بشورند. بنابراین مواد درسی منحصراً پیاده نظام، سواره نظام، مهندسی توپخانه، طب، داروسازی، جراحی و معدن شناسی تعیین شد که معدن، طب، داروسازی و جراحی نیز به منظور استفاده نظامی تدریس می شد و به عنوان اولین مدرسه جدید ایران، سهم قابل توجهی در پیشرفت علوم و فنون در ایران داشته است.
در آن زمان هفت معلم اتریشی، آموزش محصلینی را که اغلب از خانواده های مهم و بانفوذ بودند، بر عهده داشتند. با وجود آغاز به کار مدرسه عملیات ساختمانی آن تا سال ۱۲۶۹ هجری قمری، ادامه داشت. در سال ۱۳۰۴ قمری نیرالملوک وزیر علوم، تالار نمایشی در مدرسه ساخت تا مکانی برای اجرای تئاتر باشد. از آن زمان درِ اصلی مدرسه در خیابان همایون بسته و دری به خیابان ناصریه سابق و ناصر خسرو فعلی گشوده شد. بعدها با اعتراض سفیر انگلستان به ملیت اتریشی این افراد، چند استاد ایتالیایی، فرانسوی و آلمانی نیز به این افراد اضافه شدند. سه استاد ایرانی طب، عربی و جغرافیا و یک استاد فرانسوی مقیم ایران نیز به این جمع افزوده شدند. امیرکبیر برای آن که جای پایی برای روسیه و انگلستان در این مدرسه به وجود نیاید از معلمان اتریشی برای تدریس در دارالفنون استفاده کرد.شایان ذکر است که در حقیقت ناکامی های مکرر ایران در جنگ های تدافعی با روسیه و انگلستان از آثار فقدان دانش جدید نظامی و علوم وابسته به آن بود. این امر را می توان از علل اصلی ایجاد دارالفنون دانست. ساختمان دارالفنون زمان امیرکبیر هشتاد سال پابرجا ماند و با وجودی که همچنان قابل استفاده بود، در سال ۱۳۰۸ خورشیدی تخریب شد. در این سال میرزا یحیی خان اعتمادالدوله قراگزلو وزیر معارف وقت ساختمان اولیه را در هم کوبید و با نقشه و نظارت مارکف، مهندس روسی، ساختمان فعلی رابه جای آن ساخت. علی اصغر حکمت وزیر فرهنگ وقت نیز در سال ۱۳۱۳ در شمال و جنوب، عمارتی را بر آن افزود. در حال حاضر در ورودی بنا در شمال شرقی مدرسه و رو به خیابان ناصر خسرو باز می شود. این دروازه به شیوه معماری سنتی دارای طاق زنجیره ای بلندی است. در دوسوی درگاه دو ستون استوانه ای نقره ای رنگ طاق این دروازه رانگه داشته است. درست بالای در دولنگه ای چوبی و قهوه ای رنگ مدرسه واژه دارالفنون و سال تأسیس آن ۱۲۶۸ قمری را بر کاشی نوشته اند. این در که در یکی از چهار کنج مدرسه قرار دارد به فضایی هشتی مانند باز می شود که از سوی دیگر به فضای حیاط راه دارد. ساختمان دو طبقه مدرسه درزمینی مستطیلی بنا شده است. در رأس هر چهار ضلع چهار پلکان مارپیچی طبقه پایین مدرسه را به طبقه بالا متصل می کند. درحاشیه بیرونی پله ها نرده آهنی توپری نصب شده است که مانع از سقوط افراد می شود. ساختمان کنونی سی و دو کلاس درس دارد: دوازده کلاس دردو طبقه ضلع شرقی و به همان اندازه در ضلع غربی و هشت کلاس در دو طبقه ضلع شمالی. سالن های نمایش و غذاخوری نیز در ضلع جنوبی ساخته شده اند. احتمالاً این دو سالن باید از همان بناهای اولیه دارالفنون باشد و مارکف ساختمان کلاسها را تخریب و بازسازی کرده است.در این مدرسه بیشتر دانش آموختگان را شاهزادگان، امرا، رجال دیوانی و خوانین تشکیل می دادند و کمتر کسی از مردم عادی در آن حضور داشت.
روسای دارالفنون ( از جمله میرزا محمد علی خان شیرازی (وزیر امور خارجه)، عزیزخان مکری (سردارکل یا وزیر جنگ)، میرزا محمد خان امیرتومان، علیقلی میرزا اعتضاد السلطنه (اولین وزیر علوم ایران)، رضاقلی خان هدایت (به مدت هجده سال ناظم و سپس رئیس مدرسه شد)، رضاقلی هدایت، پسر جعفرقلی خان هدایت، علی قلی خان هدایت، پسر رضاقلی خان هدایت، بعدها ملقب به مخبرالدوله شد، جعفرقلی خان هدایت برادر کوچک علی قلی خان، ملقب به مخبرالملک، محمدحسین خان ادیب الدوله) معمولا از مهم ترین مقام های سیاسی مملکت بودند.
اعتضادالسلطنه عموی ناصرالدین شاه، مشهورترین رئیس دارالفنون و رضاقلی خان هدایت مشهورترین ناظم دارالفنون بودند و دوران درخشان دارالفنون در زمان مدیریت آن ها بوده است. یک نفر کتابدار، یک نفر آجودان، یک ناظر، یک صندوق دار، یک نفر منشی که فعالیت های مدرسه را ثبت می کرد، یک نفر مؤذن، تعدادی نگهبان و فراش، جزو ساختار اداری دارالفنون بودند.
داودخان مسیحی، به عنوان نماینده امیرکبیر، به اتریش رفت تا به سفارش وی ۷ استاد در زمینه کارهای نظامی و امور وابسته به آن، استادی برای آموزش فیزیک، شیمی و داروسازی و دو معدن چی که در کار معدن توانمند باشند را به خدمت بگیرد. بدین ترتیب ۷ استاد( ۱- یاکوب ادوارد پولاک ، معلم طب۲- دکتر فوکت ، معلم طبیعیات و داروسازی۳- چارنوتا ، معلم معدن شناسی۴- زاتی ، معلم ریاضیات و هندسه۵- کرزیس ، معلم توپخانه۶- آلفرد بارون دی گومنس ، معلم پیاده نظام۷- نمی رو ، معلم سواره نظام) به ایران دعوت و به عنوان اولین استادان دارالفنون مشغول به کار شدند.
علاوه بر این هفت نفر، شخصی به نام موسیو ریچارد فرانسوی که فارسی را خوب می دانست و تقریبا ایرانی شده بود و میرزا ملکم خان که از ارامنه جلفا بود و مدتی سمت وزیر مختاری در انگلستان را به عهده داشت نیز برای تدریس در رشته های زبان فرانسه و جغرافیا برای دارالفنون استخدام شدند. معلمان اروپایی همه در رشته مربوط به خود افراد برجسته ای بودند و علاوه بر وظایف تدریس، به تالیف کتابهای درسی هم می پرداختند که بعدها معلمینی از ایتالیا، آلمان و فرانسه نیز استخدام شدند.
با پایان دوره تحصیل، نخستین نسل دانش آموزان دارالفنون در سال ۱۸۵۸ به عنوان اولین گروه از دانش آموختگان آشنا با علوم و معارف جدید اروپایی پا به عرصه اجتماع گذاشتند. از آن پس و در دهه های بعد، فارغ التحصیلان دارالفنون همواره از تاثیرگذارترین افراد در فضای سیاسی و اجتماعی ایران بودند. مشهورترین فارغ التحصیل از نسل اول دارالفنون، محمدحسن خان صنیع الدوله، معروف به اعتماد السلطنه بود که پس از تحصیل در دارالفنون و ابتدا در فرانسه به سمت ریاست دارالترجمه همایونی و سپس مترجم مخصوص ناصرالدین شاه و همچنین وزیر انطباعات (چاپ و نشر) رسید.
هرچند که دارالفنون از همان نسل نخست توانست اشتیاق به فراگیری علوم و معارف جدید به سبک اروپایی را در بین دانش آموزان برانگیزد، اما تفاوت آشکاری بین فارغ التحصیلان متاخرتر با نسل های اولیه مشهود بود: به واسطه آموزش فراگرفته در دارالفنون، شرایط سیاسی کشور در عهد ناصری و آشنایی روزافزون با ایده های ملی گرایانه و تفکرات روشنفکرانه متفکرین قرن هیجدهم فرانسه، نسل های بعدی دانش آموختگان دارالفنون دارای وجوه ناسیونالیستی یا روشنفکری بیشتری بوده و نسبت به شرایط سیاسی و اجتماعی ایران وقوف بیشتری داشتند.
این نسل از فارغ التحصیلان دارالفنون نسبت به سایر هموطنان خود درک بهتری از دنیای جدید و رابطه و جایگاه ایران در دنیا داشته و نسلی از منتقدین طبقه حاکم، جزم اندیشی دینی و عقب افتادگی فرهنگی را بوجود آوردند. بسیاری از فارغ التحصیلان دارالفنون وارد فعالیت های سیاسی شده و در جنبش مشروطه مشارکت تاثیرگذاری داشتند: صنیع الدوله و احتشام السلطنه اولین و دومین روسای مجلس شورای ملی و میرزا جهانگیرخان، روزنامه نگار و مدیر روزنامه تاثیرگذار صور اسرافیل، از دانش آموختگان دارالفنون بودند. بسیاری از معلمان و فارغ التحصیلان دارالفنون پس از تأسیس دانشگاه تهران به استادی این دانشگاه رسیدند و تعدادی در مقام های مهم دولتی نظیر وزارت یا حتی نخست وزیری در نظام های سیاسی بعدی قرارگرفتند.
۲. دبیرستان البرز
دبیرستان البرز، از نخستین نمادهای نظام آموزشی مدرن و مراکز آموزشی به سبک جدید، بعد از دارالفنون و جزو اولین و بهترین های کشور، از سال ۱۳۰۱ و با عنوان کالج آمریکایی ها فعالیت خود را در محل فعلی، یعنی تقاطع خیابان حافظ و انقلاب آغاز کرد و در سال ۱۳۲۰ این کالج توسط دولت خریداری و مدرسه البرز نامیده شد ؛ مدرسه ای با بیش از ۱۴۰ سال (۱۱۰ سال سابقه آموزشی و ۹۴ سال بنای ساختمان فعلی) با خدمات برجسته خود، چون خورشیدی بر تارک تعلیم و تربیت می درخشد. اولین مدرسه ای است که لقب «ماندگار» را در سال ۱۳۸۵ به دلیل تمام ویژگی ها و برتری هایش نصیب خود کرده است، اولین مدرسه ای است که دو دانشگاه ملی و برجسته(پلی تکنیک یا امیرکبیرتهران) و دانشگاه فرهنگیان (شهید شرافت)، از دامن آن تولد یافته است. مساحت کل دبیرستان که بخشی از آن به دانشکده پلی تکنیک اختصاص یافته، ۴۵ هزار متر مربع ، زیربنا ۱۱ هزار متر مربع وفضای سبز آن ۱۰ هزار متر مربع است . بنای فاخر، ارزشمند و منحصر به فردی که بیش از ۹۰ سال در برابر همه حوادث تاریخی و تغییرات جوی و محیطی، همچنان مانند سلسله کوه های البرز مقاوم و استوار ایستاده است، ویژگی های خاص معماری و هنری از قبیل نمادهای متقارن، ستون های آجری، کاشی کاری های بالای قوس پنجره ها، کتیبه های کاشی کاری شده فیروزه ای، بلندی و رفعت ساختمان انسان را مبهوت و ناخواسته به کسب ویژگی انسانی به مناعت طبع و رسیدن به خدا دعوت می کند.
شخصیت های بزرگ، فرهیخته، خدوم و فرهنگ دوستی مانند مارتین جردن با ۴۰ سال و دکتر محمدعلی مجتهدی با ۳۵ سال در این مدرسه خدمات برجسته ای را در دوران مسئولیت خود داشته اند، بسیاری از بزرگان و چهره های مشهور وبرجسته ملی و بین المللی نظیر داریوش آشوری( نویسنده و مترجم بزرگ ایران)، دکتر حسن امانت( آرشیتکت ساختمان میراث فرهنگی، میدان آزادی، سالن شهید مطهری البرز و صنعتی شریف)، پروفسور علی جوان( مخترع لیزر)، شهید مصطفی چمران( دکترای فیزیک ذره، موسس هنرستان صنعتی شیعیان لبنان)، برخی از چهره های موفق ورزشی، بسیاری از هنرمندان برجسته، برخی از وزرای سابق و فعلی و بسیاری از شخصیت های شاخص لشکری و کشوری از دانش آموختگان برجسته این مدرسه ارزشمند هستند.
مدیریت این مدرسه با ساموئل جردن بود. ایشان علاوه بر اصلاحات اساسی در طول چهل سال حضور خود، آثار فرهنگی ماندگاری (عملی) از خود به یادگار گذاشته است. ده شاهی جریمه برای دروغ گفتن، ممنوعیت استعمال دخانیات و یک تومان جریمه برای آن، دعوت همیشگی از استادان و دانشمندان شناخته شده به مدرسه برای ارتقای سطح علمی مدرسه، از جمله برخی از آثار او بود.جردن خطاب به دانش آموزانی که سرشان پائین بود می گفت: «مگر مرغی که می خواهی دانه جمع کنی، سرت را بالا بگیر و با بدن راست راه برو»، همواره تأکید داشت «بچه ها، مملکت شما سابقه درخشانی داشته است، بازگشت به آن روزگار درخشان، بستگی به همت، شجاعت و کوشش شما دارد. امیدوارم حرف من در گوش و قلب شما باشد و برای ملت و کشورتان مفید واقع شود».
در سال ۱۳۲۴ خورشیدی دکتر محمدعلی مجتهدی گیلانی، استاد دانشکده فنی دانشگاه تهران، به سمت مدیر دبیرستان البرز انتخاب شد. این مدرسه در مدت ۳۴ سال مدیریت ایشان شاهد درخشان ترین دوره حیات خود بود . این مدرسه نخستین مرکز آموزشی بود که از میان دانش آموزان مستعد پذیرش می کرد، دانشگاه صنعتی اصفهان بدون شرکت در کنکور از میان فارغ التحصیلان آن دانشجو پذیرش می کرد، در دوره مدیریت ایشان کسب با استثنا پذیرفته نمی شد، حتی درخصوص سفارش هایی که از دربار می شد، او از معدل ۲۰ شروع و تا دانش آموزان دارای معدل ۱۶ پذیرش می کرد. همواره به دلیل پایبندی به اصول و اعتقاداتش با افراد ذی نفوذ سیاسی دچار مشکل می شد. با پوشش هایی که به زبان غیرفارسی نوشته شده بود، به شدت برخورد می کرد.
در دوره مدیریت مجتهدی، دبیرستان البرز به یکی از بهترین دبیرستان های تهران تبدیل شد. مدرسه ای با کیفیت آموزشی عالی و نظمی آهنین و مدیریتی که بر همه چیز اشراف داشت. این مدرسه به خوابگاه دانش آموزی نیز مجهز بود و برای دانش آموزان با بضاعت مالی پایین، کمک هزینه تحصیلی پرداخت می کرد .
دبیرستان یا کالج البرز نمونه ای از یک مدرسه دولتی با کیفیت عالی بود که روزگاری نه چندان دور بر تارک مراکز آموزشی کشور و منطقه و بلکه جهان می درخشید. مدرسه ای که با خون دل و ایثارجان و جوانی و اهدای فضل و کفایت مربیان برجسته و دانشور، همچنان راه پر فراز و شیب خود را ادامه می دهد. دبیرستان البرز در جلسه ۴۱۱ کمیسیون معین مورخ ۱۶/۱۲/۸۵ به عنوان اولین مدرسه ماندگار ایران شناخته شد و هم اکنون تحت همین عنوان فعالیت می کند.
۳. دبیرستان مروی
دبیرستان مروی با بیش از ۸۰ سال قدمت و ثبت در فهرست میراث فرهنگی، به عنوان دومین مدرسه نوین در خیابان ناصرخسرو تهران مقابل ساختمان شمس العماره در ابتدای کوچه مروی واقع شده است که قبلاً باغی پر درخت، مصفا و محل تفرج و تفریح مردم بوده است.مدرسه مروی بزرگ و کوچک، جمعاً به مساحت چهارهزار و پانصد متر مربع به پلاک ۴۷۳۰ در منطقه ۱۲ شهر تهران واقع است. مسجد و مدرسه خان مروی را محمدحسین خان ملقب به فخرالدوله والی مرو در زمان سلطنت فتحعلی شاه بنا کرد به همین دلیل این مدرسه را خان مروی نامیده اند. صحن این مدرسه، مربع مستطیل شکل است و شامل چندین حجره و سه مدرس و یک کتابخانه، مشتمل بر کتاب های مهم قدیمی و چند باغچه و حوض بزرگ است. در قسمت جنوبی صحن، مسجد وسیعی واقع است مشتمل بر محرابی بلند که آب انبار بزرگی، برای استفاده عموم زیر آن بنا شده است.
پس از مدتی باغ مروی به قطعاتی تقسیم شد که در دوران رضاخان پهلوی قسمتی از این باغ برای ایجاد پرورشگاه و دبیرستان مروی مورد بهره برداری قرار گرفت، اما به علت مراجعه بیش از حد دانش آموزان و کمبود فضا، وزارت فرهنگ تصمیم گرفت تا فضای پرورشگاه را به مدرسه اختصاص دهد. البته پیش از این نیز برای مدتی فضای دبیرستان مروی به عنوان دانشکده فنی دانشگاه تهران استفاده می شد که پس از احداث دانشگاه تهران به آنجا منتقل شد.
بالاخره دبیرستان مروی به عنوان دومین مدرسه نوین در کنار دارالفنون که هر دو در یک خیابان واقع شده اند، طی سال ۱۳۲۵و در زمان دکتر فریدون کشاورز، وزیر فرهنگ کابینه قوام السلطنه، احداث شد و فعالیت خود را با استخدام ۴۰ دبیر مجرب و با پذیرش ۹۰۳ دانش آموز رسماً آغاز کرد.
دبیرستان مروی پیش از انقلاب اسلامی ، به دلیل واقع شدن در منطقه محروم، میزبان دانش آموزان مستعد از طبقات متوسط و فقیر جامعه بود که اغلب از مناطقی همچون کهریزک، شهر ری، دولاب و مناطق مشابه آن به این مدرسه می آمده اند. دانش آموزانی که بسیاری از آنها بعد از انقلاب از چهره های برجسته علمی ، فرهنگی و سیاسی شدند.
از شاخص ترین این چهره ها می توان به استاد باستانی(چهره ماندگار سال ۱۳۸۵)، دکتر هادی منافی و دکتر موسی زرگر( وزرای بهداشت و معاون رئیس جمهور در ابتدای انقلاب اسلامی) ، دکتر هاشمی( رئیس پژوهشکده پلیمر ایران)، دکتر هوشنگ آزما( نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل در سازمان بهداشت جهانی)، پروفسور کاظم معتمدنژاد(پدر علم ارتباطات ایران و چهره ماندگار سال ۱۳۸۶)، علیرضا پرورش دار(مدیر پدافند نیروی هوایی)، پروفسور نادری دارای مدرک دکتری فیزیک و از اعضای سازمان فضایی آمریکا (ناسا)، الهی قمشه ای و ده ها چهره ماندگار دیگر، همچون محمدعلی نجفی، وزیر اسبق آموزش و پرورش و رئیس دانشگاه خواجه نصیر نام برد.
همچنین این مدرسه در دوران دفاع مقدس بیش از صد شهید دانش آموز و معلم همچون شهیدان عراقی، فیاض بخش، سلیمی جهرمی ، باقری افشردی، فکوری، عبدالله پور و … تقدیم جمهوری اسلامی ایران کرده است.
دبیرستان مروی در جریان انقلاب اسلامی یکی از اولین مدارس در تجمعات و اعتراضات دانش آموزی بوده است. دانش آموزان و معلمان این مدرسه روز ۱۳ آبان ماه با تجمع روبروی دانشگاه تهران یکی از فعال ترین دانش آموزان در عرصه سیاسی بودند و توانستند این روز بزرگ را در تاریخ به اسم دانش آموزان به ثبت رسانند. همچنین اولین انجمن علمی معلمان در دبیرستان مروی راه اندازی شد که بعدها سنگ بنای ایجاد سایر انجمن های علمی در بین فرهنگیان شد.
پس از انقلاب اسلامی ایران دبیرستان مروی فعالیت خود را ادامه داد و با تربیت دانش آموزان ممتاز آنها را راهی المپیادها و مسابقات علمی کرد تا اینکه در سال تحصیلی ۸۷-۸۶ شورای عالی آموزش و پرورش این دبیرستان را در جلسه ۴۵۲ کمیسیون معین به عنوان مدرسه ماندگار تصویب کرد و به تبع آن سازمان میراث فرهنگی نیز با بررسی بنای تاریخی ساختمان مدرسه و ارزیابی های همه جانبه، معماری، هنری، استحکام و مقاومت در برابر حوادث احتمالی، در سال ۸۸ به عنوان یک اثر ارزشمند تاریخی به ثبت رساند.
۴. مدرسه رشدیه:
از جمله مدارس جدید دیگری است که در این دوره تأثیر بسیاری بر روی آموزش جدید در ایران گذاشت، مرحوم حاج میرزا حسن رشدّیه، فرزند آخوند ملامهدی تبریزی بود. وی نخستین مدرسه رشدیه را در تبریز در محلۀ «ششکلان» در مسجد مصباح الملک، تأسیس کرد. وی پس از نه سال که بارها مدرسه اش در تبریز مورد هجوم قرار گرفت، در رمضان سال ۱۳۱۵ هجری قمری نخستین مدرسه رشّدیه را در تهران در باغ کربلای عباسعلی تأسیس کرد و سپس آن را در جنب پارک متعلق به امین الدوله (صدراعظم مظفرالدین شاه) و به توصیه وی بنیاد نهاد. مرحوم رشدیه برای اینکه مدرسه اش مورد تعرض جاهلان و نااهلان قرار نگیرد، بر سر در مدرسه این کلام نبّوی « انا مدینه العلم علی بابها» را نقش کرد. مدرسه ای که، برای نخستین بار از طریق انجمن امنا اداره می شد و خود سرآغاز تأسیس «انجمن معارف» و «شورای عالی معارف» بود. پس از آن به همت دو تن از روحانیان نیکنام، شیخ هادی نجم آبادی و سید محمد طباطبائی که خود دبستانی به نام «اسلام» را بنیاد نهاده بودند، نهال مدرسه های جدید، با حمایت های مردمی شکل و قوام تازه ای گرفت.
۵. دبیرستان سعادت بوشهر:
حدود صد سال پیش، با همت «احمدخان دریابیگی» در عرصه فرهنگ، زمینه های مناسبی برای تأسیس مدرسه سعادت در بوشهر فراهم شد. او که خود از تحصیل کردگان رشته مهندسی نظام مدرسه دارالفنون بود، با تشریک مساعی عالمانه شیخ محمد حسین سعادت از دانش آموختگان دارالمعلمین تهران و مدرس دروس الهیات و ادبیات عرب دارالفنون و مدرسه افتتاحیه تهران، مکتب احمدیه را که سال ها پیش در بوشهر آغاز به کارکرده بود، به گونه ای جدید به مدرسه ای رسمی در جنوب ایران مبدل ساخت. این مدرسه به سبک نوین آموزشی تأسیس شد که از نظر تاریخی مادر مدارس جنوب ایران است. بافت مدرسه سعادت همانند بافت مرکزی شهر بوشهر زیبایی خیره کننده ای دارد. درهای چوبی بکار رفته از جنس چوب و ساج هندی و معماری خاص منطقه ای بوده است. کلاس های رنگی و مشبک طوری طراحی شده بودند که اولا زیبایی خاص به نما می بخشد، ثانیا رنگ هایی خاص که از خود عبور می دهد باعث آرامش دانش آموزان می گردیده است.کف و سقف کلاس ها چوبی بوده که باعث خنکی و جلوگیری از رطوبت کف و سرمایش و گرمایش فضا بوده است و همچنین سقف آن با تیرهای قرمز رنگ درخت چندل که از سواحل افریقا و هند وارد ایران می کرده اند، استفاده شده است. این رنگ تا سالیان سال باقی مانده است و همچنین در هر کلاس در ستون های دیوار هر کلاس چهار دودکش تعبیه شده بود که گرما داخل کلاس را به بالا هدایت می کرده است. این کلاس ها هر کدام شش پنجره و یک درب داشته اند. ساختمان دارای تعدادی راهرو جهت مطبوع کردن هوا و فضای کلاس بوده است و تمام سر درها به سبک معماری اسلامی هلالی شکل بوده است. از آثار هنری آن می توان به پرچم خاص این مدرسه با آرم خاص آن وهمچنین به مهر تاریخی بسیار نفیس این مدرسه و گاو صندوق منحصر به فرد این مدرسه و زنگ مدرسه اشاره کرد.
با توجه به مستندات موجود، این مدرسه در آن سال ها به صورت کاملاً مردمی و غیرانتفاعی و به شکل هیئت امنایی اداره می شد. چنین مدارسی امروزه هم می توانند با توجه به تعلق خاص مردم منطقه، به خصوص دانش آموختگان آن، به عنوان گنجینه ای در هر منطقه مورد حمایت جدی قرار گرفته و عنوان الگویی موفق، مناسب و پیشرفته در زمینه های آموزشی و تربیتی به سایر واحدهای آموزشی معرفی شوند.
در حقیقت نهضت مدرسه سازی در یک قرن پیش، بدون اتکا به دولت وقت در قلب جنوب کشور بنیان گذاشته شد. این مدرسه ( و مدارس مشابه آن در ایران) تاکنون نویسندگان، شاعران، استادان و هنرمندان برجسته ای را در خود پرورش داده است که می توان به سید جعفر حمیدی (نویسنده وشاعر)، منوچهر آتشی (شاعر و نویسنده وچهره ماندگار فرهنگی)، صادق چوبک و اسماعیل رایین (نویسنده و مترجم) و مصطفی خجسته (روزنامه نگار) اشاره کرد. ا ز اساتید معروفی که در این واحد آموزشی فعالیت داشته اند می توان سید محمد حسین نبوی(نماینده مجلس)، سید جمال الدین اسدآبادی(مبارز انقلابی)، رسول پرویزی(نماینده مجلس)، شیخ عبدالکریم سعادت (نویسنده) و شیخ محمد حسین سعادت (نماینده مجلس) را نام برد. این دبیرستان در جلسه ۴۱۱ کمیسیون معین مورخ ۱۶/۱۲/۸۵ به عنوان مدرسه ماندگار به تصویب رسید.
۶. دبیرستان سعدی اصفهان
در سال ۱۲۹۱ خورشیدی کلنگ احداث مدرسه سعدی در پشت ساختمان چهلستون به زمین زده شد و در سال ۱۳۱۴ خورشیدی تاسیس و به عنوان یک مدرسه مالیه آغاز به کار کرد. دبیرستان سعدی که ساختمان آن هنوز در کنار میدان نقش جهان می باشد، از سال ۱۳۱۶ تا ۱۳۵۶ مدرن ترین، بزرگ ترین و مهم ترین دبیرستان اصفهان بود. در سال ۱۲۹۱ یکی از مستشاران بلژیکی دولت ایران که در آن وقت رئیس مالیه (اداره اقتصاد و دارایی) اصفهان بود، آموزشگاهی در پشت ساختمان تاریخی چهلستون به نام «مدرسه مالیه» افتتاح نمود که مخارج آن را از محل درآمدهای اداره مالیه از قرار سالیانه ۱۳۳ تومان می پرداخت. این آموزشگاه در ابتدا دارای چهار کلاس ابتدایی بود و توسط یک فرد کلیمی به نام لازار اداره می شد. پس از چند سال صادق انصاری که مدتی هم رئیس اداره معارف اصفهان گردید، مدیریت مدرسه را به عهده گرفت و نام آن را به «ملیه» تغییر داد. در سال ۱۲۹۹ ش مدرسه مالیه به یکی از بناهای قدیمی (باغ کاج) نزدیک ساختمان تاریخی چهلستون انتقال یافت و ابتدا به «دبیرستان نمره یک دولتی» و سپس به «دبیرستان سعدی» موسوم گردید.در این مرحله هنوز تبدیل به یک دبیرستان کامل نگردیده و صرفاً دارای یک کلاس متوسطه بود و در سال های بعد هر سال یک کلاس به مجموع کلاس های دبیرستان افزوده شد و عده دانش آموزان رو به فزونی گذاشت. به دنبال تأسیس اداره معارف اصفهان، ساخت ساختمان تازه ای برای دبیرستان در سال ۱۳۱۴ در فاصله دو سازه تاریخی دیگر (عالی قاپو و تالار اشرف) آغاز شد و در سال ۱۳۱۶ افتتاح شد. نقشه ساختمان دبیرستان سعدی توسط «آندره گدار» معمار و باستان شناس شهیر فرانسوی طراحی گردید وی با بصیرتی که درباره بناهای تاریخی اصفهان داشت، نمای بیرونی و ابعاد ساختمان دبیرستان سعدی را به گونه ای طراحی کرد که بیشترین تناسب را با مجموعه نفیس تاریخی پیرامون خود داشته باشد. دبیرستان دارای آزمایشگاه ها و کتابخانه مجهزی بود که پایه گذاری اولین کتابخانه عمومی اصفهان نیز سهیم گردید. تالارهای جادار و مناسب دبیرستان که در معیارهای آن زمان در اصفهان نمونه به حساب می آمد محل خوبی برای برگزاری سخنرانی های علمی و فرهنگی بود. در دبیرستان سعدی چهار زمین والیبال، دو زمین بسکتبال، یک زمین پرش و یک سالن تنیس روی میز وجود داشت که در سال ۱۳۲۹ یک زمین تنیس مناسب هم به آن افزوده گردید.در اواسط دهه ۳۰ شمسی که دانشگاه اصفهان اساس نهاده شد، آزمایشگاه های آن در اختیار دانشجویان آموزشگاه عالی بهداشت و دانشکده پزشکی قرار گرفت و برخی از کلاس ها این دانشگاه در دبیرستان سعدی برگزار می شد.در سال های پیش از انقلاب طرحی تهیه گردید که با آزادسازی فیزیکی فضاهای اطراف میدان نقش جهان براساس یک پروژه شهرسازی این قسمت ها به فضای سبز و یا مؤسسات فرهنگی نظیر موزه و نمایشگاه تبدیل شوند. یک سال پیش از انقلاب در اجرای این طرح دبیرستان سعدی تخلیه گردید. پیش آمدهای دوران انقلاب موجب توقف کلی این طرح شهرسازی گردید. ساختمان دبیرستان مدتی در تصرف شهربانی و سپس در اختیار نیروی انتظامی جمهوری اسلامی بود اکنون دفتر سازمان توسعه سینمایی سوره در آن مستقر است. این دبیرستان درسال ۱۳۵۳ به ساختمان کنونی واقع درسه راه حکیم نظامی انتقال یافت.
اکنون دبیرستان سعدی با قدمتی بیش از یک قرن، کانون تعلیم و تربیت فرزندان این مرز و بوم بوده و افرادی همچون شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی، دکتر ایرج فاضل( پزشک حضرت امام خمینی )، علی کلباسی (مدیر کل صدا و سیمای مرکز اصفهان) ، سید جمال مشتاقیان (رئیس دانشکده بیوتکنولوزی دانشگاه اصفهان )، محمدرضا مانیان (طراح پروژه های آبرسانی وزارت نیرو) و … را پرورده و به جامعه تحویل داده است.
داشتن توان علمی بالا از ویژگی های دانش آموزان این دبیرستان بوده که خود موید دبیران متعهد، مجرب ومومن بوده و چه بسیارند دانش آموختگانی که در شرایط ممتازی در پست های بالا به این مملکت خدمت می کنند و از افتخارات این کشور و نظام می باشند. این دبیرستان در جلسه ۵۲۰کمیسیون معین مورخ۴/۱۰/۹۲ به عنوان مدرسه ماندگار به تصویب رسید.
۷. دبیرستان حکیم نظامی قم
این بنا توسط مرحوم متولی باشی پدر تولیت که از نیکوکاران به نام و دارای نفوذ مادی و معنوی بود، در جلسه ای به تاریخ ۲۱ دی ماه ۱۳۱۳ با حضور رئیس فرهنگ آن زمان و نمایندگان آستانه مقدسه در اداره فرهنگ تشکیل شده بود و از سال ۱۳۱۵ عملیات ساختمانی آغاز گردید و چون اعتبار کافی برای انجام ساختمان نبوده مرحوم متولی باشی مبلغ ۲۵۰.۰۰۰ هزار ریال که در آن زمان پول زیادی بود بلاعوض به مدرسه اهداء نمودند. در هر حال دبیرستان فعلی با نام حکیم نظامی قم در سال ۱۳۱۷ رسماً افتتاح می گردد و آقای مرات وزیر فرهنگ وقت نام حکمت را به حکیم نظامی مبدل می کند.
دبیرستان حکیم نظامی دارای دو طبقه می باشد. طبقه اول آن شامل چهار کلاس، سالن سخنرانی، دفتر و اطاق رئیس دبیرستان و اطاق دبیران و اطاق روشویی و سالن کتابخانه و اطاق خدمتگذار و سالن ورزش و طبقه دوم آن شامل کلاس های پنجم و ششم و آزمایشگاه فیزیک و شیمی و طبیعی و اطاق عکاسی و چند اطاق دیگر بود. مصالح بکار رفته شده شامل: آجر،گچ، ماسه، سیمان و تیرآهن های بلژیکی است.کتابخانه دبیرستان از کتابخانه های قدیمی و با ارزش شهر قم می باشد که دارای نسخ خطی وکتابهای قدیمی کمیابی می باشد که در نوع خود بی نظیر است. ساختمان مرکزی دبیرستان دارای گچ کاری های هنری همراه با اشعاری با خط نستعلیق می باشد. نمای اصلی ساختمان آجرکاری با قوس های خاص معماری ایرانی و درب و پنجره های چوبی به سبک معماری سنتی و قدیمی ایران است. همچنین این دبیرستان به ثبت میراث فرهنگی رسیده است. دبیرستان امام صادق مربوط به دوره پهلوی اول است در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۷۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. این مدرسه نیز همیشه پایگاه دبیران و استادان فاضل و دانشمندی بوده است که در تمام کشور شهرت بسزایی داشته اند. می توان از شهید دکتر محمد حسینی بهشتی، دکتر حسین کریمان، دکتربهرام فره وشی، دکتر امیرحسن یزدگردی، دکتر حسن سادات ناصری و استاد علی اصغر فقیهی، به عنوان چهره های سرشناس و شاخص این مدرسه نام برد. این دبیرستان در جلسه ۵۲۰کمیسیون معین مورخ ۲۹/۲/۸۹ به عنوان مدرسه ماندگار به تصویب رسید.
۸.هنرستان فنی ابوذراصفهان
در دهۀ دوّم ۱۳۰۰ شمسی ایران مسیر ترقّی و تکامل و پیشرفت را با جد و جهد و کوشش فراوان مردم طی می کرد تا از کشورهای بزرگ جهان عقب نماند. با تأسیس مدارس و دانشگاه ها جوانان را به سمت کسب علم و دانش سوق می داد تا با همکاری سرمایه گذاران و با تأسیس کارخانجات صنعتی و تولیدی محصولات مورد نیاز مملکت را تأمین و در اختیار مردم قرار دهند و سعی داشتند مملکت را از اجناس خارجی بی نیاز کنند، یکی از عوامل اساسی برای رسیدن به این اهداف، تأسیس هنرستان های فنی و حرفه ای برای آموزش جوانان به علم و صنعت بود که مورد توجه خاص قرار گرفت و هنرستان های صنعتی و فنی و حرفه ای فعلی در مراکز استان های بزرگ کشور شکل گرفت، از جمله اصفهان در سال ۱۳۱۵ توسط ادارات مربوط به مسئولیت آقای کلنل کاظم خان سیّاح، تأسیس شد. این هنرستان ابتدا در خانه یکی از تجّار اصفهانی به نام آقای حاج میرزا مهدی کازرونی در ضلع شمالی چهلستون با ثبت نام از داوطلبان ورود به هنرستان توسط آقای حاج زمانی نماینده اداره کل فلاحت و صناعت (پیشه و هنر)، با همکاری آقای مایر کارشناس آلمانی در رشته های فلزکاری، درودگری، نقاشی آغاز به کار کرد و توسط آقایان ناصحی، لئون و عیسی بهادری به هنرجویان آموزش داده می شد. هنرستان در سال بعد به محل اداره راه سابق واقع در خیابان چهارباغ عباسی، مقابل پارک شهید رجایی منتقل شد و چون نیاز به وسعت وگسترش بیشتری داشت به دستور مرحوم صوراسرافیل حاکم وقت اصفهان، زمینی به مساحت ۲۴۰۰۰ مترمربع به قیمت هر متر مربع ۱۲ ریال در محلی که هم اکنون هنرستان ابوذر نام دارد، خریداری و نسبت به ساختمان کارگاه های متعدد فنی، آموزشی و اداری اقدام شد. (ساختمان فعلی هنرستان هنرهای زیبا مربوط به قسمت آموزشی و اداری همان زمان است، ولی ساختمان کارگاهی آن زمان تخریب و ساختمان کارگاهی فعلی به جای آن ساخته شد که متأسفانه کیفیت آن کارگاه قبل را ندارد) و هنرجویان به محل جدید انتقال و رشته های خاتم کاری، منبّت کاری، کاشی سازی، زری بافی به آن افزوده شد و در سال ۱۳۳۵ هنرستان هنرهای زیبا و هنرستان صنعتی تفکیک شد و مسئولیت هنرستان هنرهای زیبا که اولی را آقای عیسی بهادری، از شاگردان ذکاءالملک و مسئولیت هنرستان صنعتی را آقای مهندس طاهبازیان بر عهده گرفتند.
از آغاز تأسیس لغایت ۱۳۳۵ هنرجویان ماهیانه ۱۰۰ ریال کمک هزینه تحصیلی دریافت می کردند.کم کم علاقه مردم به آموزش فرزندانشان به علم و صنعت و هنر زیاد و زیادتر شد وهنرجویان زیادی در هنرستان ثبت نام کردند. به دلیل اینکه تشخیص داده شد فرزندانشان غیر از موارد علمی،کارهای هنری و فنی را نیز فرا می گیرند که برای زندگی آینده آنها بهتر و در پیشرفت مملکتشان مؤثرتر خواهد بود و به این ترتیب کمک هزینه تحصیلی از سال ۱۳۳۷ قطع شد.
هنرستان روزبه روز رونق بیشتری یافت و همه ساله فارغ التحصیلانی همچون استادان سید جواد چایچی، رستم شیرازی، مهدی عمومی، عباس پورصفا، اکبر چیریان، رضا ابوعطا، پروفسور فلاطوری، پروفسور علی سبزواری به جامعه ارائه کرد، که هرکدام مصدر خدمات و مناصب لشکری و کشوری و صنعتی مهمّی شدند.
سال ۱۳۲۰ که وقایع مهمی در ایران رخ داد، هنرستان دچار دگرگونی هایی شد و کارشناسان آلمانی توسط متفّقین، از ایران اخراج یا دستگیر و زندانی شدند و از آن تاریخ اداره امور هنرستان ها بر عهده مهندسین ایرانی قرار گرفت که اولین آنها آقای مهندس محمد مهدی کلیشادی بود و با تفکیک هنرستان، که ابتدا با مقاومت هنرجویان مواجه و در چندین نوبت تخریب شد و بالاخره تفکیک به شرحی که آورده شد انجام گردید و ساختمان اداری، آموزشی بزرگی در امتداد ساختمان قدیمی (جبهه جنوبی ساختمان فعلی و جبهه شمالی که بعداً به آن الحاق شد) احداث شد. در همان سال ۱۳۲۰ هنرستان صنعتی از وزارت پیشه و هنر مجزا، و به وزارت فرهنگ انتقال یافت و هنرستان زیبا زیر نظر نخست وزیری و بعداً زیر نظر فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار گرفت . هنرستان فنی ابوذر به لحاظ طراحی ساختمان، کلاس ها، چرخه رفت و آمد و ایاب و ذهاب، طراحی داخلی فضای آموزشی و فضای سبز طبق استانداردهای آلمان و اتریش بنا شده است به خصوص در کارگاه ها که از شبکه ارتباطی شطرنجی، شبکه فاضلاب زمینی (تونل) و استفاده از نور و ارتفاع به خوبی بهره برداری شده است. فاصله بین کلاس ها و کارگاه ها، ارتفاع کارگاه ها به لحاظ صدا، مجزا بودن کارگاه و کلاس با استفاده از فضای سبز و درختان بلند، استفاده از پیاده روها و چرخه رفت و آمد بین کلاس ها و کارگاه، سیستم های بهداشتی، دفع فاضلاب، پارکینگ پرسنل، فضای ورزشی همه طبق استانداردهای خاصی طراحی و اجرا شده که این هنرستان را منحصر به فرد نموده است.این دبیرستان در جلسه ۵۲۰کمیسیون معین مورخ ۲۹/۲/۸۹ به عنوان مدرسه ماندگار به تصویب رسید.
۹.دبیرستان بهشت آیین اصفهان
نخستین دبیرستان دخترانه شهر اصفهان که درسال ۱۲۷۹ خورشیدی در زمان حکومت مظفرالدین شاه قاجار توسط مبلغان مذهبی انگلیس در شهر اصفهان تأسیس شد. در ابتدا این مدرسه با نام دوشیزگان در خیابان عباس آباد جنب کلیسای حضرت لوقا تأسیس شد. برنامه دروس مدرسه بر اساس مدارس انگلیسی پی ریزی شده بود. زبان اول انگلیسی و تمام دروس علمی (جغرافیا، ریاضی، علوم و تاریخ) به این زبان تدریس می شد و آموزش کتاب مقدس انجیل جزو برنامه درسی دانش آموزان بود. از بدو تأسیس مدرسه تا سال ۱۳۰۶ مدیران و معلمان مدرسه انگلیسی بودند، اما در این سال خانم جوانی به نام «میس آیدین» مدیر مدرسه شد. ایشان به علت آشنایی با فرهنگ ایرانی و غربی و تسلط به زبان انگلیسی در توسعه مدرسه مؤثر واقع شد و پس از مدت کوتاهی به مدیریت مدرسه دوشیزگان برگزیده شد. وی درسال۱۳۰۷ ﻫ. ش موفق می شود زمین وسیعی (برای احداث مدرسه دوشیزگان شامل باغی به وسعت تقریبی ۲۰ جریب در شمال مدرسه اسقفی کالج انگلیسی (دبیرستان ادب فعلی) فراهم کند. در سال ۱۳۰۹ این دبیرستان به ثبت می رسد و ساختمان مدرسه در وسط باغ وسیع ساخته می شود عمارتی به مساحت ۲۰۰۰ متر مربع در دو طبقه از سنگ و خشت و تیر چوبی . با اتمام ساختمان در سال ۱۳۱۱ مدرسه به مکان کنونی انتقال می یابد. از طبقه اول برای کلاس های کودکستان و دبستان و از طبقه دوم برای کلاس های دبیرستان استفاده می شد. دبیرستان دارای سیکل یک بود و در همین سال کلاس چهارم با ۱۳ نفر دانش آموز آغاز به کارکرد و سال بعد کلاس پنجم متوسطه تأسیس شد و سیکل ۲دبیرستان دخترانه بهشت آیین درسال ۱۳۱۲ ﻫ. ش طی مراسمی افتتاح گردید. به علت قرارگرفتن این مدرسه در مکانی تاریخی مربوط به عهد صفویه پس از بررسی و تحقیق، نام بهشت آیین برای این مدرسه برگزیده شد. اولین میدان والیبال دختران اصفهان در همین سال بدست دانش آموزان مدرسه آماده شد و سال های بعد میدان های بدمینتون و بسکتبال احداث شد.
در سال ۱۳۱۷ ورود آیزاک ، خانم پیراسته و خانم نور بخش ، در سال ۱۳۱۹ برچیده شدن مدارس خارجی در ایران و خرید مدرسه توسط دولت ایران (رسد پیشاهنگی)، سال ۱۳۲۶ واگذاری نیمی از باغ مدرسه به دانشکده پزشکی ، سال ۱۳۲۹ تغییر نظام آموزشی اضافه شدن یک سال دبیرستانی و انتخاب رشته، سال ۱۳۳۰ به نام بهشت آیین کلمه «ثریا» اضافه شد به علت اینکه ثریا اسفندیاری دانش آموز سابق این مدرسه به همسری شاه انتخاب شد، پس از مدتی نام مدرسه به حالت قبلی خود بازگشت.از فارغ التحصیلان برجسته این دبیرستان می توان به خانم اکرم مصوری منش(نماینده مجلس در دوره ششم)، پرویش دوراندیش(دکترای بیوتکنولوژی از امریکا)، رویا ذوالفقاری و نرگس نوری(پزشک)، آناهیتا مقدس(دکتر داروساز) اشاره کرد. این دبیرستان در جلسه ۵۲۰کمیسیون معین مورخ ۴/۱۰/۹۲ به عنوان مدرسه ماندگار به تصویب رسید.
۱۰.دبیرستان شهدای ادب اصفهان
دبیرستان ادب یکی از مدارس قدیمی و معروف فرهنگ اصفهان، سال های متمادی عده دار تعلیم و تربیت دانش آموزان این شهر بوده است و شخصیت های بزرگی را در عرصه علم و ادب و صنعت به جامعه معرفی کرده است.
آقای دکتر بروس در حدود سال ۱۸۷۰ یا ۱۸۷۱ میلادی از طرف انجمن(C.M.S) مامور بود به هندوستان برود. هنگامی که به اصفهان وارد می شود مصادف با قحطی سال ۱۲۸۸ قمری بوده است، لذا از رفتن به هندوستان منصرف می شود و در جلفا برای نگهداری اطفال فقیر مشرف به مرگ اقامت می کند و با تأسیس دارالایتامی که بعداً به مدرسه تبدیل می شود اساس این کالج را بنا می نهد. پس از دکتر بروس، اسقف استیورت در سال ۱۸۹۴ میلادی مدرسه را از جلفا به شهر در خانه امین الشریعه منتقل می کند. اسقف استیورت در سال ۱۹۱۱ میلادی ایران را ترک و در همان سال در انگلستان فوت می کند. پس از او آقایان «الیسن» و «واکر» به ریاست مدرسه رسیدند. بعد از این دو، «آقای لنتن» عهده دار مسئولیت مدرسه می شود و در سال ۱۹۱۹ کالج را ترک کرده به مقام اسقفی نایل می گردد. در همین زمان کالج از خانه امین الشریعه به جنب مسجد شاه انتقال می یابد. در سال ۱۹۱۳ میلادی اولین ساختمان کالج شروع می شود و مدرسه در سال ۱۳۱۴ قمری به عمارت جدید انتقال می یابد و به نام استیورت مموریل کالج نامیده می شود. در سال ۱۹۱۵ به مناسبت جنگ، انگلیسی ها مجبور به ترک ایران می شود و مدرسه نیز تعطیل می شود و بعد از رفتن انگلیسی ها کالج به وسیله قشون تزاری اشغال و لطمات زیادی به آن وارد می شود و حتی قسمتی طعمه حریق می شود. بعد از جنگ مجدداً اسقف تامسن در روز اول ژانویه سال ۱۹۲۱ با قریب ۱۵ نفر محصل کالج را راه اندازی می کند و بعد از او آقای «ته ایلیف» تا سال ۱۳۱۹ که دبیرستان به وزارت فرهنگ منتقل شد، در این مقام باقی می ماند.
در سال ۱۹۲۲ قطعه پشت عمارت کالج و همچنین زمین روبروی آن خریداری می شود. بنای شبانه روزی در سال ۱۹۲۲ شروع و در سال ۱۹۲۳ خاتمه می یابد. سپس ضلع جنوب غربی ساخته می شود و بعدها زمینی که در مغرب استخر شنا واقع است، با محلی که منزل میس آیدین است، تهیه گردیده است. پس از مدتی ضلع جنوب شرق و عمارت کوچک قرائتخانه و اتاق های کتابخانه ساخته شده و هرساله تعدادی دبیر از انگلستان وارد می شدند و به تدریس می پرداختند. طبق امریه دولت ایران در سال ۱۹۴۰ که تمام مدارس خارجی باید بسته شود، پس از مذاکراتی کالج با تمام اثاثیه اش به دولت ایران فروخته می شود و از آن به بعد تحت نظر مستقیم وزارت فرهنگ قرار می گیرد. در سال ۱۳۱۲ به دستور رضا شاه، استیورت مموریل کالج به دبیرستان ادب تغییر نام یافت. در سال ۱۳۵۲ محل دبیرستان سعدی به شهربانی واگذار گردید و دانش آموزان دبیرستان سعدی با ادب ادغام شدند که این ادغام باعث بزرگی و عظمت دبیرستان ادب گردید. این واحد آموزشی از اولین دبیرستان های اصفهان بوده و دو عدد پایه ستون سنگی قدیمی در جلو سالن اجتماعات از قدیم به یادگار مانده است. از فارغ التحصیلان برجسته این دبیرستان می توان به آقایان: محمدعلی نجفی(وزیر آموزش و پرورش)، مهندس محمدرجایی(مدیرعامل مجتمع فولاد مبارکه)، استاد محمدعلی کشاورز، استاد ارحام صدر، استاد حسن کسایی، دکتر احمد رضا اخوت(پزشک)، دکتر علی آهون منش(معاون وزیر کشاورزی)، دکتر مسعود پور مقدس(پزشک حضرت امام خمینی(ره))و استاد منوچهر قدسی(استاد فرهیخته ادبیات کشور)اشاره کرد. این دبیرستان در جلسه ۵۲۰کمیسیون معین مورخ ۴/۱۰/۹۲ به عنوان مدرسه ماندگار به تصویب رسید.
۱۱.هنرستان فنی وحدت (صنعتی تبریز)
هنرستان صنعتی تبریز در سال ۱۳۰۹ به دستور وزارت فرهنگ تحت نظر ادارة فرهنگ استان سوم تأسیس و شروع به کار نمود، در این وقت هنرستان تبریز تحت سرپرستی آقای غلامعلیخان ملکی اداره میشد و دارای دو بخش درودگری و فلزکاری بوده است. در اواخر سال ۱۳۱۰ طبق تصمیم کلی دولت تمام هنرستانها به وزارت صناعت و معادن انتقال یافت و هنرستان صنعتی تبریز نیز جزو ادارة صناعت و معادن استان سوم درآمد و در این موقع آقای محمدحسن خان قلعه بیگی از طرف ادارة صناعت و معادن به ریاست هنرستان تبریز منصوب و شروع به کار نمود. در اوایل سال ۱۳۱۱ علاوه بر دو شعبه مذکور شعبه نقاشی نیز در هنرستان تبریز تأسیس و تحت نظر آقای رسام ارژنگی نقاش نامی کشور شروع به کار نمود ولی متأسفانه این شعبه مورد استقبال شایان عموم واقع نگردید و در سال ۱۳۱۵ این رشتة تحصیل در هنرستان تبریز برچیده شد و از آن تاریخ تا امروز هنرستان فقط مشتمل بر دو رشتة فلزکاری و درودگری میباشد. در سال ۱۳۱۵ که با ایجاد کارخانجات اسلحهسازی و قندسازی و احداث راهآهن سرتاسری کشور احتیاج شدیدتری به تربیت افراد فنی و تحصیل کرده به نظر میرسید از طرف دولت عدهای مهندس از اتباع خارجی استخدام و در هنرستانها شروع به کار نمودند. آقای مهندس کرمر تبعة آلمان در اوائل سال ۱۳۱۵ از طرف دولت استخدام و به مدیریت فنی هنرستان تبریز منصوب و تا سال ۱۳۱۸ مشغول انجام وظیفه بوده است. در سال ۱۳۱۸ مشارالیه به هنرستان شیراز منتقل و آقای هانس ولف تبعه آلمان به هنرستان تبریز وارد و مشغول کار گردید که مشارالیه نیز تا شهریورماه ۱۳۲۰ مدیریت فنی هنرستان را عهدهدار بوده و در این تاریخ به علت خروج اتباع آلمانی از ایران تبریز را ترک نمود. در این موقع آقای ایزدیار مدت کمی یعنی از آبانماه الی اسفند سال ۱۳۲۰ سرپرستی امور هنرستان تبریز را عهدهدار بوده و از اول اسفند ۱۳۲۰ آقای مهندس جمشید کوششی به ریاست هنرستان منصوب و تا اردیبهشت ماه سال ۱۳۲۲ مشغول کار بوده است.
از اردیبهشت ماه سال ۱۳۲۲ تا شهریورماه سال ۱۳۲۳ آقای حشمتی سرپرست هنرستان تبریز را عهدهدار بودهاند در این موقع آقای محمود فتحعلی به کفالت هنرستان منصوب و تا تاریخ آذرماه ۱۳۲۳ مشغول کار بودند. در آذرماه سال ۱۳۲۳ از طرف وزارت اقتصاد ملی آقای مهندس جواد فلاحی به ریاست هنرستان صنعتی تبریز منصوب و مشغول کار گردیدند و تا امروز در این سمت باقی میباشند.
از جمله شخصیت های برجسته که در این هنرستان فعالیت داشته اند می توان به آقای مهندس حمید مهرفر( طراح دریچه های راکتور اتمی در آلمان)، مهندس آشوبی (مولف بیش از ۷۰ جلد کتاب فنی)، رسام ارژنگی (نقاش نامی کشور)، مهندس کرمر و هانس ولف (مدیر فنی هنرستان تبعه آلمان) اشاره کرد. بخش قدیمی ساختمان از نظر معماری و آجرکاری یکی از نقاط و مراکز میراث فرهنگی می باشد.این هنرستان در جلسه ۵۰۸ کمیسیون معین مورخ ۲/۱۰/۸۸ به عنوان مدرسه ماندگار به شناخته شد .
۱۲.هنرستان فنی و نمونه دولتی امام صادق (ع)
قبل از احداث این مرکز آموزشی( به گفته یکی از قدیمی های این مرکز)، انبار گندم وزارت کشور بوده است. کلنگ این مرکز در ۱۳۲۰ زده شد ودر ۴ اسفند ۱۳۲۶ باعنوان کانون کار و آموزش محلی جهت جمع آوری متکدیان تهران افتتاح شد ، طراحی فضا و ساختمان ها طبق استاندارد DIN آلمان و توسط پیمانکاران اتریشی ساخته شده است. در ابتدا این مرکز آموزشی تحت عنوان دبستان کانون کار و آموزش سازمان خدمات شاهنشاهی با ۲۴۲ دانش آموز پسر و دختر از سال اول تا پنجم ابتدایی دایر شدکه تا سال تحصیلی ۳۷- ۱۳۳۶ ادامه داشت ولی از سال تحصیلی ۳۱-۱۳۳۰ تحت عنوان دبیرستان حرفه ای کانون کارودانش با ۳۷ دانش آموز در رشته های درودگری و فلز آغاز بکار کرد که، به تدریج به یازده رشته افزایش یافت. این مرکز در سال ۱۳۴۲ به آموزشگاه حرفه ای رضا پهلوی(تهران) تغییر نام یافت. مدیریت این مرکز تحت نظر کشور اتریش اداره می شد و یازده مدیر داخلی (سرپرست بخش) داشته است که تماماً ایرانی بوده اند. فارغ التحصیلان دختر و پسر برتر هر رشته در کشور اتریش بورسیه گردیده و ادامه تحصیل می دادند که غالبأ بعد از اتمام تحصیلات به عنوان معلم در این مرکز مشغول به کار می شدند. این مرکز آموزشگاه تربیت معلم (مقطع کاردانی) و انیستیتو تکنولوژی نیز داشته است . در آخرین سال های قبل از انقلاب این مجموعه آموزشی حدودا دارای ۶۵۰ هنرجو و ۲۵۰ دانشجو بوده است. در سال ۱۳۵۷ و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، این هنرستان با نام مجتمع آموزشی امام صادق (ع) و هنرستان ضمیمه آغاز به فعالیت نمود. از شهریور سال ۱۳۵۸ این مرکز به نام آموزشکده فنی امام صادق (ع) و هنرستان ضمیمه، رسماً تغییر نام داد و تا سال ۱۳۶۳ به صورت آموزشکده اداره می شد. یک مدیر مجتمع و یک مدیر هنرستان، معاونین اجرایی، آموزشی، اداری و مالی، حسابداری، دبیرخانه، انبار مرکزی، انبارهای جنبی کارگاهی. سرپرستان بخش، کادر آموزشی و خدماتی این مرکز را پشتیبانی می کردند. در سال ۱۳۶۵ آموزشگاه امام صادق (ع) به دانشکده انقلاب اسلامی تغییر نام پیدا نمود و به محل جدید (لویزان) انتقال یافت که بعدا آن آموزشکده به دانشکده و دانشگاه شهید رجایی تبدیل گشت. البته لازم به ذکر است که با این تغییر مکان، نیمی از امکانات موجود در آن زمان نیز به دانشکده انقلاب اسلامی و محل جدید انتقال یافت. در سال ۱۳۶۸ این مرکز در دو شیفت صبح، فنی و حرفه ای ؛ و بعد از ظهر، هنرستان کار و دانش با مجموع ۲۸۰۰ هنرجو و ۲۲۰ نفر پرسنل؛ یک مدیر اصلی و دو مسئول کاردانش و فنی و حرفه ای که از معاونین آموزشی مرکز بودند؛ اداره می شد.بعد از انقلاب یک ساختمان جدید دو طبقه احداث و به مجموعه ساختمان ها اضافه شد ، در سال ۸۶ این مرکز به هنرستان نمونه دولتی ارتقا و در سال ۸۷ بعنوان هنرستان ماندگار شناخته شد .هم اکنون این هنرستان در سه پایه اول ، دوم و سوم در سه ساختمان مجزا هنرجو می پذیرد. فارغ التحصیلان این مرکز از بدو تاسیس تاکنون به خود بیش از ۲۰ مدیر دیده است همچنین از افتخارات این هنرستان تقدیم بیش از ۶۰ شهید در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس است . از فارغ التحصیلان برجسته این هنرستان می توان به آقایان علیرضا محجوب (نماینده مجلس شورای اسلامی)، مهندس مجتبی (ارژنگ مخترع و سرپرست قسمت ماشین کاری سایپا)،حمید سجادی (قهرمان بین المللی دومیدانی)، مصطفی کارخانه (مربی تیم والیبال جوانان و نوجوانان تهران)، رضا مومنی (مدیر کارخانه صنعتی تانکرسازی)، مهندس توجه (تولید کننده و کارآفرین برتر کشور) و مهندس پورمختار (معاون وزیر نیرو) اشاره کرد.این هنرستان در جلسه ۵۲۰ کمیسیون معین مورخ ۲۹/۲/۸۹ به عنوان مدرسه ماندگار به تصویب رسید.
۱۳.هنرستان شهید بهشتی (هنرستان صنعتی تهران)
در آغاز مدرسه با ۴۰ نفر شاگرد فعالیت خود را آغاز کرد که کوچک ترین آنها ۸ ساله و بزرگترین آنها ۱۸ ساله بود. در قطعه زمینی به مساحت ۸ هزار مترمربع در شمال غربی میدان مشق که از طرف دولت اهداء شد و با بودجة سالانه ۸ هزار تومان که ۵ هزار تومان سهم دولت ایران و ۳ هزار تومان سهم دولت آلمان بود، مدرسه ایران و آلمان تأسیس شد.تهیه نقشه و نظارت در کار ساختمان با مهندس و معمار آلمانی اتوشولتس و اجرای آن به عهده معمار هنرمند ایرانی استاد عبدالله میرزا بوده است.ساختمان از سازه بتونی مستحکم و قوی برخوردار است و اولین مدرسه کلاسیک و اولین هنرستان صنعتی ایران می باشد.تاریخ تأسیس هنرستان، نام مهندس آلمانی و معمار ایرانی بر روی سنگی حک شده و کنار پله های ورودی اطاق مدیر مدرسه نصب شده است. ضمناً گستاو پیترز معلم و با تجربه آلمانی سرپرستی ساخت بنا و مدیریت مدرسه را عهده دار بوده است. در هفدهم اردیبهشت ۱۳۸۶ ششم ماه مه ۱۹۰۷ و یک سال پس از برقراری مشروطیت مدرسه ایران و آلمان تأسیس و شروع به کار نمود. میرزا محمودخان احتشام السلطنه از رجال متدین، سال های پایانی عصر قاجار که طی سال های ۱۲۷۹ تا ۱۲۹۳ هجری خورشیدی با وقفه کوتاهی وزیر مختار ایران در برلن بوده است در تأسیس مدرسه ایران و آلمان اهتمام وافری مبذول داشته است.در آن زمان آقای محسن گرانمایه به تدریس درس فارسی و آقای شیخ محمد عبده بروجردی به تدریس درس عربی اشتغال داشته اند. در هر سال تعداد ۲۵۰ نفر دانش آموز پذیرش و تحت تعلیم قرار می گرفتند و به زودی تعداد فارغ التحصیلان آن از یک هزار نفر گذشت. در سال ۱۲۹۵ هجری خورشیدی مقارن با جنگ جهانی اول در اثر فشارهای دولتین استعماری واشغالگر روس و انگلیس اعتبار دولتی قطع و مدرسه تعطیل شد. پس از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و ایجاد تغییرات بنیادی در همه امور کشور در جلسه مورخ ۱۶ فروردین ۱۳۰۰ اضافه پرداختی به مبلغ یک هزار تومان برای ترمیم و بازسازی مدرسه تصویب شد. مشروط بر آنکه در مدرسه به تعلیمات فنی و حرفه ای پرداخته شود. لذا در مجلس شورای ملی لایحه استخدام سه نفر متخصص آلمانی برای تدریس و مدیریت مدرسه تصویب و ابلاغ شد. در تاریخ ۱۳بهمن ۱۳۰۳ مدرسه صنعتی تهران با هدف ارائه تعلیمات فنی و حرفه ای و تربیت تکنسین در مقطع متوسطه با حضور جمعی از رجال فرهنگی توسط مشاور الدوله حکمت وزیر معارف وقت افتتاح و در روزنامه نیمه رسمی ایران برای پذیرش هنرجو در رشته های فلزکاری و آهنگری، نجاری و درودگری، رنگرزی و نساجی آگهی ثبت نام به چاپ رسید. در این سال برای نخستین بار عنوان هنرجو به محصلین مدرسه صنعتی اطلاق شد.همچنین تدریس ادبیات فارسی را سه نفر از مشاهیر و مفاخر ادب ایران شادروان نظام وفا، نیما یوشیج و بزرگ علوی عهده دار بوده اند. ضمناً بزرگ علوی به عنوان مترجم زبان آلمانی در مدرسه و هنرسرای عالی خدمت نموده است. در اردیبهشت ۱۳۰۵ خورشیدی وسایل فنی و آزمایشگاهی و ماشین آلات کارگاهی که همه هدیه دولت آلمان به هنرستان های ایران بود و قانون معافیت از تأدیه حقوق گمرکی آن نیز در تاریخ ۷/۱۱/۱۳۰۳ در مجلس شورای ملی تصویب شده بود وارد و نصب شد. اولین گروه از فارغ التحصیلان مدرسه صنعتی در سال ۱۳۰۷ موفق به اخذ مدرک قبولی شدند که اسامی ایشان به قرار زیر است:
۱) آقای مصطفی وزیری (شاگرد اول)،۲) آقای خلیل شمسا۳) آقای اسکندر طهرانی۴) آقای حسین هاشمی۵) آقای حسنعلی سپاهی۶) آقای رضا گنجه ای (استاد و رئیس دانشکده فنی دانشگاه تهران). با توجه به علاقه مندی، استعداد و پشتکار هنرجویان فارغ التحصیل مدرسه صنعتی و درایت و دوراندیشی مدیریت مدرسه جناب آقای دکتر ولفانگ اشترونگ دوره عالی تحصیلات فنی در سال ۱۳۰۸ هجری خورشیدی در ساختمان مجاور مدرسه تأسیس و از نخستین داوطلبین ثبت نام به عمل آمد. شکوفایی سریع استعدادهای جوانان ایرانی موجب بروز خلاقیت و ابتکاراتی شد که برای هنرآموزان آلمانی اعجاب انگیز بود. هنرجوی سال پنجم اسماعیل حسینی که پس از ادامه تحصیل با اخذ مدرک مهندسی به کسوت هنرآموزی نائل شد دارای چند ابتکار و اختراع از جمله دستگاه مخروط تراش بود.از این رو دولتین ایران و آلمان توافق کردند برای تشویق فارغ التحصیلان برجسته با اعطای بورس تحصیلی ایشان برای ادامه تحصیل به دانشگاه های فنی و صنعتی آلمان اعزام شوند. توانایی و کارآمدی فارغ التحصیلان هنرسرای عالی و هنرستان صنعتی تهران و شیراز در نصب، راه اندازی، پیشرفت و بهره دهی و پروژه های گوناگون دو کشور استعمارگر روس و انگلیس را به واکنش وا داشت و به یکباره با اعلام خبر کشف یک شبکه جاسوسی کمونیستی در مدرسه صنعتی و هنرسرای عالی توسط سر پاس مختاری و رئیس شهربانی تهران و دستگیری ۵۳ نفر از اساتید و معلمین مدرسه از سر کلاس های درس و الصاق برچسب الحاد و تکفیر، این مدرسه و موارد مشابه در شیراز و تبریز را تعطیل و به کارگاههای ورشکسته آهنگری و نجاری تبدیل کرد. بالاخره در سال ۱۳۱۹ هجری خورشیدی آتش جنگ جهانی دوم (۱۹۴۵-۱۳۱۹ میلادی) بار دیگر این درخت تناور را به خاک انداخت و ثمردهی آنرا متوقف کرده و کینه و عناد دو استعمارگر اشغالگر روس و انگلیس که تاب تحمل توسعه آموزش های فنی و حرفه ای در ایران را نداشتند موجب شد تا در شهریور ۱۳۲۰ رسماً از دولت ایران تقاضای دستگیری و اخراج کارشناسان آلمانی را بنمایند. بین سال های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۸ نابسامانی ها و بی برنامگی های ناشی از تغییر ۲۰ کابینه و واگذاری مسئولیت وزارت پیشه و هنر که به جای وزارت صناعت و معادن عهده دار اداره هنرستان های کشور شده بود به ۱۸ وزیر طی ۸ سال، از مدارس فنی و حرفه ای ویرانه هایی ساخته بود که در آن به آموزش کفاشی، پینه دوزی، رفوگری و جوراب بافی پرداخته می شد. آرامش نسبی سال های ۱۳۳۳ و بعد از آن فرصت مناسبی دست داد تا شادروان مهندس حبیب نفیسی که خود از تحصیل کردگان مدرسه صنعتی و هنرسرای عالی بود به تجدید حیات سازمان های متولی و تعلیمات فنی و حرفه ای بپردازد و ضمن احیاء نوسازی و تأسیس ده ها هنرستان در سطح کشور موفق به بنیان گذاری دانشگاه پلی تکنیک ، دانشسرای عالی، هنرسرای عالی (انستیتو تکنولوژی، دانشگاه علم و صنعت فعلی) و دانشگاه صنعتی امیرکبیر و بسیاری دیگر از این قبیل شود. در این زمان مهندس نفیسی معاونت فنی وزارت فرهنگ را عهده دار بوده اند. در سال ۱۳۳۵ به استناد قرارداد همکاری های فرهنگی ایران و آلمان به منظور توسعه و تجهیز هنرستان های صنعتی تهران و تبریز تعدادی کارشناس آلمانی وارد تهران شدند.تعداد بسیاری کتاب و جزوه و جداول فنی به زبان های فارسی و آلمانی چاپ و به هنرستان اهداء شد. همچنین کارگاهها ترمیم و ماشین آﻻت جدید و ابزار مرغوب و نو مجهز شدند و برای تشویق هنرجویان مستعد و فارغ التحصیل رتبه اول هر رشته بورس تحصیلی و تکمیلی در نظر گرفته شد. در سال ۱۳۳۷ به منظور بزرگداشت دکتر ولفانگ اشترونگ بنیانگذار مدرسه صنعتی تهران طی مراسمی محل سکونت وی در هنرستان با نصب یک لوح برنجی به نام خانه اشترونگ نامگذاری شد. به موجب قرارداد سال ۱۳۳۸ دولت آلمان متعهد گردید تا به مرور هنرآموزان ایرانی جانشین پرسنل آلمانی شوند. با اوج گیری انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ هنرجویان و هنرآموزان فهیم هنرستان پیشاپیش مردم انقلابی حضور فعال داشتند.با ورود حضرت امام خمینی به کشور جمع کثیری از هنرآموزان و کارکنان هنرستان به صورت یک کاروان منسجم به حضور امام شرفیاب شده و با ایشان بیعت نمودند. با آغاز جنگ تحمیلی در ۳۱ شهریور ۵۹ تعداد بسیاری از هنرآموزان و هنرجویان هنرستان برای دفاع از کیان وطن و انقلاب عظیم اسلامی به سوی جبهه های جنگ شتافتند و البته اولین هنرجوی شهید و سیدالشهدای هنرستان، مبارز انقلابی سید مجتبی میرلوحی (نواب صفوی) است که در مبارزات سال ۱۳۴۲ دستگیر و به درجه رفیع شهادت نائل آمد. مقارن با شهادت ۷۲تن شهدای مظلوم حادثه ۷ تیر نام هنرستان صنعتی تهران تغییر یافت و به نام سیدالشهدای این جمع شهید مظلوم دکتر بهشتی مزین شد.
به منظور گرامیداشت یاد و خاطره چهل تن شهید هنرستان و در رأس همه شهید نواب صفوی بنای یادبود موجود در حیاط هنرستان مورد تغییر کاربری قرار گرفته و به نام مبارک شهدا مزین و در مراسمی با حضور مسئولین محترم نظام توسط حضرت آیت الله امامی کاشانی مورد پرده برداری قرار گرفت. این هنرستان در جلسه ۵۲۰ کمیسیون معین مورخ ۲۹/۲/۸۹ به عنوان مدرسه ماندگار به تصویب رسید.

نامه بسیج دانشجویی دانشگاه های تهران به کریمی قدوسی: روش شما موجب می شود هیچ مسئولی با فساد مبارزه نکند
(لینک اصلی خبر)

انتخاب

آنچه واضح است اینکه جمعی از جوانان انقلابی توانستند قدم های بزرگی به سوی هوشمند سازی گمرکات بردارند. روشی که در پیش گرفته اید موجب می شود که دیگر هیچ مسئولی فعالیت مفید و مناسبی در مبارزه با فساد انجام ندهد. به عنوان دانشجویانی که خیر نظام اسلامی و شما را می خواهیم میگوییم که نمایندگان محترم منابع خبری خود را از حیث گرایش ها گسترش دهند. کاری نکنند تا هر کسی که قدم درستی برای اصلاح نظام بروکراتیک و خسته کشور بر می دارد مأیوس شود که اگر حرکتی نبود، انتقادی هم نبود!! چنین نتیجه ای قطعا به زیان نظام اسلامی تمام خواهد شد و جز خیانت هیچ نام دیگری ندارد.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
تعدادی از سازمان های بسیج دانشجویی دانشگاه های تهران بزرگ در یادداشتی خطاب به عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی نکاتی را در مورد سامانه های هوشمند سازی گمرکات کشور و مبارزه با فساد و قاچاق کالا مطالبی را عنوان کردند.
بسمه تعالی
هر کس بخواهد با فساد مبارزه کند، یک صف طولانی دشمن جلویش به وجود می آید. این دشمنان چه کسانی هستند؟ فاسدها و لشکرهایشان؛ چون فاسدهای دانه درشت، لشکرهایی هم دارند؛ اینها در مقابل می ایستند و انواع کارشکنی ها را می کنند. کارشکنی هم، همه اش این نیست که کسی چاقو بکشد و به کسی حمله کند. امروز از چاقوکشیدن خطرناکتر هم هست: تهمت می زنند، شایعه درست می کنند، کار فرهنگی می کنند و به کسانی که از این حرفها بزنند و بخواهند این اقدامات را بکنند، برچسبهای نادرست و ناحق می زنند. باید با اینها مقابله کرد و صریح و صادق وارد میدان شد.
امام خامنه ای مد ظله العالی
برادر ارجمند
جناب آقای کریمی قدوسی
نماینده محترم مجلس شورای اسلامی
سلام علیکم
بعد از فروکش کردن ناآرامی ها و اعتراضات به حق مردم نسبت به اوضاع بد اقتصادی که حاصل سیطره چند دهه تفکر لیبرال و غربگرایان بر اقتصاد کشور است و در کنار آن حضور سرویس های جاسوسی از انگلستان گرفته تا تکفیری های داعشی و نوچه های اسراییلی سعودی همچون بن سلمان و … و به حاشیه کشاندن این اعتراضات و آشوب و اغتشاش در شهر های کوچک و بزرگ، بر آن شدیم چند کلامی من باب امر به معروف و نهی از منکر در یادداشتی دانشجویی با جنابعالی مطرح نماییم .
در تاریخ 19/9/96 تصویری از فرم سوال از وزیر اقتصاد منتشر شد که توسط جنابعالی تکمیل شده بود (عکس زیر).
1- در شرح سوال ادعا فرمودید که در سطح دنیا حداکثر 30 درصد واردات از کانال سبز انجام می شود در حالی که در کشور ما و در دوره ریاست سابق سازمان گمرک ایران این میزان 70 درصد بوده است. اولین سوال این است که به استناد چه آماری ادعا کرده اید که «در سطح دنیا حداکثر 30 درصد واردات از کانال سبز انجام می شود»؟
بهتر است بدانید که همه کشورها در دنیا به سمت این می روند که تجارت را سرعت ببخشند. به همین منظور با استفاده از مدیریت ریسک تلاش می کنند که تنها به بازرسی فیزیکی محموله هایی بپردازند که ریسک آن ها را بالا ارزیابی می کنند. چرا که در تجارت برای زمان هزینه ای در نظر گرفته می شود که به تجار و تولید وابسته به واردات تحمیل می شود. این موضوع چنان دارای اهمیت است که سرعت بخشیدن به ترخیص کالا یکی از شاخص هایی است که گمرکات در دنیا با آن رتبه بندی می شوند. برای اطلاعات بیشتر می توانید به گزارش های شاخص عملکرد لجستیک بانک جهانی ( LPI ) و نیز شاخص کسب و کار ( Doing Business ) مراجعه کنید.
تنها مراجعه به هدف یک نمونه از کشورهای عضو OECD که در سایت گمرک این کشور منتشر شده است، می تواند راهنمای خوبی باشد:
» Secondly, ‘the System of Immediate Release at Port’ is designed to conduct an immediate
clearance on a container cargo at its entry-port, currently enabling 70% of imported goods to be
transported to a final destination straightway. «
این به این معنی است که سیستم خود را طوری طراحی کرده اند که 70 درصد واردات به صورت حمل یکسره یا مسیر آبی از گمرکات این کشور خارج شوند. حتما استحضار دارید که مسیر آبی از مسیر سبز سریعتر ترخیص می شود. تمام کشورها از جمله همین نمونه ای که آورده شد یعنی کره جنوبی با توجه به محدودیت منابع انسانی و حسگرهای مکانیزه موجود مانند باسکول، ایکس ری و … و به دلیل اهمیت سرعت در تجارت به دنبال کاهش حداکثری بازرسی های فیزیکی در عین اطمینان از حفظ امنیت اقتصادی و اجتماعی کشورشان هستند. مثال های زیادی از کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته در این زمینه وجود دارد که قابل بررسی است. البته قابل ذکر است که در این کشورها واردات نیز در راستای حمایت از تولید داخلی انجام می گیرد.
2- شاید مشکل از آنجاست که تصور می شود کانال سبز به معنی عدم هرگونه کنترل است. در حالی که چنین مسئله ای از اساس اشتباه است. مسیر سبز در دنیا به معنی کنترل سیستمی محموله های کالا و یا وجود امکان استناد به بازرسی های انجام شده توسط سایر سازمان هاست. به عنوان تنها چند نمونه وقتی کالایی کم ریسک و صاحب آن دارای عدم سوء سابقه در اظهار مالیاتی باشد و یا گواهی بازرسی از شرکت های معتبر بین المللی داشته باشد به عنوان یک محموله کم ریسک و بدون بازرسی فیزیکی می تواند وارد کشور شود. احتمالا این درک نادرست از مسیر سبز باشد که موجب چنین اشتباهی شده است. وگرنه مطلعین از حوزه تجارت خارجی نیک می دانند که بازرسی فیزیکی همه کالاها نه تنها میسر نیست بلکه موجبات فساد بیشتری را فراهم می کند.
بیایید فرض کنیم که اصلا چنین است، برای ما این سوال پیش می آید که چگونه با وجود کاهش واردات، و عدم کنترل دقیق و بدون بازرسی فیزیکی کافی، درآمد مالیات گمرکی از حدود 8500 میلیارد تومان در سال 1392 به حدود 18100 میلیارد تومان در سال 1395 رسیده است؟ اضافه کنید افزایش چندین برابری کشفیات قاچاق را؟ هر چه میندیشیم این عدم کنترل بهتر جواب داده است!
3- سوال بعدی این است که آمار 70 درصد مسیر سبز در گمرکات کشور را از چه کانالی دریافت کرده اید؟ مرجع رسمی چنین آماری گمرک ایران است. حتی مسئولین گمرک نیز نمی توانند بدون مراجعه به سامانه جامع گمرکی، هیچ گونه آماری از مسیرهای سبز و زرد و قرمز ارائه کنند. داده های این سامانه که سامانه عملیاتی گمرک به حساب می آید، بر اساس عملیات امور گمرکی در سراسر کشور جمع آوری می شود. اتفاقا طبق آماری که در همین ایام احتمالا به واسطه سوال شما از وزیر اقتصاد توسط گمرک ایران منتشر شده است، در کشور ما کمتر از 40 درصد واردات از مسیر سبز انجام می پذیرد (جدول زیر).
4- در جای دیگری سخن از کارت های بازرگانی یک بار مصرف کرده اید. این کارت ها معضلی در تجارت خارجی کشور به شمار می آیند که هیچ کس مسئولیت آن را بر عهده نمی گیرد؛ حتی اتاق بازرگانی به عنوان صادرکننده آن. و در صورتی که سر نخ هر گونه بدهی و جرمی به این کارت ها برسد دولت هیچ راه چاره ای برای احقاق حقوق ملت نخواهد داشت. گمرک چندین سال است که وجود این کارت ها را معضلی برای خود می داند و این را بارها اعلام کرده است. با وجود تمام مشکلات، همین که شما آماری از بدهی 11 هزار میلیاردی این کارت ها دارید، ناشی از شناسایی بیش از 7000 کارت بازرگانی یک بار مصرف توسط گمرک در سال های اخیر است. اگر غیر از این بود نمایندگان محترم مجلس هم اطلاعی از بدهی 11 هزار میلیاردی این کارت ها پیدا نمیکردند!
5- برای ما جای تعجب است که چرا نمایندگان مجلس تا به حال در مورد ثبت سفارش خودرو سوال نپرسیده اند؟ چرا برای نمایندگان سوال نشده است که چگونه در چند ماهه گذشته ثبت سفارش یک شبه و برای فقط چند ساعت آزاد می شود و چند نفر سفارش خودروی خود را ثبت می کنند و پس از آن دوباره محدود می شود؟ چرا برای شما سوال نشده است که در صورتی که واقعا سیستمی به نام ثبت سفارش وجود دارد چرا باید از وزارت صمت به گمرک ایران نامه ای زده شود که ثبت سفارش های خودرو از فلان تاریخ به بعد را قبول نکنند؟ (تصویر زیر) آیا نقصی در سامانه ثبت سفارش وجود دارد؟ یا ثبت سفارش کارایی خود را از دست داده؟ آیا جز این است که قرار بوده با سیستم ثبت سفارش جلوی ثبت سفارش های تقلبی گرفته شود؟ بر عکس تمام این ها از وزیر صنعت سوال می شود که چرا ثبت سفارش خودرو متوقف شده است! برای ما سوال است که واقعا مسئله نمایندگان مجلس چیست؟
1- آیا تا به حال نمایندگان مجلس شورای اسلامی نگاهی به ماده 20 قانون اداره و تشکیل مناطق ویژه اقتصادی انداخته اند؟ آیا در مورد تبعات این قانون چیزی می دانند؟ آیا می دانند تنها اصلاح همین قانون که در 95 درصد حجم تجارت کشور دست گمرک را در انبارگردانی مناطق ویژه و آزاد می بندد، چه کمکی به کشف قاچاق از مبادی رسمی می تواند بکند؟ به بیان ساده تر گمرک اگر اجازه انبارگردانی داشته باشد، می تواند به صاحب کالا بگوید که از مثلا 1000 کانتینرِ تو، 800 کانتینر بر اساسِ سامانه گمرک خارج شده است. 200 تایِ بقیه باید در انبار باشد. اگر نیست عوارض و جریمه اش را پرداخت کن. وقتی واردکننده بداند که باید برای موجودی انبارش در گمرک پاسخگو باشد، دیگر کسی حاضر است رشوه بدهد که باری را غیر قانونی از گمرک خارج کند؟ آیا نمایندگان مجلس در قبال این موضوع وظیفه ای برای خود قائل هستند؟
2- آیا تا به حال نمایندگان مجلس شورای اسلامی از وضعیت پرونده های قاچاق در قوه قضاییه، زمان به نتیجه رسیدن آن ها، درصد پرونده های تبرئه شده، درصد پرونده های محکوم شده، مبلغ اتهام این پرونده ها، میزان جریمه پرونده های محکوم شده، میزان جریمه های پرداخت شده، علت پرداخت نشدن جریمه پرونده های محکوم شده و… سوال پرسیده اند؟ آیا اطلاعی از این موارد دارند؟
آنچه واضح است این است که جمعی از جوانان انقلابی از چندین سال پیش با کار جهادی و انقلابی و شبانه روزی توانستند بر خلاف همان تفکر لیبرالی و غربگرایانه مدیران اقتصادی، مبارزه با نفوذ و فساد در عرصه گمرکات کشور و مبارزه با قاچاق را در پیش بگیرند و قدم های بزرگی به سوی هوشمند سازی گمرکات بردارند و گمرک را از وضعیت سنتی به شرایط روز و علمی جهانی نزدیک کنند. تمام موارد تذکر داده شده حاکی از این است که روشی که در پیش گرفته اید موجب می شود که دیگر هیچ مسئولی فعالیت مفید و مناسبی در مبارزه با فساد انجام ندهد. باید از عمل خوب تقدیر و عمل اشتباه و خطا را تقبیح کرد. همین میل به اصلاح در خیلی از سازمان های دیگر حتی مشاهده نمی شود اما دقیقا همان ها هم از چشمان نمایندگان ملت دور می مانند! به عنوان دانشجویانی که خیر نظام اسلامی و شما را می خواهیم میگوییم که نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی منابع خبری خود را از حیث گرایش ها گسترش دهند. کاری نکنند تا هر کسی که قدم درستی برای اصلاح نظام بروکراتیک و خسته کشور بر می دارد مأیوس شود که اگر حرکتی نبود، انتقادی هم نبود!! چنین نتیجه ای قطعا به زیان نظام اسلامی تمام خواهد شد و جز خیانت هیچ نام دیگری ندارد. باید اگر هر فردی و یا گروهی و یا سازمانی قدم درستی برمی دارد، او را یاری کنیم نه آن که خار راه او شویم. خداوند متعال هر کس را که در راستای اعتلای نظام اسلامی قدم بر می دارد، یاری نماید.
والسلام
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
بسیج دانشجویی علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب
بسیج دانشجویی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی
بسیج دانشجویی علوم پزشکی شهید بهشتی
بسیج دانشجویی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی
بسیج دانشجویی دانشگاه شهید عباسپور
بسیج دانشجویی دانشگاه مذاهب اسلامی
بسیج دانشجویی دانشگاه صدرا
بسیج دانشجویی دانشگاه صنعت هواپیمایی
بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان
بسیج دانشجویی دانشکده خبر
بسیج دانشجویی دانشگاه فنی شریعتی
بسیج دانشجویی علوم پزشکی تهران
بسیج دانشجویی دانشگاه علم و فرهنگ
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم قضایی
نامه بسیج دانشجویی دانشگاه های تهران خطاب به کریمی قدوسی
(لینک اصلی خبر)

ایلنا

تعدادی از اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه های تهران بزرگ در یادداشتی خطاب به عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی نکاتی را در مورد سامانه های هوشمند سازی گمرکات کشور و مبارزه با فساد و قاچاق کالا عنوان کردند.

تعدادی از اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه های تهران بزرگ در یادداشتی خطاب به عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی نکاتی را در مورد سامانه های هوشمند سازی گمرکات کشور و مبارزه با فساد و قاچاق کالا عنوان کردند.
تعدادی از اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه های تهران بزرگ در یادداشتی خطاب به عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی نکاتی را در مورد سامانه های هوشمند سازی گمرکات کشور و مبارزه با فساد و قاچاق کالا عنوان کردند.
متن این نامه به شرح ذیل است:
بسمه تعالی
هر کس بخواهد با فساد مبارزه کند، یک صف طولانی دشمن جلویش به وجود می آید. این دشمنان چه کسانی هستند؟ فاسدها و لشکرهایشان؛ چون فاسدهای دانه درشت، لشکرهایی هم دارند؛ اینها در مقابل می ایستند و انواع کارشکنی ها را می کنند. کارشکنی هم، همه اش این نیست که کسی چاقو بکشد و به کسی حمله کند. امروز از چاقوکشیدن خطرناکتر هم هست: تهمت می زنند، شایعه درست می کنند، کار فرهنگی می کنند و به کسانی که از این حرفها بزنند و بخواهند این اقدامات را بکنند، برچسبهای نادرست و ناحق می زنند. باید با اینها مقابله کرد و صریح و صادق وارد میدان شد. امام خامنه ای مد ظله العالی
برادر ارجمند
جناب آقای کریمی قدوسی
نماینده محترم مجلس شورای اسلامی
سلام علیکم
بعد از فروکش کردن ناآرامی ها و اعتراضات به حق مردم نسبت به اوضاع بد اقتصادی که حاصل سیطره چند دهه تفکر لیبرال و غربگرایان بر اقتصاد کشور است و در کنار آن حضور سرویس های جاسوسی از انگلستان گرفته تا تکفیری های داعشی و نوچه های اسراییلی سعودی همچون بن سلمان و … و به حاشیه کشاندن این اعتراضات و آشوب و اغتشاش در شهر های کوچک و بزرگ، بر آن شدیم چند کلامی من باب امر به معروف و نهی از منکر در یادداشتی دانشجویی با جنابعالی مطرح نماییم
در تاریخ ۱۹/۹/۹۶ تصویری از فرم سوال از وزیر اقتصاد منتشر شد که توسط جنابعالی تکمیل شده بود (عکس زیر).

در شرح سوال ادعا فرمودید که در سطح دنیا حداکثر ۳۰ درصد واردات از کانال سبز انجام می شود در حالی که در کشور ما و در دوره ریاست سابق سازمان گمرک ایران این میزان ۷۰ درصد بوده است. اولین سوال این است که به استناد چه آماری ادعا کرده اید که «در سطح دنیا حداکثر ۳۰ درصد واردات از کانال سبز انجام می شود»؟
بهتر است بدانید که همه کشورها در دنیا به سمت این می روند که تجارت را سرعت ببخشند. به همین منظور با استفاده از مدیریت ریسک تلاش می کنند که تنها به بازرسی فیزیکی محموله هایی بپردازند که ریسک آن ها را بالا ارزیابی می کنند. چرا که در تجارت برای زمان هزینه ای در نظر گرفته می شود که به تجار و تولید وابسته به واردات تحمیل می شود. این موضوع چنان دارای اهمیت است که سرعت بخشیدن به ترخیص کالا یکی از شاخص هایی است که گمرکات در دنیا با آن رتبه بندی می شوند. برای اطلاعات بیشتر می توانید به گزارش های شاخص عملکرد لجستیک بانک جهانی (LPI) و نیز شاخص کسب و کار (Doing Business) مراجعه کنید.
تنها مراجعه به هدف یک نمونه از کشورهای عضو OECD که در سایت گمرک این کشور منتشر شده است، می تواند راهنمای خوبی باشد:
»Secondly, ‘the System of Immediate Release at Port’ is designed to conduct an immediate
clearance on a container cargo at its entry-port, currently enabling ۷۰% of imported goods to be
transported to a final destination straightway.«
این به این معنی است که سیستم خود را طوری طراحی کرده اند که ۷۰ درصد واردات به صورت حمل یکسره یا مسیر آبی از گمرکات این کشور خارج شوند. حتما استحضار دارید که مسیر آبی از مسیر سبز سریعتر ترخیص می شود. تمام کشورها از جمله همین نمونه ای که آورده شد یعنی کره جنوبی با توجه به محدودیت منابع انسانی و حسگرهای مکانیزه موجود مانند باسکول، ایکس ری و … و به دلیل اهمیت سرعت در تجارت به دنبال کاهش حداکثری بازرسی های فیزیکی در عین اطمینان از حفظ امنیت اقتصادی و اجتماعی کشورشان هستند. مثال های زیادی از کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته در این زمینه وجود دارد که قابل بررسی است. البته قابل ذکر است که در این کشورها واردات نیز در راستای حمایت از تولید داخلی انجام می گیرد.
شاید مشکل از آنجاست که تصور می شود کانال سبز به معنی عدم هرگونه کنترل است. در حالی که چنین مسئله ای از اساس اشتباه است. مسیر سبز در دنیا به معنی کنترل سیستمی محموله های کالا و یا وجود امکان استناد به بازرسی های انجام شده توسط سایر سازمان هاست. به عنوان تنها چند نمونه وقتی کالایی کم ریسک و صاحب آن دارای عدم سوء سابقه در اظهار مالیاتی باشد و یا گواهی بازرسی از شرکت های معتبر بین المللی داشته باشد به عنوان یک محموله کم ریسک و بدون بازرسی فیزیکی می تواند وارد کشور شود. احتمالا این درک نادرست از مسیر سبز باشد که موجب چنین اشتباهی شده است. وگرنه مطلعین از حوزه تجارت خارجی نیک می دانند که بازرسی فیزیکی همه کالاها نه تنها میسر نیست بلکه موجبات فساد بیشتری را فراهم می کند.
بیایید فرض کنیم که اصلا چنین است، برای ما این سوال پیش می آید که چگونه با وجود کاهش واردات، و عدم کنترل دقیق و بدون بازرسی فیزیکی کافی، درآمد مالیات گمرکی از حدود ۸۵۰۰ میلیارد تومان در سال ۱۳۹۲ به حدود ۱۸۱۰۰ میلیارد تومان در سال ۱۳۹۵ رسیده است؟ اضافه کنید افزایش چندین برابری کشفیات قاچاق را؟ هر چه میندیشیم این عدم کنترل بهتر جواب داده است!
سوال بعدی این است که آمار ۷۰ درصد مسیر سبز در گمرکات کشور را از چه کانالی دریافت کرده اید؟ مرجع رسمی چنین آماری گمرک ایران است. حتی مسئولین گمرک نیز نمی توانند بدون مراجعه به سامانه جامع گمرکی، هیچ گونه آماری از مسیرهای سبز و زرد و قرمز ارائه کنند. داده های این سامانه که سامانه عملیاتی گمرک به حساب می آید، بر اساس عملیات امور گمرکی در سراسر کشور جمع آوری می شود. اتفاقا طبق آماری که در همین ایام احتمالا به واسطه سوال شما از وزیر اقتصاد توسط گمرک ایران منتشر شده است، در کشور ما کمتر از ۴۰ درصد واردات از مسیر سبز انجام می پذیرد (جدول زیر).

در جای دیگری سخن از کارت های بازرگانی یک بار مصرف کرده اید. این کارت ها معضلی در تجارت خارجی کشور به شمار می آیند که هیچ کس مسئولیت آن را بر عهده نمی گیرد؛ حتی اتاق بازرگانی به عنوان صادرکننده آن. و در صورتی که سر نخ هر گونه بدهی و جرمی به این کارت ها برسد دولت هیچ راه چاره ای برای احقاق حقوق ملت نخواهد داشت. گمرک چندین سال است که وجود این کارت ها را معضلی برای خود می داند و این را بارها اعلام کرده است. با وجود تمام مشکلات، همین که شما آماری از بدهی ۱۱ هزار میلیاردی این کارت ها دارید، ناشی از شناسایی بیش از ۷۰۰۰ کارت بازرگانی یک بار مصرف توسط گمرک در سال های اخیر است. اگر غیر از این بود نمایندگان محترم مجلس هم اطلاعی از بدهی ۱۱ هزار میلیاردی این کارت ها پیدا نمیکردند!
برای ما جای تعجب است که چرا نمایندگان مجلس تا به حال در مورد ثبت سفارش خودرو سوال نپرسیده اند؟ چرا برای نمایندگان سوال نشده است که چگونه در چند ماهه گذشته ثبت سفارش یک شبه و برای فقط چند ساعت آزاد می شود و چند نفر سفارش خودروی خود را ثبت می کنند و پس از آن دوباره محدود می شود؟ چرا برای شما سوال نشده است که در صورتی که واقعا سیستمی به نام ثبت سفارش وجود دارد چرا باید از وزارت صمت به گمرک ایران نامه ای زده شود که ثبت سفارش های خودرو از فلان تاریخ به بعد را قبول نکنند؟ (تصویر زیر) آیا نقصی در سامانه ثبت سفارش وجود دارد؟ یا ثبت سفارش کارایی خود را از دست داده؟ آیا جز این است که قرار بوده با سیستم ثبت سفارش جلوی ثبت سفارش های تقلبی گرفته شود؟ بر عکس تمام این ها از وزیر صنعت سوال می شود که چرا ثبت سفارش خودرو متوقف شده است! برای ما سوال است که واقعا مسئله نمایندگان مجلس چیست؟

آیا تا به حال نمایندگان مجلس شورای اسلامی نگاهی به ماده ۲۰ قانون اداره و تشکیل مناطق ویژه اقتصادی انداخته اند؟ آیا در مورد تبعات این قانون چیزی می دانند؟ آیا می دانند تنها اصلاح همین قانون که در ۹۵ درصد حجم تجارت کشور دست گمرک را در انبارگردانی مناطق ویژه و آزاد می بندد، چه کمکی به کشف قاچاق از مبادی رسمی می تواند بکند؟ به بیان ساده تر گمرک اگر اجازه انبارگردانی داشته باشد، می تواند به صاحب کالا بگوید که از مثلا ۱۰۰۰ کانتینرِ تو، ۸۰۰ کانتینر بر اساسِ سامانه گمرک خارج شده است. ۲۰۰ تایِ بقیه باید در انبار باشد. اگر نیست عوارض و جریمه اش را پرداخت کن. وقتی واردکننده بداند که باید برای موجودی انبارش در گمرک پاسخگو باشد، دیگر کسی حاضر است رشوه بدهد که باری را غیر قانونی از گمرک خارج کند؟ آیا نمایندگان مجلس در قبال این موضوع وظیفه ای برای خود قائل هستند؟
آیا تا به حال نمایندگان مجلس شورای اسلامی از وضعیت پرونده های قاچاق در قوه قضاییه، زمان به نتیجه رسیدن آن ها، درصد پرونده های تبرئه شده، درصد پرونده های محکوم شده، مبلغ اتهام این پرونده ها، میزان جریمه پرونده های محکوم شده، میزان جریمه های پرداخت شده، علت پرداخت نشدن جریمه پرونده های محکوم شده و… سوال پرسیده اند؟ آیا اطلاعی از این موارد دارند؟
آنچه واضح است این است که جمعی از جوانان انقلابی از چندین سال پیش با کار جهادی و انقلابی و شبانه روزی توانستند بر خلاف همان تفکر لیبرالی و غربگرایانه مدیران اقتصادی، مبارزه با نفوذ و فساد در عرصه گمرکات کشور و مبارزه با قاچاق را در پیش بگیرند و قدم های بزرگی به سوی هوشمند سازی گمرکات بردارند و گمرک را از وضعیت سنتی به شرایط روز و علمی جهانی نزدیک کنند. تمام موارد تذکر داده شده حاکی از این است که روشی که در پیش گرفته اید موجب می شود که دیگر هیچ مسئولی فعالیت مفید و مناسبی در مبارزه با فساد انجام ندهد. باید از عمل خوب تقدیر و عمل اشتباه و خطا را تقبیح کرد. همین میل به اصلاح در خیلی از سازمان های دیگر حتی مشاهده نمی شود اما دقیقا همان ها هم از چشمان نمایندگان ملت دور می مانند! به عنوان دانشجویانی که خیر نظام اسلامی و شما را می خواهیم میگوییم که نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی منابع خبری خود را از حیث گرایش ها گسترش دهند. کاری نکنند تا هر کسی که قدم درستی برای اصلاح نظام بروکراتیک و خسته کشور بر می دارد مأیوس شود که اگر حرکتی نبود، انتقادی هم نبود!! چنین نتیجه ای قطعا به زیان نظام اسلامی تمام خواهد شد و جز خیانت هیچ نام دیگری ندارد. باید اگر هر فردی و یا گروهی و یا سازمانی قدم درستی برمی دارد، او را یاری کنیم نه آن که خار راه او شویم. خداوند متعال هر کس را که در راستای اعتلای نظام اسلامی قدم بر می دارد، یاری نماید.
والسلام
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
بسیج دانشجویی علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب
بسیج دانشجویی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی
بسیج دانشجویی علوم پزشکی شهید بهشتی
بسیج دانشجویی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی
بسیج دانشجویی دانشگاه شهید عباسپور
بسیج دانشجویی دانشگاه مذاهب اسلامی
بسیج دانشجویی دانشگاه صدرا
بسیج دانشجویی دانشگاه صنعت هواپیمایی
بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان
بسیج دانشجویی دانشکده خبر
بسیج دانشجویی دانشگاه فنی شریعتی
بسیج دانشجویی علوم پزشکی تهران
بسیج دانشجویی دانشگاه علم و فرهنگ
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم قضایی

نامه بسیج دانشجویی خطاب به کریمی قدوسی:
برای هوشمندسازی گمرکات قدم های بزرگی برداشته شده است
(لینک اصلی خبر)

سازمان بسیج دانشجویی

پس از انتقاد و سوال جواد کریمی قدوسی نماینده مشهد از وزیر اقتصاد درباره واردات کالا از طریق کانال سبز در گمرگ، بسیج دانشجویی ضمن پاسخ به این نماینده و دفاع از طرح وزارت اقتصاد، نکاتی را در مورد سامانه های هوشمندسازی گمرکات کشور و مبارزه با فساد و قاچاق کالا عنوان کردند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سازمان بسیج دانشجویی؛ تعدادی از بسیج دانشجویی دانشگاه های تهران بزرگ در یادداشتی خطاب به عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی نکاتی را در مورد سامانه های هوشمندسازی گمرک های کشور و مبارزه با فساد و قاچاق کالا مطالبی را عنوان کردند.
متن نامه به شرح ذیل است:
بسمه تعالی
هر کس بخواهد با فساد مبارزه کند، یک صف طولانی دشمن جلویش به وجود می آید. این دشمنان چه کسانی هستند؟ فاسدها و لشکرهایشان؛ چون فاسدهای دانه درشت، لشکرهایی هم دارند؛ اینها در مقابل می ایستند و انواع کارشکنی ها را می کنند. کارشکنی هم، همه اش این نیست که کسی چاقو بکشد و به کسی حمله کند. امروز از چاقوکشیدن خطرناکتر هم هست: تهمت می زنند، شایعه درست می کنند، کار فرهنگی می کنند و به کسانی که از این حرفها بزنند و بخواهند این اقدامات را بکنند، برچسبهای نادرست و ناحق می زنند. باید با اینها مقابله کرد و صریح و صادق وارد میدان شد.
امام خامنه ای مد ظله العالی
برادر ارجمند
جناب آقای کریمی قدوسی
نماینده محترم مجلس شورای اسلامی
سلام علیکم
بعد از فروکش کردن ناآرامی ها و اعتراضات به حق مردم نسبت به اوضاع بد اقتصادی که حاصل سیطره چند دهه تفکر لیبرال و غربگرایان بر اقتصاد کشور است و در کنار آن حضور سرویس های جاسوسی از انگلستان گرفته تا تکفیری های داعشی و نوچه های اسراییلی سعودی همچون بن سلمان و … و به حاشیه کشاندن این اعتراضات و آشوب و اغتشاش در شهر های کوچک و بزرگ، بر آن شدیم چند کلامی من باب امر به معروف و نهی از منکر در یادداشتی دانشجویی با جنابعالی مطرح نماییم .
در تاریخ ۱۹/۹/۹۶ تصویری از فرم سوال از وزیر اقتصاد منتشر شد که توسط جنابعالی تکمیل شده بود (عکس زیر).

۱- در شرح سوال ادعا فرمودید که در سطح دنیا حداکثر ۳۰ درصد واردات از کانال سبز انجام می شود در حالی که در کشور ما و در دوره ریاست سابق سازمان گمرک ایران این میزان ۷۰ درصد بوده است. اولین سوال این است که به استناد چه آماری ادعا کرده اید که «در سطح دنیا حداکثر ۳۰ درصد واردات از کانال سبز انجام می شود»؟
بهتر است بدانید که همه کشورها در دنیا به سمت این می روند که تجارت را سرعت ببخشند. به همین منظور با استفاده از مدیریت ریسک تلاش می کنند که تنها به بازرسی فیزیکی محموله هایی بپردازند که ریسک آن ها را بالا ارزیابی می کنند. چرا که در تجارت برای زمان هزینه ای در نظر گرفته می شود که به تجار و تولید وابسته به واردات تحمیل می شود. این موضوع چنان دارای اهمیت است که سرعت بخشیدن به ترخیص کالا یکی از شاخص هایی است که گمرکات در دنیا با آن رتبه بندی می شوند. برای اطلاعات بیشتر می توانید به گزارش های شاخص عملکرد لجستیک بانک جهانی ( LPI ) و نیز شاخص کسب و کار ( Doing Business ) مراجعه کنید.
تنها مراجعه به هدف یک نمونه از کشورهای عضو OECD که در سایت گمرک این کشور منتشر شده است، می تواند راهنمای خوبی باشد:
» Secondly, ‘the System of Immediate Release at Port’ is designed to conduct an immediate
clearance on a container cargo at its entry-port, currently enabling 70% of imported goods to be
transported to a final destination straightway. «
این به این معنی است که سیستم خود را طوری طراحی کرده اند که ۷۰ درصد واردات به صورت حمل یکسره یا مسیر آبی از گمرکات این کشور خارج شوند. حتما استحضار دارید که مسیر آبی از مسیر سبز سریعتر ترخیص می شود. تمام کشورها از جمله همین نمونه ای که آورده شد یعنی کره جنوبی با توجه به محدودیت منابع انسانی و حسگرهای مکانیزه موجود مانند باسکول، ایکس ری و … و به دلیل اهمیت سرعت در تجارت به دنبال کاهش حداکثری بازرسی های فیزیکی در عین اطمینان از حفظ امنیت اقتصادی و اجتماعی کشورشان هستند. مثال های زیادی از کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته در این زمینه وجود دارد که قابل بررسی است. البته قابل ذکر است که در این کشورها واردات نیز در راستای حمایت از تولید داخلی انجام می گیرد.
۲- شاید مشکل از آنجاست که تصور می شود کانال سبز به معنی عدم هرگونه کنترل است. در حالی که چنین مسئله ای از اساس اشتباه است. مسیر سبز در دنیا به معنی کنترل سیستمی محموله های کالا و یا وجود امکان استناد به بازرسی های انجام شده توسط سایر سازما ن هاست. به عنوان تنها چند نمونه وقتی کالایی کم ریسک و صاحب آن دارای عدم سوء سابقه در اظهار مالیاتی باشد و یا گواهی بازرسی از شرکت های معتبر بین المللی داشته باشد به عنوان یک محموله کم ریسک و بدون بازرسی فیزیکی می تواند وارد کشور شود. احتمالا این درک نادرست از مسیر سبز باشد که موجب چنین اشتباهی شده است. وگرنه مطلعین از حوزه تجارت خارجی نیک می دانند که بازرسی فیزیکی همه کالاها نه تنها میسر نیست بلکه موجبات فساد بیشتری را فراهم می کند.
بیایید فرض کنیم که اصلا چنین است، برای ما این سوال پیش می آید که چگونه با وجود کاهش واردات، و عدم کنترل دقیق و بدون بازرسی فیزیکی کافی، درآمد مالیات گمرکی از حدود ۸۵۰۰ میلیارد تومان در سال ۱۳۹۲ به حدود ۱۸۱۰۰ میلیارد تومان در سال ۱۳۹۵ رسیده است؟ اضافه کنید افزایش چندین برابری کشفیات قاچاق را؟ هر چه میندیشیم این عدم کنترل بهتر جواب داده است!
۳- سوال بعدی این است که آمار ۷۰ درصد مسیر سبز در گمرکات کشور را از چه کانالی دریافت کرده اید؟ مرجع رسمی چنین آماری گمرک ایران است. حتی مسئولین گمرک نیز نمی توانند بدون مراجعه به سامانه جامع گمرکی، هیچ گونه آماری از مسیرهای سبز و زرد و قرمز ارائه کنند. داده های این سامانه که سامانه عملیاتی گمرک به حساب می آید، بر اساس عملیات امور گمرکی در سراسر کشور جمع آوری می شود. اتفاقا طبق آماری که در همین ایام احتمالا به واسطه سوال شما از وزیر اقتصاد توسط گمرک ایران منتشر شده است، در کشور ما کمتر از ۴۰ درصد واردات از مسیر سبز انجام می پذیرد (جدول زیر).

۴- در جای دیگری سخن از کارت های بازرگانی یک بار مصرف کرده اید. این کارت ها معضلی در تجارت خارجی کشور به شمار می آیند که هیچ کس مسئولیت آن را بر عهده نمی گیرد؛ حتی اتاق بازرگانی به عنوان صادرکننده آن. و در صورتی که سر نخ هر گونه بدهی و جرمی به این کارت ها برسد دولت هیچ راه چاره‍ ای برای احقاق حقوق ملت نخواهد داشت. گمرک چندین سال است که وجود این کارت ها را معضلی برای خود می داند و این را بارها اعلام کرده است. با وجود تمام مشکلات، همین که شما آماری از بدهی ۱۱ هزار میلیاردی این کارت ها دارید، ناشی از شناسایی بیش از ۷۰۰۰ کارت بازرگانی یک بار مصرف توسط گمرک در سال های اخیر است. اگر غیر از این بود نمایندگان محترم مجلس هم اطلاعی از بدهی ۱۱ هزار میلیاردی این کارت ها پیدا نمیکردند!
۵- برای ما جای تعجب است که چرا نمایندگان مجلس تا به حال در مورد ثبت سفارش خودرو سوال نپرسیده اند؟ چرا برای نمایندگان سوال نشده است که چگونه در چند ماهه گذشته ثبت سفارش یک شبه و برای فقط چند ساعت آزاد می شود و چند نفر سفارش خودروی خود را ثبت می کنند و پس از آن دوباره محدود می شود؟ چرا برای شما سوال نشده است که در صورتی که واقعا سیستمی به نام ثبت سفارش وجود دارد چرا باید از وزارت صمت به گمرک ایران نامه ای زده شود که ثبت سفارش های خودرو از فلان تاریخ به بعد را قبول نکنند؟ (تصویر زیر) آیا نقصی در سامانه ثبت سفارش وجود دارد؟ یا ثبت سفارش کارایی خود را از دست داده؟ آیا جز این است که قرار بوده با سیستم ثبت سفارش جلوی ثبت سفارش های تقلبی گرفته شود؟ بر عکس تمام این ها از وزیر صنعت سوال می شود که چرا ثبت سفارش خودرو متوقف شده است! برای ما سوال است که واقعا مسئله نمایندگان مجلس چیست؟

۱- آیا تا به حال نمایندگان مجلس شورای اسلامی نگاهی به ماده ۲۰ قانون اداره و تشکیل مناطق ویژه اقتصادی انداخته اند؟ آیا در مورد تبعات این قانون چیزی می دانند؟ آیا می دانند تنها اصلاح همین قانون که در ۹۵ درصد حجم تجارت کشور دست گمرک را در انبارگردانی مناطق ویژه و آزاد می بندد، چه کمکی به کشف قاچاق از مبادی رسمی می تواند بکند؟ به بیان ساده تر گمرک اگر اجازه انبارگردانی داشته باشد، می تواند به صاحب کالا بگوید که از مثلا ۱۰۰۰ کانتینرِ تو، ۸۰۰ کانتینر بر اساسِ سامانه گمرک خارج شده است. ۲۰۰ تایِ بقیه باید در انبار باشد. اگر نیست عوارض و جریمه اش را پرداخت کن. وقتی واردکننده بداند که باید برای موجودی انبارش در گمرک پاسخگو باشد، دیگر کسی حاضر است رشوه بدهد که باری را غیر قانونی از گمرک خارج کند؟ آیا نمایندگان مجلس در قبال این موضوع وظیفه ای برای خود قائل هستند؟
۲- آیا تا به حال نمایندگان مجلس شورای اسلامی از وضعیت پرونده های قاچاق در قوه قضاییه، زمان به نتیجه رسیدن آن ها، درصد پرونده های تبرئه شده، درصد پرونده های محکوم شده، مبلغ اتهام این پرونده ها، میزان جریمه پرونده های محکوم شده، میزان جریمه های پرداخت شده، علت پرداخت نشدن جریمه پرونده های محکوم شده و… سوال پرسیده اند؟ آیا اطلاعی از این موارد دارند؟
آنچه واضح است این است که جمعی از جوانان انقلابی از چندین سال پیش با کار جهادی و انقلابی و شبانه روزی توانستند بر خلاف همان تفکر لیبرالی و غربگرایانه مدیران اقتصادی، مبارزه با نفوذ و فساد در عرصه گمرکات کشور و مبارزه با قاچاق را در پیش بگیرند و قدم های بزرگی به سوی هوشمند سازی گمرکات بردارند و گمرک را از وضعیت سنتی به شرایط روز و علمی جهانی نزدیک کنند. تمام موارد تذکر داده شده حاکی از این است که روشی که در پیش گرفته اید موجب می شود که دیگر هیچ مسئولی فعالیت مفید و مناسبی در مبارزه با فساد انجام ندهد. باید از عمل خوب تقدیر و عمل اشتباه و خطا را تقبیح کرد. همین میل به اصلاح در خیلی از سازمان های دیگر حتی مشاهده نمی شود اما دقیقا همان ها هم از چشمان نمایندگان ملت دور می مانند! به عنوان دانشجویانی که خیر نظام اسلامی و شما را می خواهیم میگوییم که نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی منابع خبری خود را از حیث گرایش ها گسترش دهند. کاری نکنند تا هر کسی که قدم درستی برای اصلاح نظام بروکراتیک و خسته کشور بر می دارد مأیوس شود که اگر حرکتی نبود، انتقادی هم نبود!! چنین نتیجه ای قطعا به زیان نظام اسلامی تمام خواهد شد و جز خیانت هیچ نام دیگری ندارد. باید اگر هر فردی و یا گروهی و یا سازمانی قدم درستی برمی دارد، او را یاری کنیم نه آن که خار راه او شویم. خداوند متعال هر کس را که در راستای اعتلای نظام اسلامی قدم بر می دارد، یاری نماید.
والسلام
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
بسیج دانشجویی علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران غرب
بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب
بسیج دانشجویی دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی
بسیج دانشجویی علوم پزشکی شهید بهشتی
بسیج دانشجویی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی
بسیج دانشجویی دانشگاه شهید عباسپور
بسیج دانشجویی دانشگاه مذاهب اسلامی
بسیج دانشجویی دانشگاه صدرا
بسیج دانشجویی دانشگاه صنعت هواپیمایی
بسیج دانشجویی دانشگاه فرهنگیان
بسیج دانشجویی دانشکده خبر
بسیج دانشجویی دانشگاه فنی شریعتی
بسیج دانشجویی علوم پزشکی تهران
بسیج دانشجویی دانشگاه علم و فرهنگ
بسیج دانشجویی دانشگاه علوم قضایی

همراه با هوش مصنوعی/ 3
تهدیدی همراه با آرامش
(لینک اصلی خبر)

معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری

عضو هیات علمی دانشگاه شهید رجایی معتقد است فناوری هوش مصنوعی نوین به سرعت در حال پیشرفت و توسعه است البته در کنار خطراتی که در توسعه این فناوری وجود دارد باید به مزیت ها نیز توجه کرد.
به گزارش مرکز ارتباطات و اطلاع رسانی معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، رضا ابراهیم پور عضو هیات علمی دانشگاه شهید رجایی درباره هوش مصنوعی و فرصت ها و تهدیدها در این حوزه اظهار کرد: هوش مصنوعی همانطور که مشخص است فناوری ساخته دست بشر است و می توان آن را برنامه کامپیوتری، الگوریتم یا ماشینی دانست که رفتارهای هوشمندانه بروز می دهد. نگاهی به تاریخچه هوش مصنوعی نشان می دهد که ایده نخست از ساخت ماشینی که رفتارهای هوشمندانه داشته باشد شکل گرفت. به نوعی که یک الگوریتم کامپیوتری با انسان تعامل و گفتگو کند و آن فرد نتواند تشخیص دهد که واقعا در حال تعامل با یک انسان یا ماشین است داستان از اینجا شروع شد. این نگاهی است که نخست در هوش مصنوعی وجود داشت.
الهام از مغز در ساخت ماشینی هوشمند
ابراهیم پور ادامه داد: در هوش مصنوعی هدف ساخت موجودی است که هوشمندی نزدیک به انسان را دارا است. در گذشته دانش انسان درباره مغز اندک بود و استنباط ها بیشتر از با مشاهده رفتار اون صورت می گرفت. اما در دو دهه اخیر با پیشرفت در حوزه علوم اعصاب و ایجاد تکنیک های جدید در تصویربرداری از مغز دانش شناخت مغز توسعه بسیاری پیدا کرد که به تبع آن هوش مصنوعی نیز تحت تاثیر قرار گرفت و نمونه هایی از هوش مصنوعی تولید شد که در آن الگوریتم هایی با الهام از ساز و کار مغز وجود داشت.
تحولات در حوزه هوش مصنوعی
این محقق و پژوهشگر همچنین عنوان کرد: به موازات این مسئله اتفاق دیگری نیز رخ داد و آن پیشرفت در حوزه شبکه های عصبی عمیق و یادگیری عمیق بود که در چند سال اخیر تحولات زیادی را در حوزه هوش مصنوعی ایجاد کردند. تمامی این پیشرفت ها باعث ایجاد هوش مصنوعی نوین شد که نسل جدیدی از این فناوری محسوب می شود. در این مدل متناسب با دانش روز مدل هایی طراحی می شود که به ساختار و عملکرد مغز نزدیکترین شباهت را داشته باشد.
ربات های خود یادگیرنده
وی در ادامه گفت: نسخه جدید هوش مصنوعی اختلاف بسیاری با نسخه های قبلی دارد، در هوش مصنوعی نوین نکته مهم این است که این ماشین ها قدرت یادگیری دارند. به عنوان مثال در گذشته ربات ها بر اساس قواعد و قوانینی که به آنها داده شده بود بازی شطرنج را انجام می دادند و توانمندی آنها در حد پیاده سازی همین قوانین بود اما در نسل جدید ماشین در طول بازی یاد می گیرد و با استفاده از یادگیری تقویتی راهکارهای جدیدی را ارائه می دهد. در واقع با استفاده از روش هایی بازی می کند که انسان با آن قواعد و قوانین بازی نمی کند و در انتها نیز برنده بازی است.
ابراهیم پور با بیان اینکه هوش مصنوعی نوین در حوزه های مختلف اثرگذاری زیادی دارد ابراز کرد: یکی از این حوزه ها پزشکی است که با ورود نسل جدید این فناوری دچار تغییرات بسیاری شده است. به عنوان مثال با دادن چند قطره خون به یکی از این مدل ها پس از پردازش آن این مدل اطلاعاتی همچون سن، جنسیت، رنگ چشم، قد و وزن فرد را ارئه می دهند و به همین راحتی می توان کد ژنوم فرد را هک کرد و تغییر داد. بنابراین اتفاقات بزرگی پیش رویمان قرار دارد و لازم است آمادگی برای مواجه آن را داشته باشیم. در گذشته انسان ها با استفاده از قوانینی امنیت سایبری را تامین می کردند و هکرهایی سعی در شکستن آن داشتند. با دسترسی هکرها به فناوری هوش مصنوعی نوین مورد تهدیدی فرا انسانی قرار می گیریم.
پتانسیل بالای نیروی انسانی در ایران
به گفته وی، این فناوری به سرعت در حال پیشرفت و توسعه است البته در کنار خطراتی که در توسعه این فناوری وجود دارد باید به مزیت ها هم توجه کرد. پیش بینی می شود با کاربرد این فناوری در آینده طول عمر انسان ها افزایش می یابد. اگر به خطرات هم توجه نکنیم این مسئله وجود دارد که افرادی مشغول فعالیت بر روی این فناوری هستند و رقبایی همچون گوگل و آمازون وجود دارند که مسئولان کشور باید به آن توجه داشته باشند. تیم های برجسته دنیا در چند سال اخیر همه به استخدام گوگل در آمدند و نفرات نخبه دنیا در ان حوزه را با هزینه های بسیار جذب می کند. البته از نظر نیروی انسانی در کشور مشکلی وجود ندارد و حتی در تیم های خارجی برجسته این حوزه یک فرد ایرانی وجود دارد.
ابراهیم پور همچنین بیان کرد: برای پیشرفت در این حوزه تجهیزات نیاز است البته نیاز به تجهیزات های تک نیست بلکه قدرت محاسباتی بالا با کلاستورهای کامپیوتری بزرگ نیاز است و مسئولان کشور نیز دقت کنند که بودجه ها دراین حوزه پخش نشود و فعالیت ها متمرکز انجام شود. اینکه یک مرکز محاسباتی قوی برای فعالیت های گروهی محققان کشور ایجاد شود بهتر است. اگر حرکت در این مسیر را دیر شروع کنیم صدمه خواهیم خورد زیرا دنیا با سرعت زیادی در حال پیشرفت است و در این صورت تبدیل به مصرف کننده در این حوزه می شویم در صورتی که در کشور پتانسیل لازم از نظر نیروی انسانی وجود دارد.